دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حکمت واقعی

هر گاه خواستی کاری انجام دهی، در مورد هدف و پایان آن فکر کن که چیست. اگر پایانش خیر بود، آن را انجام بده و اگر گمراهی و بدی بود، آن را ترک کن. (برگرفته از مبادی اخلاق در قرآن :آیت الله جوادی آملی )
حکمت واقعی
حکمت واقعی

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلّم)

إذا هممْت باَمْرٍ تدبّر آخِرَه فَإن یَکُ رُشداً فاتّبِعْهُ وإن یَکُ غیّاً فَدَعْهُ

(محاسن برقی/ ج 1/ ص 80/ ح 46)

ترجمه

هر گاه خواستی کاری انجام دهی، در مورد هدف و پایان آن فکر کن که چیست. اگر پایانش خیر بود، آن را انجام بده و اگر گمراهی و بدی بود، آن را ترک کن.

توضیح

حکمت واقعی

خداوند، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را به عنوان "معلّم" معرّفی می‌کند و می‌فرماید: "یُعَلّمُهمُ الکِتابَ والحکمة ویزکّیهم"[1]: رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) کتاب و حکمت را به امّت اسلامی و جوامع بشری می‌آموزد.
نقل شده است که شخصی به آن حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کرد: "عَلّمنى". به من یاد بده؛ ولی نگفت به من چه چیز یاد بده. حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) به او حکمت عملی آموخت و فرمود: "علیکَ بالیَأس عمّا فى أیدى الناس فَإنّه الغنی الحاضر"[2] مگر نمی‌خواهی توانگر بشوی؟ قناعتْ و قطع طمع، توانگری است. ممکن است سرمایه دار، خود را "مستغنی" بپندارد ولی انسان قناعت پیشه "غنی" است که بالاتر از "مستغنی" است. غنا بی‌نیازی است و استغنا یعنی این که انسان نیازمند باشد و چیزی که نیازش را برطرف کند داشته باشد. اگر کسی مُحتاج باشد ولی چیزی که حاجت او را رفع کند، داشته باشد این "استغناء" است؛ امّا اگر کسی اصلاً محتاج نباشد، بهتر است. غنا وصف ذات اقدس اله است و مظاهر الهی، دارای غنا هستند.

آنگاه عرض کرد: بر تعلیم بیفزا: "زدنى یا رسول الله". حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: "إیّاک والطّمع فإنهُ الفقر الحاضر[3]" طمع و آزمند بودن، فقر حاضر است. برخی انسانها از ترس فقر در آینده، هم اکنون به استقبال فقر می‌روند! ممکن است وضع مالی آنان هم خوب باشد ولی چون زراندوز و آزمندند؛ می‌گویند شاید در آینده محتاج بشویم.

امیرالمومنین علی (علیه السلام) نیز می‌فرماید: "النّاسُ مِن خوف الذّلّ متعجّلوا الذّل"[4]: بعضی برای این که مبادا ذلیل شوند، به استقبال ذلّت می‌روند! یعنی حکومت جابرانه طاغیان را می‌پذیرند و تحت سلطه آنان قرار می‌گیرند.
سپس عرض کرد: "زِِِدنى یا رسول الله". حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم( فرمود: "إذا هممْت باَمْرٍ تدبّر آخِرَه فَإن یَکُ رُشداً فاتّبِعْهُ وإن یَکُ غیّاً فَدَعْهُ"[5]: هر گاه خواستی کاری انجام دهی، در مورد هدف و پایان آن فکر کن که چیست. اگر پایانش خیر بود، آن را انجام بده و اگر گمراهی و بدی بود، آن را ترک کن. اینها حکمتهایی است که از معلّمِ حکیم یعنی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیده است. با این بیان، روشن می‌شود که طهارت روح، اوّلاً در بینش توحیدی جلوه می‌کند و آنگاه در مسائل عملی، مانند امور مالی که قرآن درباره آن می‌فرماید: "خُذْ مِنْ أمْوالِهِم صدَقَةً تطهّرهم وتزکّیهم بها[6]"و گاهی در باب تیمّم، وضو و غسل می‌فرماید: خدا می‌خواهد شما را طاهر کند: "یُرید الله لِیطهّرکم[7]" و گاهی هم در مسائل آداب خانوادگی، اخلاق و مسائل اجتماعی می‌فرماید: "وَإنْ قیل لَکُم ارجعوا فارجعوا هو أزکی لکُم" [8]اگر بدون وقت قبلی به خانه کسی رفتید و صاحبخانه گفت: فعلاً از ملاقات با شما معذورم، گله نکنید و برگردید. این دستور برای تطهیر جامعه است.

بنابراین، ملاحظه می‌شود که بسیاری از آیات قرآن برای تطهیر فرد و جامعه است و قرآن، انسان را هم از آلودگیهای ظاهری، هم از آلودگیهای اخلاقی و بالاتر از همه از آلودگیهای مشاهده غیر خدا پاک می‌کند.

    منبع:
  • تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ص210
    پی نوشت :
  • [1] - سوره بقره، آیه 129.
  • [2] - محاسن برقی، ج 1، ص 80، ح 46.
  • [3] - همان.
  • [4] - شرح غرر الحکم، ج 2، ص 156.
  • [5]- محاسن برقی، ج 1، ص 80، ح 46.
  • [6] - سوره توبه، آیه 103.
  • [7] - سوره مائده، آیه 6.
  • [8] - سوره نور، آیه 28.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS