دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جوامع حدیثی

No image
جوامع حدیثی

كلمات كليدي : حديث، علم،معارف،پيامبر

نویسنده : سعادت پرور

جوامع حدیثی

حدیث به عنوان دومین منبع در شناخت فرهنگ و معارف اسلامی نقش به سزایی دارد و از این رو کتابت حدیث از همان ابتدا در کنار قرآن مورد توجه قرار گرفته که مسلمانان از عصر حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به جمع آوری آن همت گماشتند، یاران آن جناب که شب و روز در خدمت او بودند، سخنان، گفته‌ها، خطابه‌ها و رفتارهای رسول خدا را حفظ کردند و سینه به سینه به یک دیگر انتقال دادند.

انگیزه اصلی مسلمین به فراگیری و جمع و نقل اخبار و احادیث، اولاً احساس نیاز مسلمین به احادیث در امور دینی بود. ثانیاً شخص رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بنابر روایت مسلم و قطعی شیعه و سنی، مکرر مردم را تشویق می‌فرمود که آنچه از او می‌شنوند ضبط کنند و برای آیندگان نقل نمایند. از آن حضرت روایت کرده‌اند که فرمود:

«قَیِّدُوا الْعِلْمَ. قیل وَ مَا تَقْیِیدُهُ قَالَ کِتَابَتُهُ»[1]

«دانش را در بند کنید عرض شد: بند نمودن دانش چیست؟ فرمود: نگاشتن‌اش»

«رَوَی ابْنُ جُرَیْحٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قُلْتُ یَا رَسُولَ اللهِ اُقَیِّدُ الْعِلْمَ قَالَ نَعَمْ وَ قِیلَ مَا تَقْیِیدُهُ قَالَ کِتَابَتُه»[2]

«عبدالله بن عمر گوید: عرض کردم یا رسول الله دانش را به بند درآوردم؟ فرمود: آری گفته شد ببند در آوردن دانش چیست؟ فرمود نوشتن آن»

«وَ رُِوِیَ اُنَّ رَجُلاً مِنَ الْأنصَارِ کَانَ یَجْلِسُ إلَی النَّبِیِّ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فَیَسْمَعُ مِنْهُ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) الْحَدِیثَ فَیُعْجِبُهُ وَ لَا یَحْفَظُهُ فَشَکَا ذَلِکَ إِلَی النَّبِیِّ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فَقَالَ لَهُ رَسُولُ الله اسْتَعِنْ بِیَمیِنکَ وَ أوْماُ بِیَدِهِ اُیْ خُط»[3]

«و روایت شده است که مردی از انصار در مجلس پیغمبر می‌نشست و از آن حضرت حدیث می‌شنید و حدیث پیغمبر او را خوش می‌آمد ولی حدیث را از یاد می‌برد شکایت فراموشی خود به نزد پیغمبر برد رسول خدا با دستشان اشاره نموده فرمود: از دست خود کمک بگیر یعنی بنویس».

«حَمَّادُ بْنُ سَلَمَهَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شُعَیْبٍ عَنْ أبِیِه عَنْ جَدِّهِ قَالَ قُلْتُ یَا رَسُولَ اللهِ أکْتُبُ کُلَّ مَا أسْمَعُ مِنْکَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فِی الرِّضَا وَ الْغَضَبِ قَالَ نَعَمْ فَإنِّی لَا أقُولُ فِی ذَلِکَ کُلِّه إلَّا الْحَقَّ»[4]

«عمرو بن شعیب از پدرش و او از جدّش نقل می‌کند که عرض کردم: یا رسول الله هر چرا که از تو می‌شنوم بنویسم؟ فرمود آری عرض کردم: چه خوشنود باشید چه خشمناک؟ فرمود آری زیرا که من در همه حالات بجز حق نخواهم گفت».

لهذا از صدر اسلام مسلمین علاقه شدیدی به ضبط و نقل احادیث نبوی نشان می‌دادند. پس از انتشار اسلام و گرویدن ملل دیگر به اسلام، صحابه رسول خدا که شرف محضر آن حضرت را دریافته بودند و از آن حضرت کم یا زیاد سخنان و قضایایی به یاد داشتند ارج و اهمیت فراوان یافتند. علاقه مندان به احادیث نبوی برای استماع حدیث از صحابه و یا تابعین از شهری به شهری و از منطقه‌ای می‌رفتند . بسا که یک نفر برای تحقیق در صحت و سقم یک حدیث و برای استماع از یک راوی معتبر ده‌ها فرسنگ راه طی می‌کرد تا به محضر آن محدث راه می‌یافت و حدیث مورد نظر خود را از او می‌شنید.

مرحوم سید حسن صدر در کتاب تأسیس الشیعه از صحیح مسلم و فتح الباری ابن حجر نقل می‌کند که گفته‌اند: «صحابه در نوشتن حدیث اختلاف نظر داشتند. عمر بن الخطاب، عبدالله بن مسعود و ابو سعید خدری و جمعی دیگر مکروه می‌شمردند، اما علی بن ابیطالب (علیه‌السّلام) و انس بن مالک و برخی دیگر به خلاف نظر می‌دادند. لهذا پیروان علی از صدر اسلام به نوشتن احادیث پرداختند.[5]

از منابع و مصادر به روشنی معلوم می‌گردد که گروهی از اصحاب و یاران خاص آن جناب گفته‌های او را می‌نوشتند که یکی از آن‌ها امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) بود، قبائل مختلفی که از اطراف و اکناف در مدینه خدمت رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌رسیدند و مسلمان می‌شدند، هنگام مراجعت دستورالعمل‌هایی از او می‌گرفتند.

پیامبر گرامی اسلام افرادی را هم عنوان سرپرست برای امور دینی قبائل می‌فرستادند و توصیه‌هایی به آن‌ها می‌کردند و مسائل را به آنان تعلیم می‌دادند تا به مسلمانان بیاموزند، مسلمان مدینه هم هرگاه به مشکلی برخورد می‌کردند از آن حضرت سؤال می‌کردند، و حضرت هم پاسخ آنان را می‌دادند و آن‌ها را ارشاد می‌نمودند. بطور قطع و یقین در زمان حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌وآله) تعدادی از یاران و نزدیکان آن جناب مکتویاتی در حدیث داشته‌اند که از رسول خدا شنیده بودند، و از آن‌ها استفاده می‌کردند، این جریان تا هنگام وفات رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) ادامه داشت.

اولین و دومین کتاب حدیثی شیعه یکی کتابی است به خط علی (علیه‌السّلام) که در نزد ائمه اطهار (علیهم‌السّلام) و ائمه گاهی آن را به دیگران ارائه می‌داده‌اند و یا از آن نقل می‌کرده‌اند که در کتاب علی چنین آمده است، دیگر کتابی است به نام «مصحف فاطمه (علیها‌السّلام).

از این دو کتاب که بگذریم، اولین کتاب حدیثی کتاب ابو رافع غلام آزاد شده رسول خداست که در سنن و احکام و قضایا نوشته است. ابو رافع یک غلام قبطی است که رسول خدا او را آزاد کرد. او و دو فرزندش عبیدالله و علی از شیعیان امیرالمؤمنین علی (علیه‌السّلام) به شمار می‌روند. نام عبیدالله بن ابی رافع به عنوان کاتب یا خزانه دار امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) در زمان خلافت آن حضرت زیاد در کتب یاد می‌شود. علمای شیعه مانند نجاشی در الفهرست او را اول مصنف شیعه دانسته‌اند.[6]

بعد از ابو رافع، سلمان فارسی کتابت حدیث کرده است. اثر سلمان فارسی درباره شرح و توضیح حدیث جائلیق رومی بوده است که بعد از وفات رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به مدینه برای تحقیق آمد. پس از سلمان نام عده دیگر از قبیل ابوذر غفاری و اصبغ بن نباته و دیگران برده می‌شود. سلیم بن قیس از صحابه امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) تألیفی دارد که اخیراً هم به طبع رسیده است.

اصول اربعمأه

نیمه اول قرن دوم یعنی زمان امام باقر و امام صادق (علیهما‌السّلام) که تا حدودی برای شیعه آزادی بوده است، دوره اوج نقل و روایت و ضبط و کتابت حدیث است. نام چهار هزار نفر برده می‌شود که از محضر امام صادق (علیه‌السّلام) استفاده کرده‌اند. اصحاب امام صادق و امام کاظم (علیهما‌السّلام) چهارصد کتاب حدیثی تألیف کرده‌اند که به «اصول اربعماه» معروف است.

جوامع حدیثی متقدم

در دوره بعد توسط علما، شیعه کتب حدیثی فراوانی که برگرفته از همین کتب اربعمأه بود نگارش یافت که در میان آن‌ها کتب اربعه به عنوان جوامع حدیثی متقدم بیشتر از بقیه کتب زبانزد خاص و عام است. این جوامع حدیثی که در اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم تألیف شد.

کتب اربعه شیعه

- الکافی تألیف ثقۀ الاسلام، شیخ المحدثین، ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی رازی.

- من لا یحضره الفقیه تألیف رئیس المحدثین، ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه قمی معروف به صدوق.

-تهذیب الاحکام تألیف شیخ الطائفه ابوجعفر محمد بن الحسن الطوسی.

-استبصار، این کتاب نیز تألیف شیخ الطائفه ابوجعفر محمد بن الحسن الطوسی است.

چهار کتاب نامبرده در شیعه به نام «کتب اربعه» معروف است و معتبرترین کتب حدیث شیعه به شمار می‌رود.

جوامع حدیثی متأخر

پس از این چهار کتاب در دوره‌های متأخر جوامع حدیثی دیگری تألیف شده که این جوامع حدیثی متأخر برگرفته از کتب حدیث شیعه و از جمله جوامع حدیثی متقدم است که معروفترین آن‌ها جوامع حدیثی ذیل است:

-بحارالانوار تالیف شیخ الاسلام، علامه المحدثین، محمدباقر بن محمدتقی مجلسی.

- الوافی تألیف حکیم و عارف و محدث مشهور محمد بن المرتضی معروف به ملا محسن فیض کاشانی (این کتاب جامع کتب اربعه با حذف مکررات است).

- وسائل الشیعه تالیف محدث متبحر محمد بن الحسن معروف به شیخ حر عاملی.[7]

مقاله

نویسنده سعادت پرور
جایگاه در درختواره علوم حدیث - اصول حدیث - رجال

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS