دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تنبیه یا تشویق

یکى از شیوه‌هاى تربیتی، استفاده از تشویق و تنبیه است. تشویق وسیله‌اى براى ایجاد انگیزه و شوق و رغبت براى انجام کارهاى نیک و انجام عادت‌هاى پسندیده و تنبیه عاملى براى جلوگیرى از کارهاى زشت و ترک عادت‌هاى نکوهیده است. انواع تشویق: تشویق به صورت‌هاى گوناگون ممکن است صورت بگیرد. گاهى با تشکر کردن از کودک و اظهار رضایت نمودن از کارهاى او و احیانا با نگاه و عمل محبت‌آمیز او را نوازش کردن، گاهى نزد دیگران از او تعریف کردن و عمل او را مورد تائید...
No image
تنبیه یا تشویق
تنبیه یا تشویق کدام‌یک؟ فاطمه اسناوندی، دبیر منطقه 15 تهران یکى از شیوه‌هاى تربیتی، استفاده از تشویق و تنبیه است. تشویق وسیله‌اى براى ایجاد انگیزه و شوق و رغبت براى انجام کارهاى نیک و انجام عادت‌هاى پسندیده و تنبیه عاملى براى جلوگیرى از کارهاى زشت و ترک عادت‌هاى نکوهیده است. انواع تشویق: تشویق به صورت‌هاى گوناگون ممکن است صورت بگیرد. گاهى با تشکر کردن از کودک و اظهار رضایت نمودن از کارهاى او و احیانا با نگاه و عمل محبت‌آمیز او را نوازش کردن، گاهى نزد دیگران از او تعریف کردن و عمل او را مورد تائید و ستایش قراردادن، بالاخره گاهى پاداش‌، هدیه یا جایزه‌اى براى کار او در نظر گرفتن یا وعده دادن. در هر سن و جنسیتى تشویق باید متناسب با علائق و رغبت‌ها باشد به طور مثال تشویق یک دانش‌آموز اول دبستان با یک دانش‌آموز چهارده و پانزده ساله و نیز از نظر دختر یا پسر بودن متفاوت مى‌باشد. در تشویق باید نکاتى را رعایت کرد؛ 1. در استفاده از تشویق نباید زیاده‌روى کرد زیرا آن را بى‌ارزش نموده و توقع دانش‌آموز را بالا مى‌برد. تشویق نباید پیوسته و دائمى باشد بلکه باید گاه‌گاه باشد تا شخصیت دانش‌آموز شکل بگیرد. 2. تشویق نباید حالت رشوه به خود بگیرد. مثلا نباید پیاپى به کودک براى انجام کار خوب وعده خریدن چیزى یا پرداخت پولى را وعده داد زیرا اثرات تربیتى خوبى ندارد. 3. در تشویق و دادن پاداش نباید بین دانش‌آموزان تبعیض قائل شد که این کار نه تنها اثر تشویق را از بین مى‌برد بلکه اثرات زیانبارى نیز بر جاى مى‌گذارد. تنبیه عبارت است از روش یا شیوه‌اى که از طریق آن اقدام به کاهش رفتار مى‌شود، البته در تنبیه هدف کاهش رفتار نامطلوب است. تنبیه به صورت‌هاى گوناگون ممکن است انجام گیرد، یک نگاه ناراضى و احیانا خشم‌آلود، بى‌اعتنایی، قهر، توبیخ و سرزنش‌ پنهانی، سرزنش علنى در حضور دیگران، امتیاز منفى دادن و سرانجام تنبیه بدنی. همه اینها یک هدف را دنبال مى‌کنند و اینکه دانش‌آموز از ترس گرفتار شدن به یکى از عواقب از انجام کارى ناپسند خوددارى کند. به منظور موثرتر واقع شدن تنبیه، رعایت چند نکته ضرورى است؛ 1. رابطه تنبیه کننده و تنبیه شونده باید یک رابطه عاطفى منطقى باشد، هنگامى که تنبیه شونده مورد توجه و پذیرش تنبیه کننده باشد، عامل تنبیه اثر بیشترى در کاهش رفتار نامطلوب دارد. دلیل این امر این است که براى تنبیه شونده، تنبیه نشانه حذف محبت و توجه تنبیه کننده تلقى مى‌شود. 2. هنگامى که دانش‌آموز تنبیه مى‌شود لازم است دلیل تنبیه شدن او توضیح داده شود. با این عمل شاگرد نسبت به رفتار نامطلوب خود آگاهى ذهنى پیدا مى‌کند و این آگاهى موجب کنترل بیشتر رفتار نامطلوب مى‌شود. 3. در تنبیه نباید زیاده‌روى کرد زیرا قدرت نفوذ آن کاهش مى‌یابد و حتى در حدیثى از پیامبر(ص) آمده است؛ معلم و آموزگار باشید؛ در تعلیم خود سخت‌گیر نباشید زیرا معلم و آموزگار از انسان سخت‌گیر بهتر و با ارزش‌تر است. 4. حتى‌الامکان نباید از تنبیه استفاده کرد. هرچند در برخى موارد معلم ناگزیر مى‌گردد براى نهى از تخلف اخلاقى و درسى با خشونت و شدت‌ لحن رفتار کند و نباید با دیدن یک اشتباه تمام شخصیت دانش‌آموز را زیر سوال برد. نباید براى کندن خارهاى شخصیت، گل‌هاى زیبا را پرپر و لگدمال کرد. تشویق مقدم بر تنبیه است: ابتدا باید به این نکته اساسى توجه کرد که در تربیت باید تاکید بر استفاده از تشویق و ترغیب باشد نه تنبیه و تهدید. تنبیه گرچه به عنوان یک عامل بازدارنده ممکن است دانش‌آموز را از ارتکاب کارهاى زشت بازدارد ولى معمولا انگیزه‌هاى درونى را تغییر نمى‌دهد و به اصلاح درون و تغییر در رفتار نمى‌انجامد. در روایات اسلامى آمده است که دل‌ها را از ناحیه میل و رغبت آنها به دست آورید؛ قلب اگر مورد اکراه قرار گیرد کور مى‌شود. بنابر این در تربیت فرزند تا آنجا که ممکن است باید از روش تشویق و گرامى داشتن شخصیت او استفاده کرد نه به روش تنبیه. خشونت و تنبیه آخرین وسیله است که باید از آن استفاده کرد. تحقیقات نشان مى‌دهد کسانى که به جهت جنبه‌هاى مثبت در رفتار تشویق مى‌شوند نسبت به دانش‌آموزانى که به دلیل جنبه‌هاى منفى تنبیه مى‌شوند، به موفقیت بیشترى دست مى‌یابند. منابع: 1- آداب تعلیم و تربیت در اسلام، دکتر سیدمحمد باقر حجتی 2- شیوه‌هاى برخورد با نوجوانان در خانواده، محمد رستگار کاظمی 3- فصلنامه تعلیم و تربیت، نشریه پژوهشکده تعلیم و تربیت (شماره 2) 4- رفتار والدین با فرزندان محمد على سادات 5- شناخت هدایت و تربیت نوجوانان و جوانان. دکتر على قائمی
روزنامه رسالت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS