دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حسادت

بدترین همراه و رفیق انسان، حسادت است.
حسادت
حسادت

حسادت

قال علی (ع) :« شرُّ ما صَحب المرءُ الحسدُ »(تصنیف غرر الحکم و دررالکلم)

حسد یک حالت نفسانی است که صاحب آن آرزو دارد دیگری چیزی را که او آن را کمال و نعمت می‌داند نداشته باشد. چه شخص حسود دارای آن کمال و نعمت باشد یا نه، و چه آرزوی آن را برای خودش داشته باشد و یا نه. حسادت غیر از غبطه است؛ چون در غبطه، بر خلاف حسد، انسان نعمت و کمالی را که در غیر خودش دیده است برای خودش آرزو می‌کند بدون اینکه آرزو کند دیگری آنرا نداشته باشد.[1] یکی از آفاتی که در روایات برای دوستی و رفاقت شمرده شده است حسادت است. حضرت علی(ع) می‌فرمایند:« حسادت بر دوست، از آفات دوستی است.»[2]

بنابراین در دوستی و رفاقت باید مراقب بود تا بر اثر حسادت های بی‌مورد، دوستان خود را از دست ندهیم. برای حسادت اسباب و عللی در کتابهای اخلاقی ذکر شده که انسان با شناخت آنها می‌تواند زمینه حسادت را در خود از بین ببرد.

1-عداوت و دشمنی؛

2- ترس: به این معنی که انسان بترسد محسود با نعمتی که به دست آورده است مانع منافع او شود؛

3- تعجب: اینکه تعجب کند از اینکه نعمت بزرگی را این شخص دارا است؛

4- حب ریاست: به این معنی که ریاست او تا وقتی است که دیگران از آن نعمت محروم باشند و لذا آرزو می‌کند دیگران آن نعمت را نداشته باشند؛

5- کبر: شخص حسود می خواهد بر دیگران تکبر کند و اگر آنها نیز آن نعمت را داشته باشند زمینه ای برای او باقی نمی ماند؛

6- عزت نفس: اینکه شخص دارای نعمت به خاطر نعمتی که دارد بر او تکبر می کند و او تحمل کبر و فخر فروشی او را ندارد و لذا زوال آن نعمت را آرزو می کند؛

7-خباثت درونی و بخل ذاتی نسبت به دیگران: به این معنی که نتواند دیگران را در نعمت ببیند.[3]

    پی نوشت:
  • [1] - امام خمینی، چهل حدیث،موسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی، چاپ بیست دوّم، 1379هش، ص105
  • [2] - نهج البلاغه، محمد دشتی ،نشر لقمان،چاپ سوم،1379هش، حکمت 218
  • [3] - شبّر، سید عبدالله ، اخلاق،ترجمه محمد رضا جباران،انتشارات هجرت، چاپ پنجم،1379هش، ص 256

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS