دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حجابهای متقابل در کلام امام علی(ع)

غضب را توسط حلم بپوشان و از وهم توسط فهم چشم پوشی کن. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
حجابهای متقابل در کلام امام علی(ع)
حجابهای متقابل در کلام امام علی(ع)

علی (علیه السلام) می‌فرماید: "اِحتَجِبْ عَن الغَضَبِ بِالْحِلْمِ وغُضّ عَن الْوَهْمِ بِالفَهْم"[1]:

شرح غررالحکم/ج 2،/ص 199

ترجمه:

غضب را توسط حلم بپوشان و از وهم توسط فهم چشم پوشی کن.

(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)

توضیح

حجابهای متقابل

حجاب، دوطرفه است، یعنی اگر بدی، حجاب خوبی است، خوبی هم حجاب بدی است. اگر بَدان به انجام فضایل موفّق نیستند، نیکان از انجام رذایل منزّه هستند و همان گونه که غرور و غفلت، حجاب موعظه است، پندشنوی و موعظه‌پذیری هم حجاب "غَرّه" و غفلت است. شما در نماز تاثیر و تاثّر متقابل می‌بینید، یعنی همان طور که: "اِنّ الصّلوة تَنهی عنِ الفحشاءِ وَالمُنکَر"[2] باید گفت: "اِنّ الفَحشاء وَالمُنکَر یَنهَیانِ عَن الصلاة" اگر نماز جلو زشتی را می‌گیرد و نمازگزار، کار زشت نمی‌کند، انسان تبهکار هم توفیق اقامه نماز پیدا نمی‌کند. به عبارت دیگر هم نماز، حجاب بَدی است و هم بَدی، حجاب نماز است.

در بیانات نورانی امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده که "البِطْنَةُ تَحْجُبُ الفطنة"[3]:
پرخوری، جلو فطانت و هوشمندی را می‌گیرد. کسی که بیش از اندازه غذا می‌خورد و پرخوری می کند به طوری که آروغش در کنار سفره به گوش دیگران می‌رسد ! هرگز حکیم و فرزانه نخواهد شد؛ زیرا روح الهی، که امانت خداست، مجبور می شود این بدن را اداره و تمام وقت خود را صرف زباله روبی و جذب و دفع مواد زاید کند؛ مثل این که، شما حکیمی الهی یا استاد متخصّصی را رفتگر شهر قرار بدهید. وقت او صرف کاری که در شأن او نیست می‌شود و از کار اصلی باز می‌ماند. پس پرخوری، مانع هوشمندی است. عکس آن نیز درست است که باید گفت: "الفِطْنَةُ تَحجُبُ البِطْنَة": حکیم فرزانه پرخور نیست. اکثر بیماریهای ما بیماریهای گوارشی و ناشی از پرخوری و بدخوری است، خیال می‌کنیم هر چیزی را که بر سر سفره نهاده‌اند یا هر چه اشتها داریم باید بخوریم.
علی (علیه السلام) می‌فرماید: "اِحتَجِبْ عَن الغَضَبِ بِالْحِلْمِ وغُضّ عَن الْوَهْمِ بِالفَهْم"[4]: همان طور که غضب، جلو حلم و بردباری را می‌گیرد و انسان عصبانی کمتر توفیق صبر و بردباری پیدا می‌کند، انسان حلیم و بردبار هم کمتر عصبانی می‌شود. اینها حجابهای متقابلند و همان گونه که اگر کسی به مغالطه‌های فکر مبتلا شود، به دام وَهم می‌افتد؛ زیرا در مدار بسته "واهمه" زندگی می‌کند و در فضای سبز و باز "فاهمه" نیست. نیز اگر کسی در فضای سبز و باز فاهمه باشد از خطر واهمه مصون است. پس فهم و وهم، حجابهای علمی متقابل هستند.

    منبع: برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی صص 207-208
    پی نوشت:
  • [1] - شرح غررالحکم، ج 2، ص 199.
  • [2] - سوره عنکبوت، آیه 45
  • [3] - شرح غرر الحکم، ج 1، ص 172.
  • [4] - شرح غررالحکم، ج 2، ص 199.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS