دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تقوای دل، عامل تندرستی

No image
تقوای دل، عامل تندرستی

آگاه باشید که فقر نوعی بلا است و سخت‌تر از تنگدستی بیماری تن و سخت‌تر از بیماری تن بیماری قلب است. آگاه باشید که همانا عامل تندرستی تقوای دل است (نهج البلاغه/حکمت 388). حضرت امیرالمومنین(ع) در این حکمت گهربار به رابطه و ارتباط متقابل جسم و روح اشاره داشته و عامل سلامت جسم و تن را دل متقی دانسته اند. از این رو راز سلامتی و تندرستی انسان را می‌توان در تقوا دانست. در ابتدا نیاز است مراد از تندرستی را دریافته و به معنای صحیح آن پی بریم.

معنای تندرستی

معناى تندرستى این است كه دستگاه خلقت انسان، و حس‌هاى او كامل، عقل و تمییزش پاى برجا، و زبانش براى گفتار آزاد باشد، خدا در این باره فرموده: «ما آدمیزادگان را گرامى داشتیم، در خشكى و دریا روان ساختیم، از خوراكهاى پاكیزه و گوارا نصیبشان كردیم، و بر بسیارى از مخلوقات خود برترى فراوان دادیم.» (اسراء: 70). خداى عز و جل خبر داده كه نژاد آدم را بر سایر مخلوقات از چارپایان، درندگان، جانوران آبى، پرندگان و خلاصه هر جنبنده‌اى محسوس، به نیروى تشخیص عقل، و به قدرت بیان، امتیاز و فضیلت داده، چنان كه در آیه دیگر فرموده: «ما انسان را در بهترین قوام آفریدیم.» (تین: 4) پس نخستین نعمت خدا بر انسان سلامت عقل و برترى از بسیارى موجودات دیگر به عقل كامل و بیان روشن است. از این رو خداوند انسان را به پیروى اوامر و اطاعت خود دعوت كرده كه به او خلقت مستقیم، نطق كامل و قدرت تشخیص داده، پس از آنكه نیروى انجام تكلیف عطا كرده، فرموده: «هر چه توانید از خدا پروا كنید، و بشنوید و اطاعت نمایید.» (تغابن: 16). اما رابطه تقوا و تندرستی به چه صورت است؟

معنای تقوا

در ابتدا نیاز است به تعریف مختصری از تقوا، معنا و مفهوم آن بپردازیم. تقوا از ماده «وقی» می باشد که به معنای صیانت و نگهداری است. راغب در کتاب مفردات قرآن می‌گوید: وقایه عبارت است از محافظت چیزی از هرچه به او زیان می‌رساند و تقوا یعنی نفس را محافظت کردن از آنچه درباره آن بیم می‌رود .تقوا در عرف شرع نگهداری نفس از آنچه انسان را به گناه می‌کشاند می‌باشد (مفردات قرآن /ص 531).از این رو تقوى عبارت است از صیانت تكاملى ذات. این مطلب براى همه ثابت‌شده است كه ابعاد شخصیت درونى انسان در مجراى تحول و دگرگونى قرار می‌گیرد و با نظر دقیق در استعداد انعطاف پذیرى انسان معلوم می‌شود همانگونه كه انعطاف‌ می‌تواند آدمى را از امتیازات والاى روحى ملكوتى به مراحل پست‌حیوانى تنزل‌بدهد، همین استعداد میتواند وى را به عالى‌ترین مراحل ممكن از رشد و كمال نائل‌بسازد.تقوى كه عبارت است از صیانت تكاملى ذات، جلوگیرى شدید از برخوردارى ازاستعداد انعطاف به‌طرف پلیدى‌ها و خودكامگى‌ها،و به فعلیت رساندن استعداد اعتلای ذات در مسیر حیات معقول رو به جاذبه كمال مطلق. اگر كسى به این نوع صیانت‌ذات توفیق نیابد،اولین چیزى را كه از دست‌خواهد داد هویت‌شخصیتى خویش‌است.( شرح نهج البلاغه/ علامه جعفری) امام صادق (ع) فرمودند: و اما تقوا، و آن، عبارت است از حذر كردن از چیزهایى كه موجب سَخط و غضب الهى باشد، با آن كه كثرت عبادت و طاعت در معنى تقوا مأخوذ است. و اخبار در این باب، زیاده از حدّ و حصر است و آیه‌ «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ ا... أَتْقاكُمْ»؛ یعنى: «گرامى‌ترینِ شما در پیش خداى تعالى، آن كسى است كه تقواى او زیاده باشد»، دلیلى واضح است بر رفعت شأن تقوا. (منهج الیقین (شرح نامه امام صادق (ع) به شیعیان)/ 59).

رابطه میان تقوا و تندرستی

از معنایی که برای تقوا ارائه شد تا حدودی می‌توان حقیقت آن را از نظر اسلام در نظر گرفت . به یک معنا تقوا را اینگونه می‌توان شرح داد که انسان برای بقای خویش و رسیدن به حقیقت انسانیتش نیاز به گذر از مراحل و مراتبی را دارد،به زبان ساده انسان دراین دنیا در حال مبارزه و جنگ و جدال با امور ضد و نقیض حاکم براین عالم است چرا که این دنیا، دنیای اضداد است و آدمی اسیر این تناقضات اما برای رسیدن به غایت خویش باید خود را در برابر این تناقضات حفظ و نگهداری کند ( سیری در نهج البلاغه/ مطهری ). با توجه به مطالب ذکر شده می‌توان گفت تقوا محدود به امور اخروی انسان نبوده بلکه امور دنیوی او را نیز دربرمی‌گیرد روح انسان برای به دست آوردن کمالات لاجرم باید سلامت جسم را نیز به همراه داشته و از جسم خویش در این راه صیانت کند بنابراین در مسیر کمال و تحقق تقوای دل تندرستی انسان نیز مورد توجه قرار می‌گیرد از این روست که حضرت علی (ع) می‌فرمایند؛ عامل تندرستی، تقوای دل است.

نقش تقوا در زندگی انسان

تقوا همچون واكسن ضد بیماری، فرد و جامعه را از گرفتاری به انواع امراض اخلاقی و اجتماعی مصون نگه می‌دارد، و اقشار مردم را از بدبختی‌های خانمان سوز كه امروز جامعه جهانی و بین‌المللی به سختی گرفتار آن گردیده‌اند نجات می‌دهد.تقوا نه تنها به اصلاح نفس و سیرت انسانی و امور معنوی كمك می‌كند، بلكه در امور مادی و بهداشتی و حفظ حقوق مردم نیز نقش آفرین است. قرآن كریم در اشاره به این حقیقت می‌فرماید: «اگر مردمان شهر و دیار، همه اهل ایمان و تقوا بودند، ما، درهای بركات آسمان و زمین را روی آنان می‌گشودیم» (اعراف/96). آری، اگر توده مردم اهل تقوا باشند، بخش مهمی از درآمدهای ملی و دولتی در موارد نامناسب مصرف نمی‌‌گردد، آبروی مردم مصون می‌ماند، تلاش و تولید و پیشرفت مضاعف می‌شود، روح اخوت و محبت كه عامل همبستگی و پیوستگی و پیشرفت است همیشه زنده می‌ماند و دشمنان و بدخواهان، از درون و برون مرز نمی‌‌توانند به ما آسیبی برسانند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS