دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حق الناس...‌

حق الناس در اسلام خیلی اهمیت دارد.
حق الناس...‌
حق الناس...‌
نویسنده: جواد پوریا

حق الناس در اسلام خیلی اهمیت دارد. به اندازه ای اهمیت دارد که علی (ع) در نهج البلاغه می‌فرماید: اگر از اول شب تا به صبح مرا برهنه روی خارها بکشانند، بهتر از این است که خدا را ملاقات کنم و یک حق الناس بر گردن من باشد. در دعای دیگری عرض می‌کند: «اللهم انی اعوذ بک من نقاش الحساب؛ خدایا در روز قیامت راجع به حق الناس خیلی سخت می‌گیری». نقاش حساب، معنایش این است که اگر تیغی در دست شما رفته باشد و نتوانید با دستتان یا ناخنتان بگیرید، با منقاش می‌گیرید، یعنی این قدر دقیق است. باز در نهج البلاغه می‌فرماید: «به خدا قسم اگر جهان هستی را به من بدهند و بگویند که ظلم کن و یک پوست جو را از دهان مورچه ای بگیر، من نمی کنم». نه برای ریاست و نه برای مال دنیا و نه برای اینکه به نوایی برسد، حاضر نیست به یک مورچه ظلم کند و پوستی را که در دهان مورچه است، بیجا بگیرد. ‌ان ربک لبالمرصاد؛ خدا در کمینگاه است. معنایش این است که در روز قیامت حساب و سئوالهایی است و اول مطلبی که می‌پرسند، از نماز است. دوم حساب و کتابی که می‌پرسند، حق الناس است. مال مردم خوری یا نه؟ تقلب و حقه یازی کردی یا نه؟ موجب شدی که گرانی کاذب پیدا شود یا نه؟ حق زنت را دادی یا نه؟ حق شوهرت را دادی یا نه؟ حق اولادت را دادی یا نه؟ حق پدر و مادرت را دادی یا نه؟ غیبت کردی یا نه؟ تهمت زدی با نه؟ شایعه پراکنی کردی یا نه؟ امام صادق(ع) می‌فرماید: در مرحله اول ماموران خدا از تو سئوال می‌کنند. اما در مرحله دوم خدا در کمینگاه است و سئوال و جواب مال خداست و قسم هم خورده که به عزت و جلالم سوگند از همه چیز ممکن است بگذرم اما از حق مردم نخواهم گذشت. ‌کسی که مال مردم را خورده و حق الناس به گردنش است، خوبیهایش را می‌دهند به مظلوم و او مثل آدمهای ورشکسته می‌شود. در آن دنیا، گناهان کسانی را که حقی بر گردنش دارند، به او می‌دهند. مسئله حق الناس خیلی مشکل است و متاسفانه همه ما گرفتاریم و باید مواظب باشیم. در روایات می‌خوانیم آن کسی که قطع رحم کرده و می‌توانسته به خواهرش برسد و نرسیده، کارش مشکل است. معنای صله رحم این نیست که بروی منزل خواهر فقیرت و هزار تومان کف دستش بگذاری و برگردی. نه؛ معنایش این است که اگر خانه ندارد و تو توان مالی داری، خانه برایش بخری، دعای کسی که قطع رحم کند مستجاب نمی شود، یعنی قطع رحم مانع بزرگی است. غیبت هم مانع بزرگی است و اصلاحق الناس مانع بزرگی است. تارک الصلوه هر چه بگوید خدا مثل کسی است که در یک اتاق در بسته که منفذ هم ندارد، داد بزند. معلوم است که هیچ کس نمی شنود. ما خودمان را فریب می‌دهیم یعنی خودسرانه کار می‌کنیم و هر چه دلمان می‌خواهد انجام می‌دهیم. آقا به جای اینکه دختر برادرش را، پسر خواهرش را، خویش و قومش را که فقیر است کمک کند، جهازیه درست کند و دختر را شوهر بدهد و پسر را زن بدهد، مرتب مکه می‌رود. اینها هوی و هوس است، یعنی واجب را ترک کرده و مستحب را بجا آورده است.‌

از مواعظ ارزشمند حضرت آیت الله حسین مظاهری

مقاله

نویسنده جواد پوریا

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS