دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تمسک به سنت برای مخالفت با حکمت

اساسا در عالم اسلام دسته بندی‌ها و گروه هایی درخصوص مسائل اعتقادی و عملی وجود داشته است، یکی از این دسته بندی‌ها، تقابل مکتب طرفدار حکمت با مکتب طرفدار حدیث است.
No image
تمسک به سنت برای مخالفت با حکمت

اساسا در عالم اسلام دسته بندی‌ها و گروه هایی درخصوص مسائل اعتقادی و عملی وجود داشته است، یکی از این دسته بندی‌ها، تقابل مکتب طرفدار حکمت با مکتب طرفدار حدیث است. تفاوت در نگاه به سنت نبوی بین این دو نحله از ابتدا سبب ایجاد یک تفاوت شده و این تفاوت در پیدایی علوم اسلامی تاثیر گذاشته است. البته کلمه اهل حدیث در معنای طرفداری سفت و سخت از سنت نبوی، زمانی ایجاد شد که افکار و نحله‌های فلسفی مانند معتزله و جبریون و شیعه پدید آمدند. اهل حدیث، در مقابل اینها معتقد بودند که ماییم که فقط تمسک به حدیث داریم. در این میان معتزله متهم به این بودند که از عقل به جای سنت نبوی استفاده می‌کنند.

مجموع این اختلافات این دو نحله را ایجاد کرده است و در میان اهل تسنن و تشیع به یک نسبت وجود دارند. هر زمانی که تفسیر یک حدیث یا آیه مطرح می‌شد، اهل حدیث می‌گفتند که حق بررسی و پرسیدن در این مورد را نداریم و باید آن را به همین شکل گذاشت. این گرایش، معتقد بود که هر چیزی را که ما احتیاج داریم، در قرآن و حدیث هست و باید عقل را تعطیل کرد. هر دو گروه برای اثبات مدعیات خودشان به آیات و روایات متوسل می‌شدند.

در گرایش افراطی، اهل حدیث به سه نکته تکیه می‌شود:

1- چرا اهل حدیث گفته می‌شود، چرا اهل قرآن نمی گویند؟ مگر اهمیت قرآن از حدیث بیشتر نیست؟ برای اینکه تصور این است که قرآن قابل توسعه نیست ولی تعداد حدیث خیلی بیشتر است.

2- عقل را به عنوان یک امر مستقل و اجتهادی نمی پذیرند

3- هر چیزی که نو و تازه باشد، بدعت تلقی می‌شود. اهل حدیث عناوینی را که برای کسانی که بر رای و عقل تکیه می‌کردند، به کار می‌بردند، بسیار مذمت آمیز بود. اهل حدیث، همه این افراد را «مبتدعه» یا اهل بدعت می‌شمردند.

اساسا احادیثی که اهل حدیث در طول تاریخ به آنها استناد می‌کرده اند، بالغ بر حجم انبوهی است که حتی برخی از آنها از طرف امامان و افراد دیگر مردود شمرده می‌شدند، جالب اینکه این حجم گاهی به یک میلیون تا یک میلیون و نیم بالغ می‌شود. جهت گیری بسیاری از این احادیث، علیه اصحاب حکمت بود.

بسیاری از احادیثی که از حضرت محمد(ص) در تجلیل یا مذمت این یا آن فرقه نقل شده، جعلی‌اند. از این رو، بسیاری از کسانی که به اجتهاد معتقد بودند، نسبت به بسیاری از این احادیث – جدای از احادیث اخلاقی که همه گروه‌ها معتقدند که سنت به معنای اخلاق، نیاز به بررسی ندارد- به چشم تردید می‌نگریستند. اهل حدیث توهمی را ایجاد کردند تا حکمت را زمین بزنند و باب تعقل را ببندند. مثلا در میان شیعه در دوره صفویه، به یک باره کتاب‌های حدیثی رو شد. این نبود، جز برای آنکه جلوی فلسفه و حکمت گرفته شود. اصلا هدف علامه مجلسی از جمع آوری «بحارالانوار» این بود که دامنه علوم عقلی را محدود کند. به هر حال، مقصودم این نیست که دایره اجتهاد را می‌توان آن قدر وسیع کرد که نتوان آن را جمع کرد. به این بهانه که همه حکمت و عقل بدعت است، نمی‌توان آن را محدود کرد. البته حکمت و عقل در دایره سنت نبوی، قابل پذیرش است. در واقع، عقل پایه است. اولین باب در کتاب اصول کافی، کتاب «العقل و الجهل» است؛ در حالی که کتاب دوم آن توحید است. در احادیثی که از پیامبر(ص) و امامان رسیده لزوم عقل و حکمت به اثبات می‌رسد: «مجالسه الحکماء حیات العقول» یا «الحکمه ضاله المومن» یا «خذوا الحکمه و لو من اهل النفاق» و... .»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS