دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توکّل در آیات قرآن

وهر کس که بر خداتوکل کند ، خدا امر او ار کفایت می کند ؛ خداوند فرمان خود را به انجام می رساند به یقین خدا برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
توکّل در آیات قرآن
توکّل در آیات قرآن

توکّل[1]
توکل که یکی از مراحل سیر سالکان الی الله است، همان، «گزینش و پذیرش وکیل» است و «وکیل» کسی است که از سوی موکّلِ خود، تدبیر و سرپرستی کاری را بر عهده می‌گیرد. هر کس در کاری که «خُبره» آن نیست یا توان آن را ندارد، وکیل می گیرد و چون انسان، بدون علم و قدرتی که خدای سبحان به او عطا می کند، در کارهای خود نه خُبره است و نه قدرت انجام آن را دارد، پس باید بر مبدئی که خبیر و قدیر است تکیه و اعتماد کند. پس، توکل آن است که انسان در همه کارها خود را جاهل و عاجز بداند و کار خود را به خدای علیم قدیر واگذار کند.

ما برای انجام کارها و دستیابی به اهداف خود همواره از اسباب و وسایلی استفاده می کنیم و برای رسیدن به مرحله توکل باید نه تنها همه آن اسباب و وسایل را از خدا و خدا را «مسبّب الاسباب» بدانیم، بلکه باید نه خود مدعی استقلال در برابر خدا باشیم و نه برای اسباب و ابزار فعل، استقلال در سببیت قائل باشیم؛ البته توکل آن نیست که انسان کار را به خود یا سایر اسباب و علل نسبت ندهد، بلکه بایدخدای سبحان را سبب اصیل و سبب ساز هر کاری بداند و همه ماسوا را شئون و مظاهر فاعلیت خدا بداند؛ زیرا هیچ سببی در تأثیر و سببیّت خود مستقل نیست و تنها به میزانی که خدای سبحان به آن سببیت بخشیده، قدرت تأثیر دارد.

خدای سبحان بهترین وکیلِ انسانی است که از خود هیچ علم و قدرتی ندارد؛ زیرا او تنها وکیلی است که هر چه را اداره کند خبیرانه و قدیرانه می تواند به انجام رساند: ﴿ کذلک الله یفعل ما یشاء ﴾[2]، ﴿ ولکن الله یفعل ما یرید ﴾[3]، ﴿ ومن یتوکل علی الله فهو حسبه إن الله بالغ أمره قد جعل الله لکل شی‌ءٍ قدراً ﴾[4] و هر حکمی بخواهد می کند: ﴿ ان الله یحکم ما یرید ﴾[5].

پس او سبب غیر مغلوب و شکست ناپذیر است و هیچ مانعی نمی تواند جلو نفوذ اراده او را بگیرد و او را از رسیدن به مرادش بازدارد و یا به گونه ای بین او و هدف فعل او حایل شود: ﴿ والله یحکم لا معقّب لحکمه ﴾[6] و چون همه علل و اسباب به او منتهی می شود او برای هر متوکلی «کافی» است: ﴿ فأعرض عنهم وتوکل علی الله وکفی بالله وکیلاً ﴾[7].

اوست که انسان را هدایت می کند، هرگز به او خیانت نمی کند و جز خیر و نیکی برایش نمی خواهد، پس تنها بر او باید اعتماد و توکل کرد: ﴿ وما لنا ألّا نتوکل علی الله وقد هدانا سبلنا... وعلی الله فلیتوکل المتوکلون ﴾[8].

قرآن کریم می گوید هر مؤمنی که چهره جانش را به سوی خدا متوجه کند و بر

او اعتماد کند به دستاویزی ناگسستنی تمسک جسته است: ﴿ فمن یکفر بالطاغوت ویؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی لاانفصام لها ﴾[9]؛ اما کسی که بر غیر خدا تکیه کند به تار عنکبوت چنگ زده است: ﴿ مثل الذین اتّخذوا من دون الله أولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتاً وإن أوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون ﴾[10].

متوکل راستین کسی است که اراده خدا را بر اراده خویش ترجیح دهد و کار خداپسند را بر کار هوس پسند برگزیند؛ یعنی، به دین و احکام الهی عمل کند.

منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص 363-364
    • پی نوشت:
    • [1] . محقّق طوسی مباحث: توکل، رضا، تسلیم، توحید، اتحاد و وحدت را در باب پنجم کتاب «أوصاف الأشراف» آورده و با عنوان «حالهایی که اهل وصول را سانح شود» از آن یاد کرده است. ص 139
    • [2] . سوره آل عمران، آیه 40.
    • [3] . سوره بقره، آیه 253.
    • [4] . سوره طلاق، آیه 3.
    • [5] . سوره مائده، آیه 1.
    • [6] . سوره رعد، آیه 41.
    • [7] . سوره نساء، آیه 81.
    • [8] . سوره ابراهیم، آیه 12.
    • [9]. سوره بقره، آیه 256.
    • [10] . سوره عنکبوت، آیه 41.

    این موضوعات را نیز بررسی کنید:

    جدیدترین ها در این موضوع

     فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

    فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

    هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
     خداشناسی در نهج البلاغه

    خداشناسی در نهج البلاغه

    پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
     توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

    توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

    البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
     توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

    توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

    بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
     توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

    توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

    با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

    پر بازدیدترین ها

     خداشناسی در نهج البلاغه

    خداشناسی در نهج البلاغه

    پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
     توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

    توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

    البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
     فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

    فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

    هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
    بررسی توحيد در نهج البلاغه

    بررسی توحيد در نهج البلاغه

    بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
     توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

    توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

    اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
    Powered by TayaCMS