دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تقوا، محور ارزشها

آنچه ذیلابیان می‌شود گزیده‌ای از مواعظ جامع و وصایای بسیار سودمند امیرالمومنین علی(ع) به امام حسن مجتبی(ع) است.
No image
تقوا، محور ارزشها
نویسنده: رضا جاودان

آنچه ذیلابیان می‌شود گزیده‌ای از مواعظ جامع و وصایای بسیار سودمند امیرالمومنین علی(ع) به امام حسن مجتبی(ع) است.

- فاوصیک بتقوی الله یا بنی و لزوم امره و عماره قلبک بذکره؛ ای پسرم، تو را سفارش می‌کنم به پرهیزگاری و پروای از خداوند و ملازمت امر و فرمان او و اینکه دل خود را با یاد خدا آباد سازی.‌

در آیات کریمه فراوانی از قرآن، به صور مختلف لفظ تقوا و یا مشتقات آن وارد شده است. یکی از بزرگترین ارزش ها در نظام ارزشی اسلام، یا بگوییم محور همه ارزش ها، تقواست. حضرت حق جل جلاله می‌فرماید: «ان اکرمکم عند الله اتقیکم»(حجرات: 13)، ملاک کرامت و ارزشمندی در پیشگاه خدا، تقواست که هیچ بدیل و جانشینی ندارد. بنابراین، به طور طبیعی اولین مطلبی که توجه مخاطب این وصیت نامه را به خود جلب می‌کند، باید چیزی باشد که محور همه وصایا و مواعظ است؛ یعنی همان تقوا.

حضرت می‌فرمایند: اوصیک بتقوی الله و لزوم امره؛ تو را به تقوا و ملازمت امر خداوند سبحان سفارش می‌کنم. تقوا اطلاقات متعدد و معانی مختلفی دارد. در برخی موارد تقوا به معنای اجتناب از گناهان می‌باشد و در موارد دیگر مقصود از تقوا، رعایت همه احکام شرعی، اعم از واجبات و محرمات است. حضرت از آن رو، نخست ما را به تقوا سفارش می‌کنند که تقوا محور همه ارزشهاست. افزون بر آن، اگر روحیه تقوا و خداپروری در نهاد آدمی وجود نداشته باشد؛ یعنی مواظب نباشد که احکام الهی را رعایت کند و واجبات را انجام بدهد و محرمات را ترک کند، راه به جایی نمی برد. ‌

انسانی که حالت بی بند و باری و بی مبالاتی و بی تفاوتی بر او حاکم باشد، در زندگی خود سردرگم بوده و راه به جایی نمی برد. اولین شرط در مسیر تکامل آن است که آدمی برای اعمال و رفتار خود معیار و ضابطه ای در اختیار داشته باشد و هواهای نفسانی خود را تحت کنترل بگیرد. آدمی برای ترقی و تعالی، باید طغیان و سرکشی و بی بند و باری را رها کند، و الامادامی که پیرو هوای نفس خود باشد و هر چه دلش می‌خواهد انجام دهد، هرگز به جایی نمی رسد. پس قدم اول این است که خودش را کنترل کند. گویا از همین روست که وصیت اول حضرت (ع) رعایت تقوا می‌باشد.

دومین وصیت اساسی حضرت، ذکر و یاد خداوند است که موجب آبادی قلب می‌گردد، لذا سفارش می‌فرماید: «و عماره قلبک بذکره» قلب خود را با ذکر و یاد خدا آباد ساز. طبیعی است که هیچ کس نمی خواهد وجودش بی ثمر و عاطل و باطل و همانند صحرای بایر، بی آب و علف و لم یزرع باشد. انسان می‌خواهد وجودش منشا اثر باشد، دوست دارد حیات داشته باشد، رشد و نمو بکند و میوه و ثمر بدهد. قلب انسان هم مانند یک سرزمین آباد، می‌تواند آبادانی داشته باشد و در مقابل ممکن است همانند یک شهر ویران و سرزمین بایر باشد.

به تعبیر دیگر هم می‌تواند به صورت یک خانه آباد و یا کاخی مجلّل و سرزمینی آباد و حاصلخیز تبدیل کند و محصولاتی مطلوب از آن برداشت نماید. ‌

به هر حال حضرت، به اجمال می‌فرمایند: «باید قلبت را آباد کنی!» البته حضرت، در چشم اندازی اندک به راه آبادانی قلب اشاره می‌کنند که آبادانی قلب به این است که «یاد خدا» در آن باشد. اگر یاد خدا در دل نباشد، دل ویرانه می‌شود؛ مثل یک مخروبه یا یک زمین بایر، که حاصلی از آن به بار نمی‌آید.

مقاله

نویسنده رضا جاودان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS