دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حسن ظن و حمل بر صحت

No image
حسن ظن و حمل بر صحت

نويسنده: محمدمهدی رشادتی*

امام صادق(ع) فرمود: حسن الظن اصله من حسن ايمان المرء و سلامه صدره.

حسن ظن و گمان نيک از ايمان خوب و قلب سالم ناشي مي شود. به طوري که به هر چيزي مي نگرد جز خوبي و خير نمي بيند. زيرا خداوند در ذات و فطرت بشر ويژگي ها و صفاتي مانند «حيا، امانت، صيانت، صداقت» نهاده است که مقتضاي آنها حسن ظن داشتن و خوش گماني به همه عالم از جمله رفتار و اعمال انسان هاست. (مصباح الشريعه ص 515)

مثلاً اگر احتمال مي دهيم عمل فلان کس خوب است، اما آن را بدبينانه نگاه کنيم، در اين حالت گويي دچار بي حيايي شده ايم و يا مثلاً اگر فقط صفات زشت کسي را ببينيم و از ديدن صفات خوب او چشم پوشي کنيم، در اين حالت، گويي خيانت در امانت کرده ايم.

پيامبر(ص) فرمود: نسبت به برادران مؤمن خود خوش گمان باشيد. زيرا خوش گماني موجب صفاي دل و پاکي شما خواهد شد. برعکس سوءظن کدورت دل و تيرگي باطن را درپي دارد.

حمل بر صحت تا هفتاد محمل

ابي بن کعب از دانشمندان بزرگ مي گويد: اگر رفتار و صفت ناخوشايندي در برادرتان ديديد بايد تا هفتاد بار هم که شده آن را توجيه کرده و حمل به صحت کنيد و اگر نتوانستيد خود را به خاطر بدگماني سرزنش نماييد. (همان ص 517)

درباره اينکه قضاوت و نگاه و نظر ما نسبت به مردم چگونه بايد باشد، توجه به اين نکات ضروري است:

1) گاهي قضاوت و نظر درباره اعمال و رفتار ظاهري افراد است. در اين حالت، اولا: بايد سعي کنيم چشم عيب بين نداشته باشيم. علي(ع) فرمود: آن کس که به عيب خود توجه کند، از توجه به عيب ديگران باز مي ماند. (نهج البلاغه، حکمت 349) ثانيا: اگر در کسي عيبي و نقصي مشاهده کرديم، بايد سعي کنيم آن را به بهترين وجه ممکن تفسير و توجيه کنيم. و اگر نتوانستيم براي آن عذري پيدا کنيم، بايد برايش عذر بتراشيم. رسول خدا(ص) فرمود: براي گفتار و کردار برادرت عذر پيدا کن و اگر نيافتي، عذر بتراش.

اميرالمؤمنين(ع) فرمود: رفتار برادرت را به بهترين شکل توجيه و تعبير کن. (ميزان الحکمه ج 2 ص 636-637)

ثالثا: چنانچه نتوانستيم براي رفتارها عذر بياوريم، نهايتا در صورت لزوم از روش امر به معروف و نهي از منکر استفاده مي کنيم.

2) گاهي قضاوت و نگاه ما درباره باطن و نيت مردم است. بر اساس تعاليم ديني، اولا: بايد اين گونه بينديشيم که ذات و باطن همه مردم خوب است. همان طور که امام صادق(ع) فرمود: خداوند در نهاد و فطرت انسان ها جلوه هايي از اسما و صفات خويش را به وديعت گذاشته است. مانند حيا، صداقت، حقيقت طلبي و... بنابراين صرف نظر از عوامل بيروني و شرايط محيطي، همه آدميان فطرتا خوب و سالمند.

ثانياً: هنگامي که خودمان را با ديگران مقايسه مي کنيم از اين جهت که کداميک باتقواتر و مقرب تر پيش خدا هستيم، بايد ديگران را بهتر و باتقواتر بدانيم و احتمال نجات و سعادتمندي ابدي آنان را بيشتر از خود بدانيم. امام کاظم(ع) فرمود: عقل انسان کامل نمي شود مگر به چند ويژگي از جمله: اول اينکه همه مردم را بهتر از خود بداند. در ثاني خود را از همه بدتر و پست تر بشمار آورد. (تحف العقول ص 409)

نقل مي کنند: پيامبر(ص) در مسجد معتکف بودند. زني آمد و مدتي با او سخن گفت و بعد برخاست که برود، پيامبر(ص) هم با او به راه افتاد.

در اين هنگام دو نفر از انصار که از کنار آن حضرت عبور مي کردند، سلام کردند و گذشتند. رسول خدا(ص) آنها را صدا زد و فرمود: اين زن صفيه همسر من است. آن دو گفتند: اي رسول خدا(ص) مگر ما شک داشتيم؟ فرمود: شيطان مثل خون وارد وجود انسان مي شود. ترسيدم شيطان بر شما وارد شود و شما بدگمان شويد.(هزار و يک حکايت اخلاقي ص 486)

   

 روزنامه كيهان، شماره 21126 به تاريخ 18/5/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS