دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توکّل بر خدا یا امعتماد به نفس؟

کسی که به خداوند توکل کند کفایت می شود و بی نیاز می گردد. (اقتباس از تفسیر موضوعی قرآن کریم آیت الله جوادی آملی)
توکّل بر خدا یا امعتماد به نفس؟
توکّل بر خدا یا امعتماد به نفس؟

توکّل بر خدا یا امعتماد به نفس؟

قال علی(ع): «مَنْ تَوَکَّلَ عَلَی اللَّهِ کُفِیَ وَ اسْتَغْنَی»(تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ، حدیث3874)

‌یکی از افکاری که از مغرب زمین به حریم اندیشه ناب توحیدی مسلمانان نفوذ کرده این است که اعتماد به نفس از فضایل است و باید دیگران را به آن ترغیب کرد در حالی که اسلام هرگز اعتماد به نفس را تأیید نکرده است؟ زیرا انسانی که مالک هیچ شأنی از شئون خود نیست چگونه می‌تواند بر خود تکیه کند؟ آنچه از نظر اسلام فضیلت به شمار می‌رود و دین به آن بها می‌دهد اعتماد و توکل بر خدا است. در روایتی از امام جواد (ع) نقل شده که:

«الثقهُ بالله تعالی ثمن لکل غال و سلم إلی کل عال»[1]

اعتماد به خدا بهای هر کالای گرانبها و نردبان صعود به هر درجه بلندی است.

تکیه گاه مؤمن در زندگی  قدرت بی‌نهایت و مستقل خداوند است، نه قدرت خودش و قدرت دیگران. اما اعتماد به نفس یا اعتماد به دیگران از نظر اسلام رذیلت است زیرا معنای اعتماد به نفس این است که انسان به حول و قوه خود اعتماد کند در حالی که خداوند در معرفی مؤمنان در قرآن می‌فرماید: «حسبنا الله و نعم الوکیل»[2] انسانی که در برابر خداوند عاجز است و مالک چیزی نیست باید بر خدا توکل کند و نه بر نفس خود.[3] بنابر این انسان در زندگی فقط باید به خدا توکل کند و به او اعتماد داشته باشد نه به خود و دیگران کسی که تنها به خداوند اعتماد داشته باشد در حقیقت به خداوند توکل کرده است. حضرت علی(ع) می‌فرمایند:

«مَنْ وَثِقَ بِاللَّهِ تَوَکَّلَ عَلَیْهِ»[4]

کسی که به خداوند اعتماد کند به او توکل کرده است.

در روایات اعتماد به نفس مورد نکوهش قرار گرفته و آثاری برای آن شمرده شده که به دو نمونه آن اشاره می‌کنیم.

1-      بزرگترین دام شیطان

در روایات یکی از بزرگترین دامهای شیطان، اعتماد به نفس و تکیه کردن به خود شمرده شده؛ کسی که فقط به خودش اعتماد و تکیه می‌کند و خداوند را در نظر نمی‌گیرد، باید توجه داشته باشد که در دام شیطان گرفتار شده است. حضرت علی(ع) می‌فرمایند:

«ایّاک و الثّقة بنفسک فانّ ذلک من اکبر مصاید الشّیطان»[5]

بپرهیز از اعتماد و تکیه به خودت، به درستی که اطمینان و اعتماد به نفس از بزرگترین دامهای شیطان است.

2-      مطمئن‌ترین رخنه‌گاه شیطان

در روایات وارد شده اطمینان و اعتماد به نفس از مطمئن‌ترین فرصتهایی است که شیطان به وسیله آن انسان را فریب می‌دهد و باعث لغزش انسان می‌شود. حضرت علی(ع) می‌فرمایند:

«الثِّقَةُ بِالنَّفسِ مِن أوثَقِ فُرَصِ الشَّیطانِ»

اطمینان به خود، از مطمئن‌ترین فرصت‌ها براى شیطان است.[6]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS