دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حکومت مطلوب از منظر افلاطون

No image
حکومت مطلوب از منظر افلاطون

حكومت مطلوب از منظر افلاطون

رضا احمدیان راد

افلاطون در رساله خود به طبقه‌بندی حکومت‌ها و ویژگی و نوع سیاست حاکم در آنها پرداخته است. افلاطون حکومت مطلوب خود را با مواجهه با حکومت‌های نامطلوب توضیح می‌دهد. وی حکومت‌های تیمارشی، الیگارشی و دموکراسی را از انواع فاسد حکومت‌ها می‌داند و معتقد است که این حکومت‌ها جامعه را به سوی غلبه فردی ستمگر یا حکومت تیرانی سوق می‌دهند که در این صورت جامعه در بدترین وضعیت خود قرار خواهد گرفت.‌

در شهر آرمانی افلاطون حکومت در دست قوه عاقله است. در چنین وضعیتی همه چیز در جای خود و در حال تعادل قرار دارد، اما در انواع دیگر حکومت، یکی از اجزای نفس، احساسات زودگذر یا همت و اراده، بر اجزای دیگر حکومت دارد. در چنین وضعیتی مدینه از حکومت عقل و وضعیت متعادل خارج شده، به فساد سوق یابد.‌

در تیمارشی، جزء همت و اراده بر اجزای دیگر غلبه یافته و حکومت به سوی استعلای شرف و شجاعت و عشق به کشور گشایی سوق می‌یابد. حکومت تیمارشی نوعی رقابت برای شکوه و افتخار است. بنابراین، پیوسته منابع عمومی را در جنگ و کسب افتخارات ناشی از آن صرف می‌کنند. به این ترتیب، به تدریج گروه تاجر پیشه، حرفه‌مندان و زمین‌داران را زیر سلطه خود می‌برند و حکومت آنان به جای کسب شکوه و افتخار به تدریج در خدمت و پیروزی در می‌آید و به این ترتیب، گروه اندکی که قدرت نظامی برتری دارند بر دیگران چیره می‌شوند؛ وضعیتی که به آن حکومت الیگارشی یا حکومت گروه اندک می‌گویند و در آن عشق به افتخار و شکوه جای خود را به عشق به پول داده است. به بیان دیگر، در چنین وضعیتی حکومت حامی کسانی است که پول بیشتری دارند و دست فقرا از کرسی‌های حکومت و کسب موقعیت‌های آموزشی و شغلی و در شئون طبیعی و عادلانه ای که ترسیم شد، کوتاه می‌شود.‌

به این ترتیب، انحصار قدرت و انباشت ثروت در دست گروه اندک، موجب می‌شود که عشق به افتخار و پیروزی، مبدل به عشق به پول شود. عشق به پول موجب می‌شود که عموم مردم از ارزش‌های مدنی غافل و به جای توجه به فضایل مدنی و بنیادهای آن، متوجه ظواهر زندگی شوند. از آنجا که عموم مردم فقیرند، گاهی ابزارهای تولید خود را برای گذران زندگی می‌فروشند و زمانی دیگر ابزاری برای تولید ندارند، برای ادامه حیات ناچار به فکر کسب قدرت می‌افتند تا با سلطه بر منابع قدرت و شغل بهتر حس جاه طلبی خود را تامین نمایند. در چنین شرایطی که پول پرستی مانع پرتوافکنی فضایل مدنی شده است، هر کس به راحتی و بدون اینکه احساس مسئولیت کند، بر جای دیگری قرار خواهد گرفت و این آغاز دموکراسی است. ‌

در این حکومت، افراد فرصت دارند تا شانس خود را برای به زیر کشیدن فرمانروایان و بنیاد «فرمانروایی بینوایان» امتحان کنند. آزادی‌های عمومی حاصل از دموکراسی، موجب ناامنی نیز خواهد شد. در چنین شرایطی ارزش‌های مدنی به کلی زایل می‌شود. با این حال مردم از روی غفلت چنین شرایطی را آزاد و مطلوب می‌پندارند. در چنین آشفته بازاری حکومت تیرانی، طرفداران زیادی پیدا خواهد کرد. در واقع حکومت تیرانی محصول دموکراسی است؛ حکومتی که می‌تواند انسان را به «نهایت بردگی» سوق دهد. ‌

افلاطون دموکراسی را نوعی آزادی مفرط یا بی‌قانونی همراه با خشونت تفسیر کرده است. تنها تمایز وضع تیرانی با دموکراسی در تعداد حکومت کنندگان است که در تیرانی تمامی در یک فرد جمع شده است. در طبقه‌‌بندی حکومت‌های فاسد او توزیع قدرت و ثروت بین گروه‌های مختلف مردم نقش اساسی دارد. عاملی که می‌تواند یک حکومت را از دیگر حکومت‌ها متمایز کند، قوه عاقله است. او آزادی افراطی را باعث عقب ماندگی و آشفتگی جامعه می‌داند و همین مسئله باعث نامطلوب بودن حکومت دموکراسی در نظر افلاطون گشته است.‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS