دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جوان

فقط بزرگسالان نیستند که جوانی و جوانان را درک نمی‌کنند. خود آنها هم به خوبی، خودشان و یکدیگر را نمی‌شناسند؛ جوانی، پدیده بسیار پیچیده‌ای است.
جوان
جوان

كلمات كليدي : جوان

نویسنده: زینب سیدی

فقط بزرگسالان نیستند که جوانی و جوانان را درک نمی‌کنند. خود آنها هم به خوبی، خودشان و یکدیگر را نمی‌شناسند؛ جوانی، پدیده بسیار پیچیده‌ای است.
جوانی، ابعاد زیادی دارد و در عین حال، بسیار متحرک و پرانرژی است. و به این دلیل، معمولاً هدف ”خصومت“ است. ماهیت زیستی، جمعیتی، اجتماعی، فرهنگی و نمادین جوانی، آن را به پدیده‌ای پیچیده و چند وجهی تبدیل می‌کند که در هر گونه بررسی علمی باید جوانب مختلف آن را مورد توجه قرار داد. البته جوانی همیشه اینقدر مسئله ساز و متمایز نبوده. توسعه بازاندیشی در دنیای مدرن این فرصت را ایجاد کرد تا سیر زندگی مورد تجدید نظر قرار گیرد و با حوصله دوره بندی شود. جوانی به عنوان یک گروه جمعیتی و یک دوره سنی، اساسا محصول توسعه دنیای مدرن، شهرنشینی، تفکیک اجتماعی فزاینده و رشد نهادهای آموزشی و حقوقی در جامعه جدید است.

برداشت متعارف از جوانی

برداشت متعارفی از جوانی مبتنی بر مدلی ذات گراست که در آن، عوامل زیستی و روانشناختی اهمیتی بیش از عوامل اجتماعی و فرهنگی می‌یابند. در این نگرش، جوانی به عنوان یک ”مرحله زندگی“ تلقی می‌شود که به نحو یکسان جوانان را در معرض تاثیراتی که با رشد جسمانی بلوغ همراه است قرار می‌دهد. در این تلقی، جوانی دوره‌ای است که بین کودکی و بزرگسالی قرار می‌گیرد. رویکرد جوانی به عنوان مرحله‌ای از زندگی، بر رشد و تکامل به عنوان یک واقعیت زیستی تاکید دارد. این رویکرد، دلایل توجیهی را برای حمایت‌های حقوقی و اجتماعی از نوجوانان و جوانان در برابر استثمار، سوءاستفاده، بی‌قیدی‌ها، مسئولیت ناپذیری‌های والدین آنها را فراهم آورده و تنظیم سیاست‌های خاصی را برای این منظور طلب می‌کند. از سوی دیگر، از تلقی مرحله‌ای برای چشم پوشی و نادیده گرفتن رفتارها یا گرایش‌های ناپسند و مسئله‌ساز جوانان نیز استفاده می‌شود؛ ”جوان است دیگر!“

واقعیت این است که کاربرد چنین توجیهاتی، جوانان و بزرگسالان را به یک اندازه منتفع می‌سازد. به بیان دیگر، از یک طرف، توجیهی برای رفتارهای نابهنجار و شانه خالی کردن از مسئولیت و گاه ارتکاب بزه برای جوانان را فراهم می‌سازد و از سوی دیگر، توجیهی نیز برای ناکامی‌ها و ناتوانی‌های بزرگسالان در کنترل و تحمیل نظم مورد نظر خود به جوانان به شمار می‌آید.

تلقی جوان به عنوان یک قشر اجتماعی که می‌توان آن را به اردوگاه کارکردگرایی کلاسیک جامعه شناسی منصوب کرد، علاوه بر شاخص‌های زیستی، به تعاملات جوانان با جامعه نیز توجه دارد. این دیدگاه، به دلیل تاکید زیاد بر انطباق هنجاری جوانان با ارزش‌های اجتماعی و توجه کمتر به عاملیت و قدرت انتخاب جوانان، انتقاداتی را به دنبال داشته است. این دیدگاه، جوانان را به مثابه یک قشر اجتماعی می‌نگرد و بدین ترتیب، استقلال محدود و فاصله و بیگانگی جوانان از گروه‌های بزرگسال را توجیه می‌کند.

جوانی به عنوان یک خرده فرهنگ ”دیگر“

رویکرد به جوان به عنوان یک قشر اجتماعی، با همگن پنداری شرایط اجتماعی جوانان، مجال کمتری را برای شکل گیری خرده فرهنگ‌ها و سبک‌های زندگی جوانان قائل است. شکل گیری خرده فرهنگ ها، بیش از آنکه از تمایل جوانان برای مقابله با نظام هنجاری برخیزد، میل آنها به گریز از این نظم را منعکس می‌کند و فضاهای فرهنگی را در اختیار آنها قرار می‌دهد که در آن، هویت‌های جایگزین امکان شکل گیری پیدا می‌کنند. زمینه‌های شکل گیری این خرده فرهنگ‌ها و کارکرد آنها در هویت یابی جوانان و روابط نسلی، محور مطالعاتی مرکز مطالعات فرهنگی بیرمنگام بوده است که با استفاده از چارچوب مفهومی مارکسیستی به تبیین کارکردهای نمادین خرده فرهنگ‌های پس از جنگ جهان دوم پرداختند. به تدریج نقش طبقه در هدایت جوانان به رفتارهای خرده فرهنگی رنگ شده است.

هال و جفرسون معتقدند کارکرد اصلی خرده فرهنگ‌ها، ایجاد هویتی خاص برای سازندگان و نیز گروندگان به آنها و مقاومت در برابر پذیرش منفعلانه حیات فرهنگی است که در آن زیست می‌کنند. خرده فرهنگ‌ها این فرصت را در اختیار جوانان می‌گذارند تا تفاوت خویش را از بقیه جامعه نشان دهند و در همان حال، با آن همزیستی کنند. مهم تر اینکه خرده فرهنگ‌ها همزمان با فراهم ساختن امکان هویت‌یابی فردی و دادن تشخص فردی به جوانان، امکان برخورداری حمایت جمعی را نیز برای آنها فراهم می‌سازند. از ویژگی‌های خرده فرهنگ‌های معاصر عدم وابستگی آن به دوره‌های نسلی و گروههای سنی خاص است.

جهانی شدن خرده فرهنگ‌های جوانان،

همه گیر شدن آن را نیز به همراه داشته است. از این روی، استفاده از نشانه‌ها و عناصر خرده فرهنگی منحصر به گروه‌های سنی خاصی نیست و این می‌تواند خود، دلالتی برای تغییر در معنا و اهمیت فرهنگی جوانان به عنوان یک گروه اجتماعی باشد. ویژگی دیگری که در ارزیابی خرده فرهنگ‌های معاصر قابل تامل است، تعارضات فرهنگی است که در زندگی آنها به چشم می‌خورد. این تعارضات، حاصل تحولات ساختی و نیز، رخنه ارزش‌های جدید در زندگی جوانان است. برای مثال، در حالی که طیف وسیعی از جوانان این نسل علاقه به کار صادقانه و سختکوشی دارند، واقعیت بیکاری و فقر به عنوان روی دیگر سکه خود نمایی می‌کند. بدین ترتیب، تناقض اصلی، افزایش فرصت‌های انتخاب و استقلال عمل بیشتر در کنار محدودیت ساختاری است. به همین سان، در قبال این مشکلات ساختاری و جمعی که جوانان خود در ایجاد آن نقش داشته‌اند، ترجیح جوانان انتخاب راه حل‌های فردی است. در مواجهه با چنین شرایطی ردهد معتقد است که جوانان، اعم از طبقه متوسط و طبقه کارگر، به تدابیر لذت و نوعی لذت طلبی در زمان‌های دشوار متوسل می‌شوند.

در رابطه با کشورهایی چون ایران، ذکر این نکته لازم است که گرایش به رفتارهای خرده فرهنگی و کاربرد نشانه‌های خرده فرهنگی، عموما از ابتدا، منوط به قدرت مصرف بیشتر و در مواردی، برخورداری از اندکی سرمایه فرهنگی جهت اطلاع یابی و تمایل به تمایز در پوشش و مد بوده است؛ و اصولا خلوص، رمزگان‌ها، هنجارها و معانی که خرده فرهنگ‌های کلاسیک غربی با آن همراه بوده‌اند هیچ گاه، معادل واقعی خود را در خرده فرهنگ‌های جوانان ایرانی نداشته اند.

گرایش‌ها و رفتارهای خرده فرهنگی در ایران، فاقد جلوه‌های نمادین، معانی ایدئولوژیک، ارتباط گروهی، حمایت جمعی و بویژه درجه خلوص و استدلال گرایی است که خرده فرهنگ‌های غربی نمایش می‌دهند. تجلی فردی، سازمان نیافتگی و وابستگی کمتر به در حال حاضر، تنها اقلیت کوچکی از جوانان، حاضر به سرمایه گذاری در خرده فرهنگ‌های اصیل هستند و اکثر آنها ترجیح می‌دهند سرمایه گذاری خود را مصروف کسب هویتی کنند که به واسطه مصرف و علایق و ارزش‌های خاص خود آن را از نسل‌های بزرگسال متمایز می‌سازد. بدین ترتیب سبک‌های مصرفی و خرده فرهنگی جوانان امروزه عاری از موضع گیری‌های رو در رو و افراطی از طریق فرایندهای مد، موسیقی و دیگر صنایع فرهنگی تبدیل به موضوعی مصرفی شده و در نتیجه در فرهنگ مسلط جامعه مستحیل شده‌اند. گفتمان‌های اجتماعی و سیاسی از ویژگی‌های غالب رفتارهای خرده فرهنگی در ایران است. آنچه به طور روشن در مورد فرهنگ و خرده فرهنگ جوانان در ایران می‌توان گفت تمرکز آن بر عنصر فراغت و سرگرمی و جهت گیری فردگرایانه آنهاست و این، ویژگی تحلیل آن را بر مبنای مقاومت یا اعتراض را کم تر قابل دفاع می‌سازد. انعطاف‌پذیری و تمایل جدی جوانان ایرانی برای مانور دادن و استفاده بهینه از فرصت‌ها عموما محدود برای عرض اندام و خود ابرازی در حوزه عمومی در کنار مصلحت گرایی به عنوان خصیصه ارزشی بارز نسل جوان ایرانی، خرده فرهنگ جوانان ایرانی را از نوع خرده فرهنگ‌های تطابق گر می‌سازد.

مقاله

نویسنده زینب سیدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب هویت دینی جوانان

کتاب هویت دینی جوانان

این کتاب به مسئله دین و دینداری جوانان و نوجوانان و آسیب شناسی تبلیغ دینی و دین داری در جامعه و تبلیغ دینی برای جوانان پرداخته است.

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS