دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حجّت

No image
حجّت

كلمات كليدي : حجّت، حجت بالغه، حجت ظاهری، حجت باطنی

نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

حجّت

در لغت به معنی برهان و دلیل که با آن حریف را قانع و یا دفع کنند که هفت بار در قرآن کریم به کار رفته است. از جمله:

« قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّه الْبَالِغَه فَلَوْ شَاء لَهَدَاکُمْ أَجْمَعِینَ » (انعام/149)

«بگو: دلیل رسا برای خداست و اگر او بخواهد همه شما را (به اجبار) هدایت می‌‌کند.»

حضرت رسول صلی‌الله علیه‌وآله در تفسیر این آیه فرمود: که روز قیامت خداوند به بنده‌اش می‌فرماید: آیا در دنیا عالِم بودی؟ اگر بنده بگوید آری، می‌فرماید پس چرا به علم خود عمل نکردی؟ اما اگر بگوید جاهل بودم، می‌فرماید پس چرا تعلم نکردی که به علم آموخته‌ات عمل کنی؟ و این گونه با او محاجّه و استدلال می‌فرماید و این همان حجّت بالغه است.

از امام کاظم علیه‌السلام روایت شده است که فرموده است:

«خداوند را بر مردم دو چیز باشد: یکی ظاهر که آن عبارت است از پیامبران و رهبران دین و دیگری باطن که آن عقول مردم است.»

پیامبران و اوصیای آن‌ها از این جهت حجت نامیده شده‌اند‌ که خداوند به وجود آن‌ها بر بندگان خود احتجاج کند.

یکی از معتبرترین احادیث نبوی که در این باب آمده این است که وقتی آیۀ:

« إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ » (رعد/7)

«تو فقط بیم دهنده‌ای و برای هر گروهی هدایت کننده‌ای است.»

نازل شد، حضرت رسول صلی‌الله علیه‌وآله خود را «مُنذر» و حضرت علی علیه‌السلام را «هادی» نامیدند و ائمه علیهم‌السلام تصریح فرموده‌اند که پس از حضرت امیرالمؤمنین اولاد و اوصیای او نیز همین صفت و مسئولیت را دارند.

همچنین از ابن حازم از حضرت امام صادق علیه‌السلام نقل شده است که گفت نزد حضرت گفتم که با عده‌ای مناظره می‌کردم و به آن‌ها گفتم آیا قبول دارید که حضرت رسول صلی‌الله علیه‌وآله حجت خدا بر مردم بوده‌اند؟ گفتند: آری، گفتم حال بگویید که پس از ایشان حجت کیست؟ گفتند: قرآن. گفتم: همگان حتی فرقه‌های ضاله مانند مرجئه و حروریه نیز به قرآن استناد می‌کنند و قرآن دارای متشابهات است پس باید قیم و مفسر بزرگی از جانب قرآن سخنی بگوید و در تفسیر و تأویل متشابهات آن بکوشد. گفتند: آری و از ابن مسعود و دیگران نام بردند. گفتم: آیا قبول دارید که علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام از آن‌ها به قرآن ‌آشناتر بوده است؟ در نهایت قبول کردند و پذیرفتند که ایشان هر چه دربارۀ قرآن و از قران گفته‌اند عین حق و هدایت بوده است.

همچنین حدیثی از قول سلیمان بن جعفر جعفری نقل شده که از حضرت امام رضا علیه‌السلام پرسیده است آیا زمین از حجت خالی می‌ماند؟ حضرت فرموده‌اند: «اگر زمین به اندازۀ چشم به هم زدنی از حجت خالی باشد، اهلش را فرو می‌برد.»

آخرین حجت بنا بر اعتقاد شیعۀ امامیۀ اثنا عشریه حضرت مهدی صاحب‌الزمان (عج) است که به حجت بن الحسن العسکری نیز شهرت دارد.

حجت دو معنای دیگر نیز دارد: یکی نزد اسماعیلیه و دیگری نزد اهل حدیث.

حجت یکی از مقامات روحانی اسماعیلیه باطنیه است و در اصطلاح علم الحدیث، حجت کسی است که بر سیصد هزار حدیث با سند آن‌ها و احوال روات‌ آن‌ها احاطه داشته باشد.

منابع :

iv>

دائرةالمعارف تشیع، زیر نظر: احمد صدر سید جوادی، کامران فانی، بهاءالدین خرمشاهی، حسن یوسفی اشکوری؛ تهران، نشر محبی، چاپ اول، 1386.

مقاله

جایگاه در درختواره قرآن پژوهی - علوم حدیث - درایه حدیث

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS