دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حرص

انسان حریص، فقیر است، اگرچه همه دنیا را مالک باشد.
حرص
حرص

حرص

قال علی(ع): «الحریصُ فقیرٌ و لو مَلَکَ الدنیا بِحَذَافِیرِها» (تصنیف غررالحکم و دررالکلم، حدیث6630، ص294)

خداوند در قرآن کریم به صفت حرص در انسان اشاره کرده و می‌فرماید:

«إن الإنسان خُلق هلوعاً»[1]

به یقین انسان حریص و کم‌طاقت آفریده شده است.

حرص از صفات نفسانی انسان است که او را بر جمع کردن بیش از آنچه بدان نیاز دارد وامی‌دارد.[2] از تفاوت‌های اساسی و از امتیازات مهم انسان نسبت به سایر حیوانات این است که دامنه تمایلات حیوانات، محدود به نیازهای طبیعی آنها است که با مرتفع شدن نیازهای ضروری زندگی، دیگر کشش و انگیزه‌ای در آنها باقی نمی‌ماند، حتی نیرومندترین تمایلات موجود در حیوانات که کشش جنسی و احساس گرسنگی است، زمانی که ارضا شود، حیوان در سایه آن، با خشنودی خاطر و آرامش درون به استراحت می‌پردازد؛ امّا در این میان انسان از یک‌سو، دارای خواهش‌ها و تمایلات فراوانی است که جنب و جوش، حرکت و تلاش بی‌وقفه، او را چه از نظر ظاهر و چه از نظر محتوا، با نوع خواهش، تنوع بخشیده، آن را از دیگر تمایلات او جدا می‌سازد و از سوی دیگر، برخی از تمایلات او مانند خوددوستی، خودخواهی، زیاده‌خواهی و ریاست‌طلبی، دارای آنچنان مرز ناشناخته و تا آن اندازه نامحدود است، که تلاش و فعالیّت انسان را از مرز نیاز و ضروریّات زندگی خارج ساخته و قلمرو گسترده‌تر از نیاز او را دربرگرفته است؛ به‌طوری‌که در هر مرحله گرچه ارضا گردد، مرحله بالاتری را آرزو می‌کند. به‌عنوان مثال مال و ثروت که وسیله تأمین نیازهای زندگی انسان است، حتّی اگر به اندازه‌ای باشد، که خود و خانواده‌اش را برای همه عمر کفایت کند، هرگز خواهش زیاده‌خواهی او خاموش نمی‌شود و هیچ‌گاه از جمع مال سیر نخواهد شد؛ بلکه هر چه بیشتر جمع کند، حرص و زیاده‌خواهی او بیشتر می‌شود.

غرایز و استعدادهای گوناگون و متنوّعی که در نهاد انسان به ودیعه گذاشته شده، هرکدام، این قابلیّت را دارند که وسیله‌ای برای رشد و تکامل انسان قرار گیرند؛ ولی اگر این غرایز و استعدادها از مسیر انسانی و هدف متعالی خود منحرف گردد، زمینه انحطاط و سقوط انسان را فراهم می‌کند. به‌عنوان مثال حرص و افزون‌طلبی که معمولاً به‌عنوان صفتی مذموم و ناپسند از آن یاد می‌شود، می‌تواند و البته باید وسیله‌ای برای تلاش و کوشش در راه دانش، تکامل، سعادت و درجات عالی انسانی باشد؛ اما اگر در مسیر نادرست قرار گیرد، ابزاری برای پول‌دوستی و انحصارطلبی گشته غفلت و انحطاط از ارزشهای اخلاقی را به‌دنبال خواهد داشت.[3] امام باقر(ع) می‌فرمایند:

«لا حِرصَ کالمُنافَسَةِ فی الدَّرَجاتِ »

هیچ حرصى چون رقابت براى رسیدن به درجات [عالى] نیست.[4]

البته انسان باید در به‌دست آوردن فضایل و ارزش‌های انسانی و اخلاقی حریص باشد، نه اینکه در مسیر نادرست و ارزش‌های پست انسانی قدم بردارد که به طور قطع در این مسیر روی سعادت را نخواهد دید.

حضرت علی(ع) در توصیف پرهیزگاران در خطبه متقین می‌فرماید: از نشانه‌های هریک از آنان این است که او را این‌گونه می‌بینی: در دینداری نیرومند، نرمخو و دوراندیش است، دارای ایمانی پر از یقین و حریص در کسب دانش است.[5]

    پی نوشت:
  • [1]. معارج/19.
  • [2]. نراقی، ملااحمد؛ معراج‌السعاده، تهران، یاسر و دهقان، 1366، ص301.
  • [3]. اسماعیلی یزدی، عباس؛ فرهنگ صفات، انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1386، چاپ اول، ص579.
  • [4]. محمدی ری شهری، محمد؛ میزان‌الحکمه، قم، دارالحدیث، (ویرایش دوم)، ج3، حدیث 3806، ص27.
  • [5]. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، لقمان، 1379، چاپ سوم، خطبه 193.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS