دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جنگ نهروان

No image
جنگ نهروان

كلمات كليدي : اميرالمؤمنين (ع)، نهروان، خوارج، عبدالله بن وهب، عبدالله بن خباب، قاسطين، حكميت، حروراء

نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

بعد از آن که سپاه حضرت علی(ع) در اثر دسیسه‌های عمر و عاص در صفین دست از جنگ کشیده و حضرت امیرالمؤمنین (ع) را مجبور به پذیرش حکمیت کردند، درست همان زمان که اشعث ‌بن‌ قیس قرارنامه تحکیم را برای گروه‌های مختلف سپاه می‌خواند، گروهی از سپاهیان، در برابر او فریاد زدند: «لاحکم إلا الله». و گفتند: «حکمیت تنها سزاوار خداوند است». سؤال آنان این بود:‌ تکلیف کشتگان ما چیست؟ خداوند تکلیف معاویه را روشن کرده و حکم خدا چیزی جز سرکوب سپاه شام نیست.

آن‌ها از امام خواستند تا با رها کردن مسأله حکمیت که به پندار آنان منجر به کفر شده، توبه کند. امام با استناد به آیۀ «اوفوا بالعقود» فرمودند:

چاره‌ای جز صبر تا پایان مدت قرارنامه نیست. می‌بینید که بیشتر این جمعیت، موافق با جنگ نیست.

در راه بازگشت از صفین، مردم به دو گروه تقسیم شده گروهی مخالف حکمیت و گروهی موافق آن بودند. تا این‌که در نزدیکی کوفه، کم‌کم‌ جماعتی از سپاه جدا شده و به منطقه "حروراء" رفتند.

اینان در کوفه نزد امام آمدند و از آن حضرت خواستند تا "ابوموسی" را برا ی حکمیت نفرستد. امام فرمود:

ما چیزی را که پذیرفته‌ایم نقض نمی‌کنیم. من از آغاز با این حکمیت مخالف بودم، و به اجبار مردم به آن تن دادم، و در اصل ما حکمیت قرآن را پذیرفته‌ایم نه حکمیت رجال را.

اعتراضات خوارج که شش ماه ادامه داشت، سبب شد تا امام "عبدالله‌ بن‌ عباس" و "صعصعة‌ بن‌ صوحان" را برای گفتگو نزد آن‌ها بفرستد. آنان تسلیم خواسته این دو نفر برای بازگشتن به جماعت نشدند زیرا که پذیرفتن حکمیت را کفر تلقی می‌کردند و بدین ترتیب از امام می‌خواستند تا بر کفر خود شهادت داده و از آن توبه کند، به هر حال صحبت‌های مکرر امام و اصحاب ، نتوانست خوارج را، بازگرداند.

خوارج در شوال سال 37 در منزل "زید‌ بن ‌حصین"، با انتخاب "عبدالله‌ بن ‌وهب راسبی" به رهبری خود، وضعیت سیاسی و نظامی خود را سامان بخشیدند. پس از حکمیت، آنها با ترک کوفه، به مدائن رفته و از آنجا همفکران بصری خود را نیز به سوی خود دعوت کردند. برخی از آنها مدائن را به دلیل وجود شیعیان امام امیرالمؤمنین (ع) صلاح ندانسته و نهروان را برگزیدند. پس از اعلام نتیجه حکمیت، امام ‌امیرالمؤمنین (ع) مخالفت خود را با نتیجه حکمیت اعلام کرده و از مردم خواستند تا برای جنگ با قاسطین اجتماع کنند. امام به خوارج فرمود:‌ کار این دو حکم بر خلاف قرآن بوده و من به سوی شام در حرکت هستم، شما نیز ما را همراهی کنید.

آنها ضمن مخالفت با امام به سمت دمما حرکت کردند در مسیر خود به "عبدالله ‌بن خباب" برخوردند. و از او درباره علی سؤال کردند. او گفت:‌ علی، امیرالمؤمنین است. آنها عبدالله و همسرش را که باردار بود به قتل رساندند. خوارج در طول راه به هر کسی برمی‌خوردند، درباره حکمیت سؤال می‌کردند. اگر با آنها موافق نبود او را می‌کشتند. این حرکت سبب شد تا امام تصمیم به مقابله با آن‌ها بگیرد. آن حضرت در نامه‌ای خوارج را به بازگشت دعوت کرد. "عبدالله‌ بن‌ وهب"، در پاسخ امام، همان سخن پیشین خود را دربارۀ لزوم توبه آن حضرت یادآور شد. "قیس ‌بن ‌سعد" و "ابو ایوب انصاری" از آنان خواستند تا برای جنگ با معاویه به آنان بپیوندند. خوارج گفتند در صورتی حاضرند که کسی چونان عمر آن‌ها را رهبری کند. زمانی که امام دریافت که اینان تسلیم پذیر نیستند، سپاه چهارده هزار نفری خویش را در برابر خوارج آراست. خوارج جنگ را آغاز کردند. آنها با سرعت بسیار زیادی مضمحل شده و رهبرانشان کشته شدند. از سپاه امام، کمتر از ده نفر کشته شدند. این درگیری در نهم صفر سال 38 بود.

مقاله

نویسنده (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS