دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جدل

No image
جدل

كلمات كليدي : جدل، برهان، مسلمات، مشهورات، مشهورات حقيقي، مشهورات ظاهري

نویسنده : مهدي افضلي

یکی دیگر از صناعات خمس صناعت "جدل" است. جدل که معادل واژه یونانی "طوبیقا" است، در لغت به معنای ستیزه جویی و لجاجت ورزیدن در کلام است که غالب اوقات از دایره انصاف بیرون است و همراه با شگردهای خاص به کار می‌رود. گاه جدل بر استعمال و به کارگیری این صناعت نیز اطلاق می‌شود، در این معنا گفتاری ‌که از مشهورات یا مسلمات ترکیب شده و برای طرف مقابل الزام آور باشد به جدل نامبردار می‌شود. با توجه به آن‌چه بیان شد تعریف جدل نیز روشن می‌شود. در تعریف آن گفته‌اند:

"صناعتی است که انسان را بر اقامه ادله تألیف شده از مسلمات یا رد آن‌ها طبق خواستش قادر ساخته و به او این قدرت را می‌دهد که از وضع خود دفاع کند تا نقضی بر او وارد نشود یا بتواند وضع دیگران را نقض کند".

فوائد و ضرورت جدل

در موارد متعدد به دلیل آن‌که امکان اقامه‌ برهان وجود ندارد یا مفید نیست، تمسک به جدل ضرورت پیدا می‌کند. از باب نمونه برهان برای توده مردم و نو آموزان یک رشته علمی دشوار است یا خود انسان از اقامه برهان عاجز است یا اصل ادعا به گونه‌ای است که برهان بر نمی‌دارد، در این‌گونه موارد گریزی از تمسک به جدل وجود ندارد. با تمسک به جدل بسیاری از اهدافی ‌که انسان دارد قابل تحقق است، می‌تواند حق و باطل را از هم تمییز دهد، حق و اهل حق را یاری و باطل و اهل باطل و بدعت‌گذاران را تضعیف کند، ذهن خویش را برای تحصیل مقدمات استدلال بورزد، اصول موضوعه و مصادرات یک علم را برای نوآموزان آسان کند و مانند آن. از طرف دیگر گستره کاربرد جدل نیز وسیع است، جز مشهورات حقیقی و ریاضیات، در سایر امور می‌توان با استفاده از جدل بهره جست، در مسائل فلسفی، سیاسی، دینی، اجتماعی، ادبی و دیگر شاخه‌ها و شعبه‌های علوم همگی از جدل می‌توان بهره گرفت؛ چیزی که در مجموع از همه موثر‌تر است صناعت جدل می‌باشد.

تفاوت برهان و جدلمنطق‌دانان چند تفاوت مهم میان برهان و جدل را بیان کرده‌اند:

1. مقدمات برهان همگی یقینی هستند، ولی در جدل از مسلمات و مشهورات استفاده می‌شود؛

2. جدل همواره نیازمند دو طرف است، ولی در برهان، چون هدف رسیدن به میوه شیرین شناخت حقیقت می‌باشد این هدف یک‌طرفه تحقق می‌یابد.

3. بر دو طرف یک مسأله نمی‌توان برهان اقامه کرد، اگر کسی بر یک طرف برهان اقامه کند دیگری خلع سلاح می‌شود، ولی می‌توان چندین استدلال جدلی را فرض کرد که از سوی طرفین به دو طرف یک‌ مساله اقامه شده است. البته لازم به ذکر است که بر یک طرف مسأله برهانی می‌توان چندین برهان اقامه کرد، اما بر دو طرف آن ممکن نیست، چراکه در حکم نقیضین هستند. اما چون در جدل صدق و کذب مدعا مطرح نیست، بلکه شهرت آن مورد نظر است بر دو طرف آن ممکن است استدلال آورده شود.

4. برهان به لحاظ صوری صرفا در قالب قیاس قرار می‌گیرد، ولی‌ در جدل می‌توان از قالب‌های تمثیل و استقراء نیز بهره جست.

مبادی و مقدمات جدل

از میان مبادی هشت‌گانه قیاس‌ها مشهورات و مسلمات هر دو در جدل به کار می‌روند، ولی باید توجه داشت که تنها مشهورات حقیقی یعنی چیزهایی ‌که شهرت‌شان قابل زوال نیست مفید است نه مشهورات ظاهری که شهرت‌شان زوال‌پذیر است. مقدمات مشهوره نیز اگر خود مستقیما مشهور نیستند، ناگزیر باید به مشهورات منتهی شوند و به تعبیر دیگر مستنتج از مشهورات باشند.

ابزارهای تقویت صناعت جدل

مهارت یافتن در این زمینه بسته به چند عامل است که با تقویت آن‌ها می‌توان به توفیق در این عرصه امید بست. مجادل:

1. باید بر مشهورات مسلط باشد و بتواند آن‌ها را طبقه‌بندی کرده و در هر مورد متناسب با آن بهره جوید.

2. احوال الفاظ همانند اشتراک در لفظ،‌ منقول، مشکک، متواطی، مترادف، متباین و مانند آنرا بداند تا از این طریق ابهامی برایش پیش نیاید، زیرا بسیاری از مشکلات ناشی از همین ابهام در الفاظ و مفاهیم است.

3. بتواند متشابهات را بشناسد و آن‌ها را از یکدیگر تمیز بخشد، اگر مخالفش به چیزی تمسک کرد، بفهمد که او با استفاده از چیزی‌که صرفا تشابه با مسأله مورد ادعا دارد بهره جسته است. از باب نمونه کسی ‌که مخالف عقلی بودن حسن و قبح است آنرا به بزرگتر بودن کل از جزء مقایسه می‌کند، می‌گوید اگر حسن و قبح عقلی بود نباید کسی در آن اختلاف می‌داشت، چنان‌که در بزرگتر بودن کل از جزء اختلافی ندارد. انسانی‌که بر تفاوت این دو نوع آگاه می‌باشد می‌داند که چنین مقایسه مبنایی ندارد.

4. قدرت بر بیان تشابه میان اشیای مختلف نیز داشته باشد. گاه با بیان شباهت میان دو چیز می‌توان به تعریف یک حقیقت دست یافت.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS