دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حائر حسینی

No image
حائر حسینی

كلمات كليدي : تاريخ، امام حسين(ع)، حائر، كربلا، متوكل، آب

نویسنده : یدالله حاجی‌زاده

«حائر» در لغت اسم فاعل از ماده «حیر» به معنای سرگردان[1] می‌باشد. «تحیرالماء» به معنای جمع شدن و دور زدن آب است.[2] لغت «حیر» مخفف حائر، به معنای مکانی است که آب در آن سرگردان است.[3] کلمه «حائر» به معنای محل جمع شدن آب[4] یا محل سرگردانی آب[5] نیز آمده است.

امروزه کلمه «حائر» به مکان قبر و محدوده تربت امام حسین(ع) اطلاق می‌شود.[6]

وجه تسمیه «حائر»

در زمان قدیم هر بنای عمومی‌ای که به منظور پناهنده شدن یا اجتماع کردن در آن ساخته می‌شد، آن را «حائر» می‌نامیدند.[7] در تاریخ آمده است: متوکل عباسی (که دوران حکومتش از سال 232 تا 247 بوده است)، به علت دشمنی با امام علی(ع) و شیعیان آن حضرت،[8] در سال 236 هجری، دستور تخریب قبر امام حسین(ع) و خانه‌های اطراف آن را صادر کرد. وی دستور داد قبر را شخم برنند و بذر بپاشند و آبیاری کنند و مردم را از رفتن به آن جا منع کنند.[9]

آب هر چند دور تا دور قبر را در بر گرفت، اما قبر آن حضرت را فرا نگرفت و بر روی قبر جاری نشد.[10] به همین سبب نام «حائر» را بر مرقد مطهر آن حضرت گذاشتند[11].

محدوده حائر

در این که حد حائر چه مقدار است؟، بین علما اختلاف نظر وجود دارد. علامه مجلسی می‌نویسد: «برخی آن مقداری که دیوارهای صحن آن را در برگرفته‌اند، حائر می دانند که در این صورت صحن مطهر آن حضرت از همه جوانب و ساختمان‌های متصله به بارگاه شریف آن حضرت و مسجدی که پشت سر آن حضرت است، را شامل می‌شود. برخی تنها قبه (بارگاه) شریف آن حضرت را حائر دانسته‌اند. و برخی نیز قبه و ساختمان‌های متصل به آن همانند مسجد و قتلگاه و خزانه را حد حائر می‌دانند.[12]

سپس علامه قول اول را ترجیح داده و می‌نویسد: قول اول آن چیزی است که بین ساکنان محل شهادت (اهالی کربلا) شهرت دارد و آن‌ها این امر را از پیشینیان خویش گرفته‌اند. علاوه بر این، ظاهر کلمات اصحاب (امامیه) نیز همان قول را می‌رساند.[13]

شیخ مفید(ره) معتقد است: حائر حسینی، به جز قبر شریف حضرت عباس(ع)، همه شهداء را شامل می‌شود. ایشان پس از بحث در خصوص حضرت عباس(ع) در خصوص سایر شهدای کربلا می‌نویسد: اما اصحاب امام حسین(ع) کسانی که با او به شهادت رسیدند و در اطراف آن حضرت دفن شده‌اند، ما شک نداریم که در محدوده حائر جای دارند.»[14]

محمدحسن نجفی (صاحب جواهر) نیز همین نظر را پذیرفته و در واقع محدوده حرم آن حضرت را به عنوان حد «حائر» معرفی می‌کند.[15]

شیخ عباس قمی نیز می‌نویسد: ظاهر آن است که حائر به مجموع صحن قدیم، جز آن چه در دوره صفویه تجدید شد، اطلاق می‌شود.[16] علامه حلی(ره) نیز محدوده داخلی دیوارهای حرم را حائر می‌داند.[17]

بنابراین به نظر می‌رسد، هر چند بر اساس گزارش‌های تاریخی، آب، تنها «قبر» شریف آن حضرت را فرا گرفته است، اما علما محدوده حائر را فراتر از قبر آن حضرت دانسته‌اند.

تقدس حائر

حائر حسینی که در واقع گنبد و بارگاه شهدای کربلا است، از تقدس بسیار بالایی برخوردار است. ابن ابی‌جمهور می‌نویسد: حائر حسینی یکی از بقعه‌های شریفی است که خداوند آن را به فضل و شرف اختصاص داده است.[18] بر اساس روایتی از رسول خدا(ص) حائر حسین(ع) بسیار مقدس و عبادت در آن فضیلت فراوان دارد. آن حضرت فرمود: در زیر گنبد و قبه او -امام حسین(ع)- دعاها و خواسته‌ها به اجابت می‌رسد و تربت او شفا بخش است. خداوند پیشوایان معصوم را از نسل او قرار داده است[19] و در روایتی دیگر آمده است: خداوند به جهت شهادت حسین(ع) چهار ویژگی به آن حضرت اعطا کرده و تربت او را شفا قرار داده است، دعا تحت قبه آن حضرت را مستجاب قرار داده است، ائمه(ع) از ذریه او هستند و مدت زمان زیارت زائر آن حضرت، از ایام عمر زائر محسوب نمی‌شود.»[20]

در روایتی دیگر پیامبر اکرم(ص) خطاب به امام حسین(ع) فرمود: شفاء امتی فی تربتک والائمه من ذریتک.»[21] شفاء امت من در تربت تو و ائمه از ذریه تو هستند. در یکی از زیارات امام حسین(ع) در روز عاشورا نیز می‌خوانیم: «السلام علی من جعل الله الشفاء فی تربته. السلام علی من الاجابة تحت قبه، السلام علی من الائمه من ذریته»[22] سلام بر کسی که خداوند شفا را در تربت او، اجابت دعا را تحت قبه او و ائمه(ع) را از ذریه او قرار داده است.

دلیل دیگری که تقدس حائر حسینی را می‌رساند این نکته است که خوردن گل و خاک حائر حسینی (علی رغم حرمت خاک و گل) حرام نیست، بلکه سفارش به خوردن آن شده است. در روایتی از امام صادق(ع) و امام رضا(ع) آمده است: «اکل الطین حرام ... الا طین الحائر، کان فیه شفاء من کل داء و امنا من کل خوف»[23] خوردن گل حرام است، مگر گل حائر که شفای هر دردی و امان از هر ترسی است.

علاوه بر این یکی از مواضعی که نماز در آن می‌تواند کامل خوانده شود، حائر حسینی است. علامه حلی(ره) می‌نویسد: «مستحب است نماز را در چهار مورد کامل بخوانند. مسجد الحرام، مسجد مدینه، مسجد کوفه و حائر حسینی.[24]

در برخی از روایات توجه ائمه معصومین(ع) را به «حائر» می‌توان مشاهده کرد. از ابوهاشم جعفری روایت شده است: امام هادی(ع) در هنگام مرضش من و محمد بن حمزه را احضار کرد. محمد بن حمزه که زودتر خدمت حضرت رسیده بود، به من گفت: امام پیوسته می‌فرماید: «ابعثوا الی الحائر» فردی را به سوی حائر بفرستید. (تا برای من دعا بخواند و شفای من را بخواهد.) من بر حضرت وارد شدم و عرض کردم: فدای شما شوم من به سوی حائر می روم. حضرت فرمود: مخفیانه برو... ابوهاشم می‌گوید: من این امر را به «علی بن بلال» گفتم. علی بن بلال گفت: او به حائر چه کار دارد، در حالی که خود حائر است؟[25] من دوباره نزد حضرت رفتم و سخن علی بن بلال را گفتم. حضرت فرمود: آیا به تو نگفته‌ام که رسول خدا(ص) خانه خدا را طواف می‌کرد و حجرالاسود را می‌بوسید، درحالی که حرمت نبی و حتی مومن، از حرمت خانه خدا بیشتر است. سپس فرمود: خانه خدا از مواضعی است که خداوند دوست دارد که در آن عبادت شود و من هم دوست دارم که برای من در جایی که خداوند دعا کردن در آن را دوست دارد، دعا شود و «حائر» از آن مواضع است.[26]

مقاله

نویسنده یدالله حاجی‌زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS