دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تقوای فردی و اجتماعی

لفظ تقوا در قرآن هفده مرتبه و مشتقات آن 250 مرتبه ذکر شده است که مجموع آن 267 مرتبه می‌شود.
تقوای فردی و اجتماعی
تقوای فردی و اجتماعی
نویسنده: علی خانی

حضرت علی(ع) می‌فرمایند:

«اِتقِ اللـه وَ احْسِنْ فَـاِن الله مَعَ الذیـنَ اتقَـوا وَالذین هُم مُحْسِنون»

لفظ تقوا در قرآن هفده مرتبه و مشتقات آن 250 مرتبه ذکر شده است که مجموع آن 267 مرتبه می‌شود. این واژه در نهج البلاغه 45 مرتبه و مشتقاتش متجاوز از صد مرتبه به کار رفته است. در کلمات دیگر ائمه(علیهم السلام) نیز فراوان از تقوا سخن گفته شده است. اینها همه نشان دهنده اهمیت زیاد آن است.

در شرع، تقوا به معنای خویشتنداری انسان از مخالفت با حق است؛ یعنی انسان خود را از ترک واجبات و به جا آوردن محرمات بازدارد. تقوا از وقایه است؛ یعنی نگهداری. در آیات قرآن، گاهی خداوند می‌فرماید:

«ا تق الله». گاهی فرموده است:

«اِتقُوا النارَ التی وَقُودُهَا الناس وَ الحِجارَه»

از آتش جهنم بپرهیز و خودت را حفظ کن.» تقوا، یعنی عمل کردن بر طبق ضوابط الهی و فرمانبردار حق بودن در جمیع رفتارها و کردارها به گونه‌ای که هیچ اراده و خواسته‌ای برخلاف اراده و خواسته الهی نباشد. هر چه خدا می‌گوید، بنده انجام دهد. تقوا حالتی نفسانی است که باعث می‌شود انسان طبق ضوابط انسانیت و مذهب عمل کند و ذره‌ای مخالفت نکند. او را ملزم می‌کند که واجباتش را به جا آورد و محرمات را ترک کند و قرآن هادی و راهنمای کسی است که این حالت را داشته باشد و به چنین کسی وعده داده است که

«وَ مَنْ یتقِ الله یجْعَـلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یـرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لایحَتَسِب».

تقوا مراتبی دارد و مرتبه اولش این است که انسان واجبات را به جا آورد و محرمات را ترک کند.

نتیجه و ثمره تقوا اختصاص به فرد ندارد، بلکه تقوا ضابطه‌ای است که سبب حیات جامعه و بقای حیات انسانیت نیز می‌شود. بعضی گمان می‌کنند که تقوا محدودیت می‌آورد؛ ولی تقوا محدودیت نمی‌آورد، بلکه برای حیات بشر مصونیت ایجاد می‌کند؛ چون تقوا می‌گوید ظلم و خیانت نکن. اگر تقوا رعایت شود، اجتماع از همه پلیدی‌ها مصون می‌ماند. اگر حقوق اجتماع را رعایت نکنیم و آزاد به تمام معنا بشویم، دیگر حیات باقی نمی‌ماند و جامعه قدر و منزلتی پیدا نمی کند. رعایت حقوق اجتماع، همان تقواست. پس تقوا مخالف آزادی نیست و مانند نماز، روزه و خمس از فروعات مذهب نیست، بلکه تقوا حالتی است که سبب بقای حیات اجتماع هم می‌شود. همان گونه که رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی، ما را از تجاوز به حقوق دیگران باز می‌دارد و کسی نمی‌تواند بگوید پشت چراغ قرمز نمی‌ایستم، چون محدودیت می‌آورد، تقوای اجتماعی هم مانند ایستادن در پشت چراغ قرمز است. انسان کفش می‌پوشد تا پایش محفوظ و سالم و تمیز بماند. پا نمی‌تواند بگوید که چرا مرا محدود کردی؛ زیرا پوشاندن آن برای سلامت خودش و مصونیت از سرما و گرما و ...است. شرع مقدس که این همه به تقوا سفارش کرده، می‌خواهد مصونیت اجتماعی ایجاد کند، نه اینکه درصدد محدودیت مذهبی باشد.

حضرت امام صادق(ع) درباره تقوا می‌فرماید:

«التقوی انْ لایفْقُدُک حَیثُ اَمَرَک وَلایراک حَیثُ نَهاک»

تقوا آن است که حضرت حق در جایی که دستور داده است، تو را ببیند و در آنجا که ناراحت می‌شود، تو را نبیند».

به عبارت دیگر، واجبات و مستحباتت را انجام بده و محرمات و مکروهات را ترک کن. حضرت صادق(ع) وارد مجلسی شدند، شخصی درخواست آب کرد و برایش شراب آوردند. حضرت تا این وضع را دید، از جا برخاست و فرمود: مجلسی که معصیت خدا در آن بشود، جای من نیست و از مجلس بیرون آمدند. اعمال ائمه اطهار(علیهم السلام)، باید سرمشق ما باشد. در مجلسی که رضای حق در آن نیست، نباید وارد شد و باید این گونه مجالس را ترک کرد. اگر عذابی در چنین مجالسی نازل شود، همه حاضران را در بر می‌گیرد. ‌

مقاله

نویسنده علی خانی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS