دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جود و سخاوت Generosity

No image
جود و سخاوت Generosity

كلمات كليدي : سخاوت، جود، صدقه

نویسنده : هیئت تحریریه سایت پژوهه

واژه سخاوت از ریشه سَخا گرفته شده است. وقتی گفته می‌شود سَخا النارَ به این معنی است که خاکستر آتش را از آتش پاک کنند تا بهتر بسوزد و روشن شود؛ همان‌ طور که آتش اطراف خود را روشن کرده خانه را گرم نگه می‌دارد سخاوت نیز موجب روشنائی و گرم کردن جامعه و کانون خانواده‌ها و زمینه‌سازی برای بهره‌مندی بینوایان است.

جود و سخاوت از هنجارهای اخلاقی است که دین اسلام بسیار بر آن تأکید نموده است.

امام صادق (ع) می‌فرماید:

«السخّی الکریم الذی ینفق ماله فی حقٍّ»

«سخاوتمند کریم کسی است که مال خود را در امور حق و شایسته به مصرف برساند»[1]

البته باید مرز بین سخاوت و اسراف را شناخت و موارد آنها را تشخیص داد.

چه امام حسن عسکری (ع) می‌فرماید:

«ان للسّخاء مقداراً فان زاد علیه فهو سرفٌ»

«همانا سخاوت دارای اندازه است اگر از آن اندازه گذشت اسراف خواهد بود.»[2]

سخاوت از دیدگاه معصومین

پیامبر اکرم (ص) فرمود:

«السخی قریب من الله، قریب من الناس، قریب من الجنه»[3]

«انسان سخاوتمند، به خدا و به مردم و به بهشت نزدیک است»

از این رو آن حضرت پس از مرگ حاتم طایی به پسر وی ‌فرمود:

«از او به خاطر سخاوتمند بودنش عذاب سخت برداشته شد.»

علی (ع) نیز فرمود:

«السخاء یکسب المَحَبّة وَ یُزیِّن الاخلاق» [4]

«سخاوت موجب جلب محبت افراد شده و اخلاق انسان‌ها را می‌آراید و زینت می‌دهد»

روش امامان در سخاوت

آورده‌اند فقیری به محضر امام صادق (ع) مشرف شد، آن حضرت چهارصد درهم به او عطا نمود، لحظاتی بعد امام کسی را به دنبالش فرستاد تا او را برگرداند. چون مرد برگشت، امام انگشتری به او داد و فرمود: این نگین ده هزار درهم ارزش دارد، هنگامی که نیازمند شدی آن را به همین قیمت بفروش، او عرض کرد چرا این را با مبلغ اول یک جا به من ندادی و دوباره مرا احضار نمودی؟

امام صادق فرمود: پیغمبر اکرم (ص) فرموده است:

«خیرالصدقة ما ابقت غنیً»

«بهترین صدقه آن است که موجب بی‌نیازی انسان نیازمند گردد»[5]

نقل کرده‌‌اند منصور دوانیقی، از خلفای عباسی، حضرت موسی بن جعفر (ع) را ناگزیر کرد که در روز عید نوروز در مجلسی بنشیند و هدایای مردم را که برای خلیفه می‌آورند بپذیرد، امام هم در آن مجلس نشست مردم هدیه بسیاری آوردند، در ساعت آخر روز پیرمرد مخلصی به محضر امام آمد و تبریک گفت و عرض کردم: دستم از زمان دنیا تهی است، و نتوانستم هدیه‌ای برای شما بیاورم، در عوض سه بیت شعی که جدّم در مرثیه جدّ شما امام حسین (ع) سروده، می‌خوانم و به شما هدیه می‌کنم و سپس اشعارش را خواند.

امام کاظم (ع) به او فرمود: هدیه‌ات را پذیرفتم، در اینجا بنشین خداوند به تو برکت دهد. آن گاه امام به خدمتگزار فرمود: نزد خلیفه برو، بپرس با هدایا چه کنم چون خدمتگزار بازگشت گفت: منصور می‌گوید: اختیار آنها با خودت باشد. امام نیز همه آنها را به آن پیرمرد بخشید. [6]

از سوی دیگر رعایت حد سخاوت نیز در سیرۀ آن بزرگواران مورد غفلت نبوده است چنان که روزی فقیری از امام صادق (ع) تقاضای کمک کرد، امام نیز به او مال فراوانی کرد، دادند پس از وی دو فقیر دیگر آمده، امام به هر کدام آنها به همان میزان کمک نمودند امام چون فرد چهارمی می‌آمد امام چیزی به او نداد و فرمود: خداوند به شما وسعت دهد، سپس اضافه نمودند: اگر کسی سی یا چهل هزار درهم داشته باشد و همه را در راه خیر مصرف نماید و چیزی برای خود باقی نگذارد جزء کسانی است که دعایشان به اجابت نمی‌رسد.[7]

مقاله

نویسنده هیئت تحریریه سایت پژوهه
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS