دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تفکّر

عبادت به نماز و روزه زیاد نیست بلکه عبادت جز به تفکّر و اندیشه زیاد در مورد خداوند نیست.
تفکّر
تفکّر

تفکّر

قال الرضا(ع): «لیستِ العبادهُ کثرهَ الصیام و الصلاهِ و إنّما العبادهُ کثره التّفکرِ فی أمرالله» (ابن شعبه حرانی، تحف العقول، احمد جنّتی، ص972)

از جمله مسائلی که در قرآن و روایات مورد تأکید قرار گرفته تفکّر و اندیشه است؛ به‌طوری که در روایات، عبادت خداوند به تفکّر و اندیشه در مورد خداوند تعبیر شده است. قرآن کریم می‌فرماید:

«الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‌ جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فی‌ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً»[1]

خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آن گاه که بر پهلو خوابیده‌اند، یاد مى‌کنند و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین مى‌اندیشند (و مى‌گویند:) بار الها! اینها را بیهوده نیافریده‌اى.

در این آیه ابتدا، به ذکر و سپس به فکر اشاره شده است؛ یعنى تنها یادآورى خدا کافى نیست؛ آن گاه این یادآورى ثمرات ارزنده‌اى خواهد داشت که آمیخته با تفکّر باشد؛ همانطور که تفکّر در خلقت آسمان و زمین اگر آمیخته، با یاد خدا نباشد، نیز به جایى نمی‌رسد. چه بسیارند دانشمندانى که در مطالعات فلکى خود و تفکّر مربوط به خلقت کرات آسمانى، این نظام شگفت‌انگیز را مى‌بینند، امّا چون به یاد خدا نیستند، عینک توحید بر چشم ندارند و از زاویه شناسایى مبدء هستى به آنها نگاه نمى‌کنند، از آن نتیجه لازم تربیتى و انسانى را نمى‌گیرند.[2]

بنابراین ذکر و فکر، همراه یکدیگر ارزشمندند. برخی ذکر مى‌گویند، ولى اهل فکر نیستند و کسانى اهل فکر هستند، ولى اهل ذکر نیستند. آنچه سبب رشد و قرب می‌شود، ذکر و فکر دائمى و همیشگی  است؛ نه موسمى و گذرا. چرا که «یَذْکُرُونَ» و«یَتَفَکَّرُونَ» فعل مضارع‌ هستند که نشان از استمرار دارند.[3] انسان اگر دائم در حال تفکّر باشد، چنین اندیشه و فکری راه سعادت را به‌سوی او باز خواهد کرد و به رشد و بالندگی و سعادت انسانی دست پیدا خواهد کرد و مسلما چنین فکر و اندیشه‌ای در مسیر عبادت و بندگی خداوند خواهد بود.

بنابراین تفکر و اندیشه دریچه‌ای است تا انسان، خدا را بشناسد و از راه تفکّر در مورد مخلوقات خداوند، به عظمت او پی ببرد و با اندیشه و تفکر به این نتیجه دست یابد که خداوند انسان را عبث، بیهوده، بدون هیچ تکلیف و بدون ثواب و عقاب خلق نکرده است؛ به‌همین جهت عبادت تنها منحصر در نماز و روزه نیست؛ بلکه عبادتی کامل است که همراه با تفکّر در مورد خداوند باشد؛ تفکری که معرفت و شناخت خداوند را به‌دنبال داشته باشد.[4]

البته از این نکته نباید غفلت کرد که در روایات، همواره بر این مطلب تأکید شده که انسان در مورد آفرینش و نعمت‌های الهی فکر کند و از اندیشه و تفکّر در مورد ذات خداوند بازداشته شده است؛ چراکه هیچ کس قادر نیست به کنه ذات خداوند متعال پی ببرد. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند:

«تفکّرُوا فی آلاء الله و لا تفکّروا فی الله»[5]

در مورد نعمت‌های الهی بیندیشید، ولی در مورد ذات خداوند فکر نکنید.

    پی نوشت:
  • [1]. آل عمران/191.
  • [2]. مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، 1374، ج3، ص216.
  • [3]. قرائتی، محسن؛ تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ یازدهم، 1383، ج2، ص224.
  • [4]. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفا، 1404هق، ج68، ص322 و 323.
  • [5]. سیوطی، جلال‌الدین؛ الدرّالمنثور فی‌تفسیر المأثور، قم، انتشارات کتابخانه آیه‌الله مرعشی نجفی، 1404هق، ج2، ص11.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS