دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حب دنیا مثل آب دریا

از امیرالمومنین علی(ع) روایت شده است: «ان السعداء بالدنیا غدا هم الهاربون منها الیوم؛ به راستی که نیکبختان دنیا در فردای قیامت همان کسانی هستند که امروز از آن گریزانند»(1).
حب دنیا مثل آب دریا
حب دنیا مثل آب دریا
نویسنده: علی مهدوی

از امیرالمومنین علی(ع) روایت شده است: «ان السعداء بالدنیا غدا هم الهاربون منها الیوم؛ به راستی که نیکبختان دنیا در فردای قیامت همان کسانی هستند که امروز از آن گریزانند»(1).

مطابق آیات قرآن کریم، جهان خلقت بامعنا و هدفدار است و همه موجودات عالم از جمله انسان، به سوی غایتی مشخص در حرکت است. انسان در طریق کمال و سعادت جاودانه، موانعی را پیش روی خود دارد که تا از این موانع عبور نکند و آنها را کنار ننهد، به حقیقت کمال و کمال حقیقی دست نمی یابد. این موانع همان غبار راه و حجاب‌های ظلمانی‌اند که مانع تابش نور حقیقت بر دل سالک می‌گردند. به قول حافظ:

تو کز سرای طبیعت نمی روی    بیرون کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد

جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی          غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد

دلبستگی به دنیا و متعلقات آن از مهمترین موانع سیر معنوی انسان است؛ چنانکه امیرالمومنین علی(ع) می‌فرماید: «اعظم المصائب و الشقاء الولع بالدنیا؛ بزرگترین مصیبتها و بدبختیها، شیفتگی به دنیاست»(2) و نیز می‌فرماید: «الولع بالدنیا اعظم فتنه؛ شیفته شدن به دنیا بزرگترین فتنه است»(3) در کلمات حضرت علی(ع)، دنیا با تعابیری همچون «ظل زائل: سایه‌ای زائل شدنی»، «سوق الخسران: بازار زیان و خسران»، «منیه الارجاس: آرمان پلیدان»، «محل الآفات: جایگاه آفتها»، «غرور الحمقی: فریب دهنده احمقان»، «مصرع العقول: لغزشگاه عقلها»، «دار المحنه: سرای محنت و اندوه»، «معدن الشر: مرکز بدی» توصیف شده است(4). ایشان حب به دنیا و دلبستگی بدان را، سرچشمه هر خطا: «حب الدنیا راس کل خطیئه»(5) و ریشه فتنه ها و محنتها: «حب الدنیا راس الفتن و اصل المحن»(6) و تباه کننده عقل انسان: «حب الدنیا یفسد العقل»(7) دانسته است.

امیرالمومنین علی(ع) در بیانات گوناگون، به تقابل «محبت دنیا» و «سعادت آخرت» اشاره کرده و همه مردم را به دنیاگریزی و آخرت طلبی ترغیب نموده، می‌فرماید: «صلاح الآخره رفض الدنیا؛ صلاح آخرت در ترک علاقه به دنیاست»(8) نیز می‌فرمایند: «اخسر الناس من رضی الدنیا عوضا عن الآخره؛ زیانکارترین مردم کسی است که به جای آخرت به دنیا راضی و خشنود گشته است»(9) ایشان دنیا را همچون ماری می‌داند که ظاهر آن و دست کشیدن به آن نرم است ولی زهر کشنده در درون دارد(10).

از آنچه گفته شد معلوم می‌شود که مذمت دنیا مربوط به جهان طبیعت نیست، بلکه محبت و دلبستگی به دنیاست که مورد نکوهش است. امیرالمومنین(ع) در این خصوص می‌فرمایند: «به راستی دنیا خانه صدق و راستی است برای آن کس که با آن به راستی رفتار کند و خانه تندرستی است برای آن کس که از آن چیزی بفهمد و سرای بی‌نیازی است برای آن کس که از آن توشه برگیرد و جای اندرز است برای آن که از آن پند گیرد. دنیا سجده گاه دوستداران خدا و نمازخانه فرشتگان خدا و جای فرود وحی خدا و بازار یاران خدا است که در آن رحمت را به دست آورند و بهشت را سود برند»(11)

زندگی در دنیا فرصت و مجالی است برای فراهم کردن زاد و توشه در راه سفر به سوی آخرت؛ زیرا عالم ملک مظهر جمال و جلال است و تا آن زمان که تعلقی را به خود جلب ننماید و مانع حرکت نشود، مذموم نیست؛ اما آن هنگام که در قلب کدورت و غباری به واسطه توجه و انس به دنیا برآید، آن غبار و کدورت و صورت آن تعلق، دنیای مذموم است که انسان را از طاعت حق و توجه به آخرت باز می‌دارد و میان انسان و خداوند، هزاران پرده از ظلمت می‌افکند. بنابراین، تعلق و دلبستگی و دوست داشتن آنچه حق را از نظر تو دور می‌سازد، دنیای مذموم و مورد نکوهش است.

تعلقات دنیوی بر دیده دل حجاب ظلمت می‌افکند و آدمی را از دیدن و شنیدن آنچه کمال او در آن است، باز می‌دارد و هر چه حب به این تعلق و دلبستگی به آن فزون تر باشد، به همان میزان قلب از درک مفاهیم معنوی و بهره مندی از معارف مهجور است. به فرموده امام صادق(ع): «مثل دنیا، مثل آب دریاست، هر چه تشنه از آن بیاشامد، تشنگی اش را زیادتر می‌کند تا او را بکشد»(12).

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS