دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حسابرسی از خود

امام کاظم علیه السلام می فرمایند : از ما نیست کسی که هر روز به حساب نفس خود نرسد پس اگر کار خوبی انجام داده بود خدا را شکر کند و از خدا بخواهد که آن کار را بیشتر و بهتر بتواند انجام دهد و اگر کار بدی انجام داده بود استغفار و توبه نماید. (کافی، ج2، ص 453)
حسابرسی از خود
حسابرسی از خود

قال الکاظم (ع):«لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِب نَفسَهُ فی کُلِّ یَومٍ فَاِن عَمِلَ خَیراً اِستَزادَ اللهَ مِنهُ وَ حَمِدَالله َ عَلَیهِ وَ اِن عَمِلَ شَرَاً اِستَغفَر،اللهَ مِنهَُ وَ تابَ اِلَیهِ»

 

هر شب به حساب خود رسیدگی کن

 

راه غلبه بر نفس محاسبه است . در احوالات بعضی از اولیاء خدا نوشته شده اند که ایشان دفتری همراه خود داشتند و هر کاری که می کردند می نوشتند، در آخر روز هم نشسته و حساب کارهای خود را می کردند که ما در این روز، چه کردیم چه مقدار اطاعت خداوند متعال را نمودیم چه مقدار سر پیچی و نافرمانی کردیم.

حضرت رسول اکرم (ص) می فرمایند:

 

«لا یَکُونُ مُؤمِناً حَتّی یُحاسِبَ نَفسَهُ اَشَدَّ مِن مُحاسَبَةِ الشَّریکِ شَریکَهُ وَ السّشیِّدِ عَبدَهُ؛»

 انسان مؤمن نخواهد بود تا اینکه به حساب نفسش برسد، شدیدتر از حسابرسی شریک با شریکش و مولی با بنده اش.[1] 

 

از سخنان استاد اخلاق حضرت آیت الله مجتهدی است که بازاری‌ها هر شب به حساب دفترشان می رسند . سود و ضرر و طلبکاری و بدهکاری را می نویسند اگر هر شب حساب و کتاب نکنند یک دفعه می بینند مقدار قابل توجهی ضرر کرده اند و حواسشان نبوده است. گاهی هم بر اثر نداشتن حساب و کتاب ورشکست می شوند . انسان هم باید هر روز به حساب نفسش برسد تا خدای نکرده یک دفعه ضرر نکند و یا ورشکست و عاقبت به شر نشود، شب، موقع خواب باید نشست و دید چه کار کرده ایم، اگر بدی، کرده ایم خود را سرزنش کنیم و به خود بگویم: اَلَم یأنِ لِلَّذینَ آمنُوااَن تَخشَعَ قُلُوبُهُم لِذِکرِ الله ِ[2](آیا وقت آن نشده است که دلهای مؤمنان در برابر ذکر خدا خاشع و متواضع گردد) سپس باید تصمیم گرفت، آن کار را نکرد، صبحها با خود باید شرط کرد که اگر کار بدی را انجام دادم نفسم را جریمه کنم و در طول روز باید مراقب بود که آن کار را انجام نداد.[3]

مهمترین کار در این مهم کمک خواستن از خداست چنان که مرحوم آیت الله حاج آقا حسین فاطمی می فرمودند: پوزه به خاک بمالید(کنایه بر سجده کردن است) و التماس کنید. و همچنین باید به ائمه علیهم السلام توسل پیدا کرد. [4]

البته باید توجه داشت که ادمی باید نفس خود را از راه شرعی و طبق روایات و احادیث و آیات قرآن مهار کند و بر آن مسلط شود. انسان باید همواره سعی داشته باشد که از وسوسه‌های شیطانی خود را دور نگه دارد که در غیر این صورت شیطان را عبادت کرده است، لذا خداوند می فرماید: اَفَریتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلهَهُ هَوهُ: آیا دیدی کسی را که خدای خود را هوای نفس خویش قرار داده؟[5]

چگونه ممکن است هوای نفس خدای انسان باشد؟ این امر وقتی محقق می‌شود که انسان فرمان خدا را  رها کند و به دنبال فرمان و خواست دل و هوای نفس خود برود و از آن اطاعت کند، زیرا یکی از معانی عبادت اطاعت است. چنانکه مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می فرمایند: اینکه اِلههُ جلوتر آمده با اینکه می توانست بفرماید کسی که هوای خود را خدای خود گرفته، این است که بفهماند چنین کسی می داند که خدایی دارد ولی با این وجود هوای نفس خود را می پرستد پس چنین کسی دانسته کافر به خدای سبحان است. پس در این زمینه یعنی مبارزه با نفس و شیطان و هوس ها و ووسوسه ها باید از اساتید علم اخلاق استفاده برد.[6]

از حضرت رسول اکرم نقل شده است که فرمودند:

 

«اَفضَلُ الجهادِ اَن تُجاهِدَ نَفسَکَ وَ هَواکَ فی ذاتِ اللهِ تَعالی»

برترین جهادها این است که در اره خدا با نفست مجاهده کنی[7]

 

و البته در این راه نصرت خداوند نیز انسان را کمک می کند چنان‌که خداوند می‌فرماید: وَالذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهدِینَّهُم سُبُلنا: کسانی که در راه ما مبارزه و مجاهده می کنند ما آنها را به راه هایمان هدایت می‌کنیم.[8]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS