دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جمعه خونین " هفده شهریور "

No image
جمعه خونین " هفده شهریور "

كلمات كليدي : هفده شهريور، جمعه خونين، راهپيمايي عيد فطر، پيام امام (ره)، شاه، اردشير زاهدي، شريف امامي، كارتر، سادات، بگين، وارن كريستوفر.

نویسنده

حماسه خونین هفده شهریور حادثه‌ای است بس عظیم که اگر سالیان متمادی در وصف آن و یاد هزاران شهید آن روز، سخن گفته شود، باز قلم از ادای حق آن واقعه خونین عاجز خواهد بود.

  حرکتی که روز هفده شهریور 57 بدست جلادان شاه و کماندوهای اسرائیل به خون نشست، دارای هدفی مقدس بود که مردم قهرمان ما با نثار خون هزاران جوان خود در صدد تثبیت آن بودند. یک سری جریانات سیاسی در مسیر انقلاب در حال انجام بود که در کنار این هدف در حرکت مردم انقلابی ایران تأثیر گذار بود[1].

 

بستر های پیدایش حادثه خونین هفده شهریور

  با دقت نظر در سیر تحولات شهریور 57 می‌توان دریافت که نطفه این واقعه اسفناک از روزهایی بسته شد که "شریف امامی" نخست وزیر دولت به اصطلاح آشتی ملی، روی کار آمد و دستور هجوم و کشتار مردم را صادر نمود، که در اثر آن  عده زیادی از مردم در شهرستان‌ها به دست مزدوران رژیم به شهادت رسیدند، در اعتراض به این اقدام، تعداد زیادی از مردم تهران در میدان ژاله و خیابانها اطراف آن جمع شده و دست به یک راهپیمایی آرام زدند که با برخورد شدید رژیم مواجه شده و بنابر اظهارات مقامات رسمی دولت وقت، طی سرکوبی این تظاهرات 3 نفر شهید و 10 نفر به شدت مجروح شدند.

  به دنبال این حادثه، چهارشنبه هشتم شهریور نیز مردم در خیابانهای تهران به ویژه خیابان ژاله سابق دست به اعتراض و تظاهرات زدند و با مقابله شدید مأموران رژیم روبرو شدند و چند تن از آنها شهید شدند.

 

راهپیمایی عید فطر 57

   در سیزدهم شهریور 57 مردم تهران به امامت شهید "آیت الله مفتح" نماز عید فطر را در "قیطریه" برگزار کرده و پس از آن طی یک راهپیمایی میلیونی گسترده با صدای رسای خود اعلام کردند که خواستار برقراری حکومت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) هستند. این راهپیمایی عظیم، جدی‌تر از همیشه زنگ خطر را برای "شاه" و رژیم پوسیده او به صدا درآورد و عرق سرد وحشت بر پیشانی رژیم فرو نشاند. روزهای 14 و 15 شهریورنیز، در تهران و شهرستان‌ها تظاهرات پراکنده ای صورت گرفت و دهها نفر دیگر شهید و مجروح شدند.

 

اعتراض روحانیت

  روحانیت مبارز ایران در اعتراض به کشتارهای فجیع رژیم شاه در تهران و شهرهای دیگر، روز پنجشنبه 16 شهریور را روز عزای عمومی و تعطیل اعلام نموده جهت بزرگداشت شهدای چند روز اخیر دعوت به راهپیمایی گسترده‌تری نمودند. علیرغم ممانعت دولت، رژیم ناگزیر در مقابل اراده پولادین مردم عقب نشست و ملت ایران با جمعیتی بیش از راهپیمایی عید فطر به خیابانها آمدند و از همان مسیر راهپیمایی عید فطر (قیطریه) به راه افتادند و از مسیر خیابان دکتر شریعتی به سوی جنوب تهران سرازیر شدند، در حالی که خودروها و نفربرهای ارتش در مقابل آنها صف کشیده بودند.

  لحظه‌ای که مردم و ارتش بهم رسیدند، سکوت معناداری در میان آنها حکمفرما شد؛ یکباره از میان جمعیت این شعار برخاست: «برادر ارتشی چرا برادرکشی؟» و به دنبال آن بر گردن سربازان و لوله های سلاح شان شاخه های گل جای گرفت. بدین ترتیب تظاهرات 16شهریور پیروزی بزرگی در روند انقلاب اسلامی ایران بود که ضمن آن ارتش در آغوش محبت ملت قرار گرفت.[2]

جمعه خونین

  پس از این دو راهپیمایی میلیونی بود که شاه پس از مشورت با فرماندهان نظامی و با تبادل نظر با سفرای آمریکا و انگلیس، پنج‌شنبه شب (16 شهریور) دستور حکومت نظامی صادر کرد و هیأت دولت نیز آن را تأیید نمود.[3]

  صبح روز هفده شهریور در حالی که اکثر مردم از اعلام حکومت نظامی بی ‌خبر بودند، همانند روزهای گذشته در میدان شهدا (ژاله سابق) اجتماع کردند تا راهپیمایی دیگری را ترتیب دهند اما با نظامیانی مواجه شدند که میدان و خیابانهای اطراف را در محاصره خود داشتند، زنان در نزدیکی میدان و مردان کمی با فاصله از میدان نشسته بودند و شعارهای انقلابی سرمیدادند، تا راهپمایی خود را آغاز نمایند، ناگهان مأموران بی‌رحمانه به سویشان آتش گشودند؛ مردم که انتظار چنین قساوتی نداشتند، شجاعانه در مقابل رگبار گلوله‌ها نشستند و در حالی که شعار "مرگ بر شاه" و "درود بر خمینی" برلب داشتند به خون خود غلتیدند.

  بقیه مردم که از معرکه دور بودند، مجروحین را با خود حمل کرده و بر سر راه خود بانکها، سینماها، فروشگاه‌های کوروش، اتوبوس‌ها، و ماشین‌های دولتی و نظامی را به آتش کشیدند. درگیری تا بعد از ظهر آن روز ادامه داشت بر اثر آن بیش از چهارهزار نفر شهید و صدها نفر دیگر مجروح شدند.

  همزمان با تهران در شهرهای آبادان، اهواز، شیراز، مشهد، قزوین، جهرم، کازرون، تبریز، کرج، کرمانشاه، و قم حکومت نظامی اعلام شد و مقررات عبور و مرور و منع تجمعات مردمی به اجرا درآمد. در همان روز چندین نفر از شخصیت‌های مبارز روحانی و غیر روحانی دستگیر شدند.

 

پیام امام (ره)

  حضرت امام (رحمت الله علیه) پس از فاجعه هفده شهریور، پیامی به همین مناسبت به هموطنان مظلوم ایران فرستادند و در این پیام با محکوم نمودن اعمال وحشیانه رژیم، فرمودند:

«شما ای ملت ایران که تصمیم گرفته‌اید خود را از شر رژیم شاه خلاص گردانید، در رفراندومی که در عید فطر و چهارم شوال در برابر ناظران سراسر جهان انجام دادید، به دنیا نشان دادید که رژیم شاه جایی برای خود در ایران ندارد...»[4]

 

پیامدهای رویداد 17 شهریور

 

1-   تردید و تزلزل در اراده سیاسی رژیم شاه:

  به دنبال کشتار 17 شهریور، رژیم در رویارویی با ملت‌ سخت‌ به تردید و تزلزل افتاد؛ چرا که شیوه‌های مرسوم اعم از سرکوب و سازش در عمل شکست ‌خورده بود. اجرای حکومت نظامی که بر اساس نظریه مشاوران امنیتی و ساواک، بهترین سیاست ممکن جهت ‌برقراری امنیت و آرامش تلقی می‌شد، نتیجه عکس بخشید.

  چند روز پس از واقعه ‌17شهریور هنگامی که "شریف امامی" برای اخذ رای اعتماد به مجلس می‌رفت، دست کم ‌9 تن از نمایندگان فریادزنان صلاحیت "‌شریف امامی" را زیر سؤال بردند، که البته در نهایت رای اعتماد را از مجلس اخذ کرد.[5]

 

2- تاثیر واقعه7‌1شهریور در مشی مبارزه و خواستهای سیاسی ‌مخالفان:

  17 شهریور شکاف میان حکومت و ملت را عمیق تر کرد و امکان هر نوع پیوستگی یا سازش را از بین برد. بدین‌ترتیب واقعه ‌17شهریور به اعتبار میانه‌روها و هواداران اندیشه اعاده مشروطیت ‌سلطنتی به نحو اجتناب‌ناپذیری آسیب وارد نمود؛ زیرا، دولت آشتی ملی بیش از دو هفته نتوانست به وعده‌های خود وفادار بماند و در 17شهریور نقاب دروغین از چهره خود برافکند. توجیه‌ناپذیری این رویداد، راه مسالمت میان شاه و مخالفان را برای همیشه بست. بنابراین، هنگامی که امکان  راه حل سیاسی با رژیم از بین رفت، انقلاب در مسیر تازه‌ای افتاد و شتاب بیشتری گرفت. از این دیدگاه رویداد 17شهریور باعث انسجام فکری و اتحاد عملی مخالفان شد و همگان به این نتیجه رسیدند که تنها یک راه برای نجات جامعه ایران باقی مانده است و آن خروج شاه و سقوط رژیم او و استقرار یک نظام مطلوب است.

 

3- حکومت نظامی و تزلزل ارتش:

  حوادث ‌17شهریور و ادامه حکومت نظامی، انسجام و اراده ارتش را متزلزل ساخت. استقرار طولانی مدت ارتش در میدانها و چهارراهها و مراکز مهم شهر، موجب فرسایش آنان می شد. ارتش می‌بایست تحت فرمان فرمانداریهای نظامی و شورای امنیت استان عمل کند که خواه‌ناخواه با هیات دولت و سایر مراکز قدرت در نحوه و اجرای فرمانهای حکومت نظامی اختلاف نظر می‌یافت. این واقعیت‌ با توجه به ساختار ارتش شاهنشاهی که شکاف عمیقی میان کادر فرماندهی با بدنه نیروهای مسلح از نظر گرایشهای سیاسی و تمایلات ملی و مذهبی وجود داشت، موضع ارتش را به عنوان سرکوبگر مخالفان، سخت تضعیف می‌کرد.[6]

 

4- آمریکا و تحولات پس از 17 شهریور:

  دو روز پس از 17شهریور "اردشیر زاهدی"، سفیر ایران، در واشنگتن با "وارن کریستوفر"، معاون وزارت خارجه آمریکا، دیدار نمود. "کریستوفر" ضمن تاکید بر حمایت دولت آمریکا از ایران، خواستار رعایت اعتدال در اجرای حکومت نظامی شد؛ اما "زاهدی" ادعا کرد که کمونیستهای سازمان یافته تظاهرات را ترتیب می‌دهند و دولت آمریکا همراه با نیروهای اپوزیسیون، توطئه براندازی شاه را تدارک دیده است. "کریستوفر" این اتهام را زشت و ناروا خواند و گفت تضعیف اعتماد به نفس شاه در این زمان مهمترین عامل بروز و گسترش شورشهاست.[7]

 

5-هجرت امام از نجف به پاریس:

  "شریف امامی" در آغاز تصدی نخست‌وزیری و درباره برنامه‌ها و سیاست های دولت آشتی ملی در مورد بازگشت آیت‌الله خمینی اعلام کرده بود که بازگشت ایشان به کشور بلامانع است.[8] در پی آن در تاریخ ‌  7 شهریور1357 - و پس از تقریبا 15 سال - روزنامه اطلاعات عکس امام را در صفحه اول خود چاپ کرد و از اعزام هیاتی به منظور مذاکره و بازگشت ایشان به نجف خبر داد، اما رهبر انقلاب در همان روز، نخست‌وزیری "شریف امامی" را «نیرنگ شیطانی شاه‌» خواند و پیشنهاد آشتی با روحانیان را «وعده پوچ و فریبکارانه‌» دانست و مردم را به مقاومت و مبارزه تشویق کرد.[9] با وقوع حادثه ‌17شهریور، امام، شاه را مسئول مستقیم کشتار مردم دانست و خواستار انهدام رژیم شاهنشاهی شد.

 

6- گسترش اعتصابات و از پا درآمدن دولت:

  مهمترین ویژگی دور تازه اعتصابات که در اندک زمانی پس از کشتار 17شهریور آغاز شد، ماهیت کاملا سیاسی آن بود که با هدف از پادرآوردن رژیم و فلج‌ساختن آن صورت می‌پذیرفت. در روزهای دوم و سوم مهر همان سال، اعتصاب وسیع کارکنان پالایشگاه آبادان به نشانه همبستگی با سی هزار تن از کارگران اعتصابی نفت در تهران، اهواز، گچساران و آغاجاری به راه افتاد. به تدریج ‌شرکت مخابرات، راه‌آهن، ذوب‌آهن، بنادر و کشتیرانی، بازاریان، معلمان، دانشگاهیان و سایر مؤسسات اعتصابات را وسعت ‌بیشتری بخشیده و اعتصاب‌کنندگان خواستار کناره‌گیری شاه و ایجاد جمهوری اسلامی شدند. این اعتصابات به ویژه در شرکت نفت‌ سبب رکود عمده‌ترین منبع درآمد ارزی کشور و حتی دشواری دستیابی به نفت جهت مصارف انرژی، حمل و نقل و سوخت‌ حرارتی برای منازل شد. در نتیجه دولت در پی اختلال در سیستم اقتصادی در انجام تعهدات داخلی و بین‌المللی با تنگناهای فلج‌کننده‌ای روبرو شد. دولت آمریکا نیز در پی توقف پرداختهای ایران، برنامه فروش جنگ‌افزار نظامی را تا روشن ‌شدن اوضاع سیاسی تهران به حالت تعلیق درآورد.[10]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS