دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حبل الله

حَبْل در لغت به معنی ریسمان و هر دست‌آویزی است که آدمی را به محل مورد نظر خود برساند؛ مانند ریسمانی که به کمک آن از چاه بیرون آیند یا از محل پست و پایین به جایی بلند برسند. ترکیب حبل الله یک بار در سورۀ آل عمران، آیۀ 103 ذکر شده است:
حبل الله
حبل الله

حبل الله

حَبْل در لغت به معنی ریسمان و هر دست‌آویزی است که آدمی را به محل مورد نظر خود برساند؛ مانند ریسمانی که به کمک آن از چاه بیرون آیند یا از محل پست و پایین به جایی بلند برسند. ترکیب حبل الله یک بار در سورۀ آل عمران، آیۀ 103 ذکر شده است:

«وَ اعْتَصِـــــــــــــــمُواْ بِــحَــــبْلِ اللّــهِ جَمــــیعًا» (آل عمران/103)

«همگی به ریسمان الهی چنگ زنید»

مفسران برای آن معانی مختلفی ذکر کرده‌اند از جمله:

1- قرآن؛ این معنی از ابوسعید خُدری، ابن عباس، قَتاده و سُدّی ‌روایت شده است و نیز در روایتی از اَعْوَر از امیرالمؤمنین (ع) و از پیامبر اکرم (ص) قرآن را «حبل الله المتین» یاد کرده‌اند.

2- دین اسلام؛ این معنا به روایتی از ابن‌عباس و ابوزید مستند است.

3- عهد و پیمان خدا؛ طُریحی در مجمع البحرین در توضیح «حَبل الله» آن را به معنی پیمان آورده و افزوده است:

«از آن جهت پیمان را حبل خوانده‌اند که آن، مانند ریسمانی راست و کشیده، آرامش و امنیت را استوار نگاه می‌دارد.»

وی سپس می‌گوید:

«عرب‌ها نور کشیده شده را به نخ و ریسمان تشبیه می‌کنند و حدیث «هُوَ حبلُ اللهِ المَتین» و نیز روایت مشهور «هو حَبلُ اللهِ المَمدودِ مِن السَّماءِ الی الارض» را بدین گونه معنی می‌کنند که: «آن (قرآن)، نور هدایتی است که آسمان تا زمین را تابناک نموده و پر کرده است.»

4- امان و وسیلۀ امنیت؛ امنیت در پی عهد و پیمان، هم‌چون نتیجه‌ای تلقی می‌گردد.

5- عقل؛ راغب اصفهانی می‌نویسد: «حبل الله» یعنی خردی که از سوی خدا به آدمی اهدا گشته است تا او را به راه خدا رهنمون گردد و او را به ساحت پاک آفریدگار، نزدیک گرداند.

6- جماعت؛ این معنی از عبدالله‌بن‌مسعود روایت شده است و نیز هم او گفت:

«ای مردمان طاعت خدای و ملازمت جماعت نگاه دارید که حبل و عهد خداست و آن‌چه را که از جماعت و هم‌دلی نپسندید، بهتر است از آن‌چه که در تفرقه و جدایی دوست بدارید.»

7- ائمه (ع)؛ «حبل الله» در معنی قرآن و به معنی ائمه علیهم ‌السلام نزد شیعه، امری ثابت شده و متواتر و حدیث ثقلین نیز مؤید آن است. در «العمدة فی الامامة» شیخ مفید و کتاب‌های دیگر به روایت از امام صادق علیه‌السلام آمده است که:

«نَحنُ حَبلُ اللهِ الذّی قال الله تَعالی و اعتََصِمُوا بحبل اللهِ...»

«ما همان ریسمان الهی هستیم که خداوند دربارۀ آن فرمود: به ریسمان الهی چنگ بزنید»

علامۀ مجلسی می‌گوید:

«بدان سبب قرآن و امامان به حبل تشبیه شده‌اند که آنان وسیلۀ رسیدن انسان‌ها به خدا هستند. زیرا به یاری آنها مردم به خدا نزدیک می‌شوند و از مهر و کرم او برخوردار می‌گردند و به بهشت می‌رسند. از این رو، قرآن و عترت پیامبر صلی‌الله علیه وآله میان خدا و خلق هم‌چون ریسمانی کشیده‌اند.»

در حدیثی که ابوسعید خُدری از پیامبر روایت کرده است نیز حَبل استعاره از عترت او است. می گوید: پیامبر فرمود:

«ای مردم به درستی که من دو ریسمان (دو راهنما به سوی خدا) در میان شما به جا نهاده‌ام که اگر با آنها همراه باشید، پس از من، هرگز گمراه نخواهید شد. از آن دو، یکی بزرگ‌تر از دیگری است. (آن دو) عبارتند از کتاب خدا که مانند ریسمانی کشیده از آسمان به سوی زمین است. دیگری، خاندان من است. هان بدانید که آن دو نباید از هم جدا شوند تا آن که در حوض کوثر نزد من آیند»

    منبع:
  • دایرة المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی و ...، تهران، محبی، چاپ اول، 1376، ج 6، ص 51

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS