دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تکمیل ضرب سکه در اسلام

No image
تکمیل ضرب سکه در اسلام

كلمات كليدي : ضرب سكه، عبدالملك، سكه،درهم.

نویسنده :

ابن خلدون می گوید:

«سكه و آن مهر زدن بر دينارها و درهمهايی است كه درميان مردم رايج است و با آنها معامله ميكنند. و مهرى كه بكار ميبرند، عبارت از تكه آهنى است كه بر آن صورتها يا كلماتى معكوس مينگارند و آن‌را بر روى دينار يا درهم ميزنند و در اين هنگام صورتها يا كلمات منقوش بر آن بطور طبيعى و مستقيم پديد مي‌آيد. اما نخست عيار مسكوكات را از هر نوع فلزى كه باشد در نظر مي‌گيرند و براى تصفيه آنها از مواد ديگر چندين بار آنها را در ريخته‌گرى‌ مي‌گذارند.و ‌‌پس‌ از سنجش و اندازه‌گيرى جسم‌هاى درهم‌ها و دينارها بوزن معين كه مقرر و متداولست آنها را در داد و ستد از لحاظ عدد بكار ميبرند».

در راستای سیاست های اداری، عبد الملک مروان در سال هفتاد و شش هجری،جنبش تعریب مسکوکات در حوزه جغرافیایی سرزمین های اسلامی آغاز شد. این امر در راستای تعریب بخش های مختلف اداری صورت پذیرفت. این امر در حالی به انجام رسید که مسکوکات مختلفی در سرزمین اسلامی بخاطر فتوحات مسلمین رواج داشت، ایرانی و رومی و برخی مسکوکات دیگر از جمله مسکوکات رایج در سرزمینهای اسلامی بود. تعدد مسکوکات در قلمرو حکومتی عبدالملک مروان که در واقع روزهای اوج اقتدار حکومت اموی بود، ضعفی بود که در نهایت او را بر آن داشت تا در جهت یک سان سازی نظام پولی اقدام کند.

"ابن کثیر" در "البدایه والنهایه" نقل قولهای متفاوتی را در اینکه سال ضرب اولین سکه چه سالی و به دست چه کسی بود نقل های متفاوتی را ذکر می کند اما نهایتا سال 76 هجری و به دست عبدالملک مروان را می پذیرد.

تاریخچه وجود سکه در تاریخ قبل از عبدالملک

اما با نگاهی اجمالی به این موضوع و تاریخچه وجود سکه در اسلام به اولین سکه هایی که در دوران خلفایی چون عمربن خطاب که در برخی از این سکه ها «الحمد لله» در برخی دیگر «محمد رسول الله» و یا «لا اله الالله» نقش بسته است و عثمان در سال 28 هـ. که بر آن نقش «بسم الله ربی» و دوران خلافت امیرالمؤمنین امام علی (ع) در سال 37هـ. که بر آن نقش «ولی الله» بود وهمچنین سکه هایی درسال 38و39 هـ. که منقوش به نقش«الله الصمد لم یلد و لم یولد ولم یکن له کفوا احد» و«محمد رسول الله ارسله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون» بود بر می‌خوریم که حاکی از وجود مسکوکات در صدر اسلام بود. و حتی در برخی از این سکه ها تاریخ ضرب آن با این عنوان «ضرب هذا الدرهم بالبصرة سنة اربعین» درج شده است. همچنین معاویه نیز سکه های دینار و سکه هایی که «دانق» (یک ششم درهم) نام داشت و بر روی آن شکل مردی که شمشیر به کمر داشت نقش بسته بود، ضرب کرد.

عبدالله ابن زبیر سکه های درهم را ضرب کرد .او اولین فردی بود که سکه ها را به صورت دایره ضرب می‌کرد در دو طرف سکه ها « محمد رسول الله » و « امرالله بالوفائ والعدل » نقش کرده بود.

اما آنچه که وجه تمایز این سکه ها با آنچه که عبدالملک ضرب کرد به حساب می آ‌ید، وسعت شمول رواج سکه های دوره عبدالملک با سایر مسکوکات قبلی است که با فروپاشی حکومت از بین رفته یا از ارزش می افتاد.

حر کت عبدالملک در یک سان سازی نظام پولی در سرزمینهای تحت سیطره حکومت اسلامی ،چیزی است که آن را دارای اهمیت میکند و مورخان را بر آن میدارد تا او را اولین ضارب سکه بنامند. "دینوری" در "اخبار الطوال" می‌گوید:

«گويند؛ در سال هفتاد و ششم هجرت عبدالملك نخست دستور داد سكه‌هاى درهم را ضرب كردند و سپس سكه‌هاى دينار را هم ضرب كردند و او نخستين كسى است كه در اسلام سكه زده است و پيش از آن درهم و دينارهاى ضرب شده در ايران رايج بود».

عبد الملک وضرب اوّلین سکه رایج

عبدالملک برای توجه ویژه به امر ضرب سکه تلاش کرد تا ضرابخانه ای را بنا کند و چاپ کننده ها را در آنجا جمع کرد. مواد اولیه ضرب مسکوکات مانند خاک معدن وسایر مواد برای این امر جمع آوری می شد. نقش سکه ها به دستور عبدالملک مروان «سوره توحید» و کلمه «محمد رسول لله» بود که در دو طرف سکه منقوش بود. از نکات مهم در مورد سکه های جدید توجه ویژه در وزن آنها بود. از انجا که پول جدید می بایست به جای پول های متعدد قبلی رواج می یافت در نتیجه عبد الملک برای تسریع در این امر سیاست زور وفشار یا به یک معنی زدن دردناک و حبس طولانی و حتی قتل را در پیش گرفت.

پیامد ها و نتایج ضرب سکه

1. از مشکلات عدیده ای که عبدالملک و حکومت اسلامی بخاطر تعدد مسکوکات دچار آن شده بود، تفاوت در میزان محاسبه زکات، مهریه و دیات بود که تعدد مسکوکات آن را موجب می‌شد، در نتیجه با ضرب این سکه که در آن درهم ها به وزن 10 مثقال و دینار ها به وزن 7 مثقال ( بنا به فرموده پیامبر) ضرب شد، این مشکل حل گردید.

2. در پولهای مسیحیان رایج در بازار مسلمین عبارت تثلیث منقوش بود، در نتیجه بکار گیری پول جدید، آنان را از این مسئله رهایی می بخشید.

3. توسعه و پیشرفت جنبه های تمدنی در حکومت عبدالملک.

4. آزادی سیادت عرب و در نهایت استقلال در فعالیت های اقتصادی برای آنان.

5. افزایش اقتدار حکومت مرکزی.

با این روش عبدالملک توانست حرکتی نو و مستقل را در فعالیت های اقتصادی در حکومت خود ایجادکند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS