دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جلال آل احمد

No image
جلال آل احمد

كلمات كليدي : جلال آل احمد، خسي در ميقات، غربزدگي، سفرنامه، مدير مدرسه.

نویسنده : داریوش سعادتی لیلان و اعظم بابائی

تولد: 2 آذر 1302 3 هـ.ق – تهران

وفات: 17 شهریور 1348 – اسالم گیلان

جلال آل احمد در 2 آذر 1302 در تهران در خانواده‌ای مذهبی و روحانی به دنیا آمد. در 1323 به حزب توده پیوست و سه سال بعد در انشعابی جنجالی از آن کناره گرفت. نخستین مجموعه داستان خود به نام «دید و بازدید» را در همین دوران منتشر کرده بود. او که تاثیری گسترده بر جریان روشنفکری دوران خود داشت، به جز نوشتن داستان به نگارش مقالات اجتماعی، پژوهش‌های مردم‌شناسی، سفرنامه‌ها و ترجمه‌های متعددی نیز پرداخت. شاید مهمترین ویژگی‌ ادبی آل احمد نثر او بود. نثری فشرده و موجز و در عین حال عصبی و پرخاشگر، که نمونه‌های خوب آن را در سفرنامه‌های او مثل «خسی در میقات» و یا داستان – زندگی‌نامه‌ی «سنگی بر گوری» می‌توان دید. وی در 18 شهریور 1348 در اسالم گیلان در گذشت.

آثار:

برخی از مهمترین آثار جلال آل احمد عبارتند از: مجموعه سفر نامه ها: از رنجی که می‌بریم؛ اورازان؛ تات نشین‌های بلوک زهرا؛ جزیره خارک در یتیم خلیج‌فارس؛ خسی در میقات؛ و مجموعه ای که شامل مقالات، رمان ها و داستان های کوتاه است: پنج داستان؛ چهل طوطی؛ در خدمت و خیانت روشنفکران؛ دست‌های آلوده؛ دید و بازدید؛ زن زیادی؛ سرگذشت کندوها؛ سفر آمریکا؛ سفر به ولایت عزراییل؛ سفر روس؛ سه تار؛ غرب‌زدگی؛ مدیر مدرسه؛ مکالمات؛ نفرین زمین؛ نون والقلم؛ یک چاه و دو چاله.

جلال آل احمد نویسنده‌ای پویا است که در چند عرصه جولان داده است، در عرصه داستان‌نویسی، ترجمه مقاله و سفرنامه. او صاحب سبک خاص خود است؛ نسرش و سبکش همانند شخصیتش، شتابزده، عصبی صریح و صمیمی است. دغدغه‌ی او در تمام آثارش، مردم و آگاهاندن آنان است. جلال هیچ گاه در کنار گود تماشاگر ماجرا نبود، بلکه همواره خود را به داخل گود می‌انداخت و همیشه هم حرفی برای گفتن داشت و از قضا صریح و بی‌تعارف می‌نوشت.

در حیطه داستان، او جریان داستانی درون‌گرا و یأس آلودی را که از صادق هدایت آغاز شده بود، یکباره به برون‌گرایی و پرخاش و حساسیت واداشت، و روحی پویا، زنده و تیزبین به کالبد داستان دمید. در حیطه مقاله‌نویسی می‌توان گفت اوج شکوفایی او در مقاله‌ی «غربزدگی» است. جلال در این اثر هم همان مختصات ساده بیان صریح خود را حفظ کرده ودر این مقاله مردم را متوجه هویت بومی و شرقی خود کرد و ثابت نمود که در عرصه مقاله‌نویسی نیز می‌توان موفق شد.

جلال آل احمد شخصیتی کنجکاو داشت، او در طول عمر خود به چند جا سفر کرد و منتهای همت خویش را برای درک و فهم فرهنگ و آداب و رسوم کشور خود به کار بست و در این ضمن سفرنامه‌هایی تهیه کرد، از جمله «تات نشین‌های بلوک زهرا» و «اورازان»؛ سفرنامه دیگر او «خسی در میقات»‌است که به ثبت خاطرات سفر حج پرداخته است.

او آثاری از نویسندگان غربی از جمله «بیگانه» اثر «آلبر کامو» و «دست‌های آلوده» از «ژان پل سارتر» را ترجمه کرده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS