دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توبه و استغفار

خود را با استغفار معطّر کنید، تا بوی گناهان، شما را رسوا نکند
توبه و استغفار
توبه و استغفار

توبه و استغفار

قال امیرالمؤمنین(ع): «تَعَطَّرُوا بِالإستغفارِ لا تَفضَحکُم رَوائِحُ الذُّنوُبِ» (بحارالانوار ،ج6، ص22، باب20)

توبه اگر به شخص گنهکاری نسبت داده شود، به‌معنای بازگشت از گناه و اگر (همچنا‌که در قرآن و روایات بارها آمده) به خدا نسبت داده شود، در این صورت، به‌معنای بازگشت به رحمت است. یعنی همان رحمتی که به‌خاطر ارتکاب گناه، از گنهکار سلب شده بود، پس از توبه و بندگی خداوند، به او باز می‌گردد؛ به‌همین دلیل، یکی از نام‌های خداوند، توّاب یعنی بسیار بازگشت‌کننده به رحمت یا بسیار توبه‌پذیر است.[1]

وقتی که انسان بر اثر غفلت و نادانی و یا طغیان غرائز و هوای نفس، دچار گناه شد، باید خیلی زود، خود را در معرض رحمت الهی قرار دهد، از او آمرزش بخواهد و با آب توبه و استغفار، دل و جان خود را شستشو دهد؛ که سهل انگاری و امروز و فردا کردن در امر توبه، خود گناه دیگر و دلیل بر سرکشی بیشتر خواهد بود. آن‌چه از آیات قرآن استفاده می‌شود، این است که توبه به دو شرط پذیرفته می‌شود.

1. گناه بر اثر جهل و نادانی واقع شده باشد؛ نه با انگیزه کفر و طغیان.

2. انسان پس از ارتکاب گناه، بلافاصله پشیمان شود و هرچه زودتر توبه کند.

خداوند در این باره می‌فرماید:

«إنّما التّوبهُ علی اللهِ الذینَ یَعملُونَ السُّوءَ بِجهالهٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِن قریبٍ فاولئکَ یَتُوبُ اللهُ علیهِم و کان اللهُ علیماً حکیماً»[2]

جز این نیست که توبه از آنِ کسانى است که به نادانى، مرتکب کارى زشت مى‌شوند و زود توبه مى‌کنند. خدا توبه اینان را مى‌پذیرد و خدا دانا و حکیم است.[3]

اینکه خداوند برای توبه و استغفار عجله را شرط می‌داند، به‌خاطر اثر سوئی است که گناه بر جان و روح انسان دارد و او را از خداوند دور می‌کند؛ به‌همین خاطر در روایات بر این نکته تاکید شده که اگر خدای ناکرده از انسان، گناهی سر زد، با استغفار خود را معطّر سازید، تا گناهان، شما را رسوا نسازند. گاهی اوقات، برخی افراد، بر اثر کوتاهی در نظافت، کمی عطر به لباس خود می‌زنند؛ تا دیگران متوجه نشده و مورد اذیّت و آزار واقع نشوند؛ و شرمنده آنان نیز نشوند. گناه نیز انسان را بدبو می‌کند؛ به‌همین خاطر، تا انسان مرتکب گناهی شد، باید سریع با توبه و استغفار، خود را معطّر سازد؛ تا بوی بد گناهان او را رسوا نسازد و با توبه و استغفار خویش، خود را به خدا نزدیک سازد و خدا را از خود خوشنود کند.

    پی نوشت:
  • [1]. مکارم شیرازی ، ناصر؛ اخلاق در قرآن، قم، مدرسه امام علی بن ابی‌طالب(ع)، چاپ سوم، 1381، ج1، ص219.
  • [2]. نساء/17.
  • [3]. مهدوی کنی، محمدرضا؛ نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1372، چاپ دوم، ص313.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

از چه چیزی استغفار کنیم؟

از چه چیزی استغفار کنیم؟

بسیاری از جوانان و نوجوانان هنگامی که با سفارش‌های اکید قرآن و مربیان دینی درباره استغفار و لزوم آن مواجه می‌شوند،

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS