دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توبه

واگر اهل شهرها وآبادیها ، ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند به یقین برکات آسمان وزمین را بر آنها می گشودیم… (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
توبه
توبه

قال الله تعالی :

﴿وَلَوْ أنَّ أهلَ القُری امَنُوا وَاتّقوا لَفَتحنا علیهم برکاتٍ من السّماء وَالأرض…)

(سوره اعراف، آیه 96)

ترجمه :

واگر اهل شهرها وآبادیها ، ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند به یقین برکات آسمان وزمین را بر آنها می گشودیم…

(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)

توضیح :

توبه

سیر و سلوک الی الله درجات و مراتب گوناگونی دارد که باید یکی پس از دیگری پیموده شود؛ اما پیش از پیمودن آن مراحل باید با توبه مانع را برداشت. اولین مرحله از مانع‌زدایی برای سالکان راه، گناه‌زدایی است؛ چون گناه نه تنها مایه ورود به جهنّم است، بلکه مانع انجام کار خیر در دنیا نیز خواهد شد.

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: اثر گناه این است که انسان را از عبادت، محروم می‌کند. گاهی انسان، در روز به گناهی مبتلا می‌شود و بر اثر آن از شب زنده‌داری و نماز شب محروم می‌گردد؛ گناه در کارهای خیر، مانند کارد تیز در گوشت اثر دارد: «إنّ الرّجل لیذنب الذنب فیحرم صلاة اللیل وإنّ عمل السیّی‌ء أسرع فی صاحبه من السّکین فی اللّحم»[1]. همان گونه که کارد در گوشت نفوذ کرده، آن را قطعه قطعه می‌کند، گناه نیز اطاعت را قطعه قطعه می‌کند. البته گاهی انسان، گناه می‌کند و با کار خیر و اطاعت، آن گناه را ترمیم می‌کند، ولی این در صورتی است که روح ایمانی شخص، قوی و آن گناه، ضعیف باشد؛ امّا در حال عادی برای توده مردم، گناه مانع انجام کار خیر می‌شود. در نتیجه خود گناه رشد می‌کند و آنگاه نه تنها برکات معنوی بلکه برکات مادّی هم از انسان گرفته می‌شود.

آنچه در قرآن کریم آمده است: ﴿وَلَوْ أنَّ أهلَ القُری امَنُوا وَاتّقوا لَفَتحنا علیهم برکاتٍ من السّماء وَالأرض ولکن کذّبوا فَأَخَذْناهم بما کانوا یکسبون﴾[2]، این دو مطلب را به همراه دارد و یک نوع تلازم وجودی و عدمی را بازگو می‌کند؛ یعنی، بین ایمان و تقوا از یک سو و بین نزول برکات الهی از سوی دیگر، تلازم وجودی و بین ترک تقوا از یک سو و بین قطع رحمت و برکات الهی از سوی دیگر تلازم عدمی برقرار است. امام صادق (علیه السّلام) می‌فرماید: خداوند هر سال باران را به اندازه لازم می‌فرستد، ولی اگر مردم سرزمینی، تبهکار باشند، دستور می‌دهد که این باران در مناطقی فرو بریزد که به حال آنها سودمند نباشد: «ما من سنة أقل مطراً من سنةٍ ولکنّ الله تعالی یضعه حیث یشاء، إنّ الله تعالی إذا عمل قوم بالمعاصی، صرف عنهم ما کان قدّره لهم من المطرفی تلک السنة إلی غیرهم وإلی الفیافی والبحار والجبال...»[3].

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص 153-154
    پی نوشت:
  • [1] . محاسن برقی، ج 1، ص 205.
  • [2] . سوره اعراف، آیه 96.
  • [3] . محاسن برقی، ج 1، ص 207.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS