دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جایگاه اخلاص

پرسش: نقش و جایگاه اخلاص در اخلاق و رفتار و رسیدن به رشد و تعالی معنوی انسان را توضیح دهید؟
جایگاه اخلاص
جایگاه اخلاص

پرسش: نقش و جایگاه اخلاص در اخلاق و رفتار و رسیدن به رشد و تعالی معنوی انسان را توضیح دهید؟

پاسخ: یکی از مفاهیم اساسی اخلاقی در رابطه انسان با خدای متعال «اخلاص» است. در قرآن کلمه «خالص» و مشتقات آن 31 بار به کار رفته است و در آموزه‌های وحیانی عمل ناخالص ارزش اخلاقی نداشته و پذیرفته نیست.

اخلاص در مباحث اخلاقی و قرآنی از جایگاه و اهمیت به سزایی برخوردار است. زیرا ملاک ارزش گذاری و اجر و ثواب اخروی و قبولی طاعات و عبادات نزد خدای متعال بحث اخلاص در فکر و نیت و عمل است. در آموزه های دینی، ارزش عمل به خلوص نیت است، به همین جهت در روایات نیت از عمل بهتر و مقدس تر معرفی شده است. پیامبر اعظم(ص) می‌فرماید: نیت مومن بهتر از عملش و نیت کافر بدتر از عملش می‌باشد.(وسایل الشیعه، ج1، ص 50) به طور کلی دستیابی انسان به رشد و تعالی معنوی و تقرب به خدا در پرتو افکار و اعمال خالصانه است.

مفهوم اخلاص

راغب اصفهانی در مفردات الفاظ قرآن «خالص و اخلاص» را به این صورت معنا می‌کند: «خالص به چیزی می‌گویند که قابلیت آمیختگی داشته باشد و سپس از آمیختگی پاک شود. حقیقت اخلاص دوری جستن است از هر چیزی که غیر خدا باشد.» 

در ادبیات عرفانی و اخلاقی نیز «اخلاص» را این گونه تعریف می‌کنند:
«اخلاص به معنای خلوص و تصفیه عمل است از تمام شوائب، مانند ریا و عجب و کبر و آنچه حاجب حقیقت و مایه فساد عمل گردد از حظوظ نفسانی، اعم از آن که ذات عمل باشد و یا موجب تباهی روح و حقیقت اعمال گردد.» لازم به ذکر است که در کتاب‌های اخلاقی واژه «نیت» به جای «اخلاص» بسیار به کار می‌رود. حال آن که کلمه نیت در قرآن استفاده نشده است و در روایات نیز موارد کمی آمده است. در هر حال با توجه به کاربرد گسترده واژه «نیت» در آثار اخلاقی لازم است مفهوم آن توضیح داده شود. «نیت» عبارت است از برانگیختن قلب به سمت آن چیزی که موافق غرض او باشد، چه جلب منفعت باشد یا دفع ضرر و در اصطلاح شرع بحث از نیت را مختص به اراده ای می‌دانند که قصد از فعل، طلب کردن رضایت خدا باشد یا انجام دادن احکام خدا. بنابراین کسی که فعلی را از روی ریا، طمع، انتظار مدح و ثنا و یا رهایی از سرزنش مردم انجام دهد عمل او ارزش معنوی ندارد.

به طور کلی ارزش عمل اخلاقی به دو عامل وابسته است: یکی صلاحیت خود فعل و دیگر خلوص نیت و انگیزه فاعلی. این دو در حقیقت به منزله جسم و روح عمل اخلاقی‌اند. بنابراین ثواب بر عملی مترتب می‌شود که توام با حسن فعلی یعنی صلاحیت خود فعل و حسن فاعلی یعنی اخلاص و قصد قربت فاعل باشد.

مراتب اخلاص

در آیات قرآن دو عنوان «مخل ص» و «مخلص» را برای افرادی که در عمل اخلاص دارند، می‌توان یافت.

الف) مخلص

«مخلص» به فردی گفته می‌شود که با هوای نفس بجنگد و کارهای خود را با اخلاص انجام دهد ولی ممکن است در صورت غفلت عملی را غیر خالص انجام دهد. در قرآن بیش از ده مورد به این مقام اشاره شده است (اعراف -29) مقام کسانی که از روی اخلاص و نیت پاک خدا را می‌خوانند و پرستش می‌کنند.

ب) مخلص

مرتبه بالاتر و نهایی اخلاص این است که انسان به اندازه ای رشد معنوی پیدا کند که وجود او کاملاپاک گردیده و شیطان امیدی برای گمراه کردنش نداشته باشد. چنین فردی به دلیل تلاش زیادی که در تزکیه نفس خود کرده، خداوند او را در برابر شیطان حفظ می‌کند. (یوسف، آیه 42). مقام «مخلصین» عالی ترین درجه تکامل معنوی انسان در پیشگاه خداوند متعال است و در چنین مرحله ای است که شیطان از پیروزی خود اظهار ناامیدی می‌کند (حجر- 93)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS