دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حزب جمهوری اسلامی

حزب جمهوری اسلامی  پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با تأکید اعتقاد امام خمینی (ره) بر لزوم وحدت امت اسلامی و سازماندهی نیروهای مسلمان و وفادار به انقلاب موجب بروز اندیشۀ تشکیل حزب مستقلی شد.
No image
حزب جمهوری اسلامی
از این رو، افرادی مانند شهید بهشتی آیت الله خامنه‌ای، آیت الله موسوی اردبیلی،حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی و شهید باهنر در سال 1358 ه‍.ش حزب جمهوری اسلامی را به دبیر کلی شهید بهشتی تأسیس کردند.[1] حزب جمهوری اسلامی دارای ساختاری علنی بود و ارکان تشکیلاتی آن عبارت بودند از: عضو، حوزه شورا (بخش، ناحیه، شهرستان و استان) شورای داوری، شورای فقها، هیأت اجرایی و شورای مرکزی.  تأیید امام خمینی (ره) و حضور تعدادی از مسؤولان ارشد نظام در این حزب، در استقبال و جذب افکار عمومی نقش عمده‌ای ایفا کرد و به همین جهت این حزب به سرعت گسترش پیدا کرد.[2] و نامزدهای آن توانستند در سه دوره از چهار دورۀ ریاست جمهوری، پیروز شوند.   علل انحلال افزونی بر این که عده‌ای این حزب را منتسب به گروه خاصّ (روحانیون)‌ و عده‌ای دیگر هم آن را حزب رئیس جمهور، نخست وزیر و رئیس مجلس می‌دانستند. علل دیگری در انحلال آن دخیل بود.   علل درونی حزبی 1- عدم سازماندهی به دلیل گستردگی بی‌رویه دفاتر و افزایش نیروها؛ 2- حجم‌ زیاد کارها و مسؤولیت‌های رهبران آن؛ 3- عدم دقت در عضوگیری، و هزینه‌های زیاد.[3] علل برونی حزبی نارضایتی امام خمینی (ره) از گسترش تشکیلات حزب در سراسر کشور و حزبی شدن ائمه جمعه و جماعات و نیز بعضی رفتارهای حزب که سبب تفرقه بین نیروهای معتقد به اسلام فقاهتی می‌شد.[4] علاوه بر این، مشکلات اقتصادی – اجتماعی به وجود آمده در کشور، باعث شد که در حزب سه دیدگاه چپ، راست و میانه شکل بگیرد. در نتیجه، در تاریخ یازده خرداد 1366 ه‍.ش آیت الله خامنه‌ای و حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی طی نامه‌ای به امام امت (ره)، خواستار توقّف فعالیت‌های آن شدند. ایشان نیز با این درخواست موافقت نمود. ..............................................................  [1] . کالبد شکافی جناح‌های سیاسی ایران، ص 63 [2]  .گونه‌شناسی بحران‌ها و راهبردهای مقابله با آن، ص 119.  [3] . کالبد شکافی، جناح‌های سیاسی ایران، ص 64 [4] . همان، ص 122.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS