دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خانواده و اهمیّت آن در اسلام

هیچ بنایی در اسلام نزد خداوند محبوب تر و عزیزتر از ازدواج نیست.
خانواده و اهمیّت آن در اسلام
خانواده و اهمیّت آن در اسلام

خانواده و اهمیّت آن در اسلام

قال رسول اللَّه(ص): «ما بنی فی الاسلام بناء أحبّ إلی اللَّه عزّوجلّ و أعزّ من التّزویج» (مکارم الاخلاق، ص196)

خانواده، کهن‌ترین و مهم‌ترین گروه انسانی است که در اثر تمایل طبیعی و محبّت فطری پدر و مادر نسبت به فرزندان خود، به‌عنوان یک واحد طبیعی به‌وجود آمده است. به‌تعبیر بهتر، زندگی خانوادگی یک امر طبیعی و براساس نظام خلقت است؛ نه مولود عادت و یا نتیجه تمدّن.

هرچند دانشمندان در رابطه با زندگی اجتماعی انسان، اختلاف نظر دارند، بعضی آن‌را طبیعی دانسته و به اصطلاح، انسان را مدنیٌّ بالطّبع می‌دانند. دسته دیگر، زندگی اجتماعی را امری قراردادی می‌دانند که انسان به اختیار خود و تحت تأثیر عوامل جبری خارجی (نه عوامل درونی) انتخاب کرده است؛ البته در باب زندگی خانوادگی، یک نظر بیشتر وجود ندارد و آن اینکه زندگی خانوادگی بشر، یک زندگی صددرصد طبیعی است.

زندگی خانوادگی، اساس سعادت بشر، بعثت انبیا و انزال کتب و شرایع آسمانی را تشکیل می‌دهد؛ زیرا مبدأ حیات خانوادگی، همسری مرد و زن است؛ که به‌وسیله آن، خانواده شکل می‌شود و با خانواده‌ها، امّت و با امّت‌ها، کاروان بشری تحقّق پیدا می‌کند. برای نظام بخشیدن به این مناسبات، شرایع آسمانی نازل و حدود و قیودی را برای تنظیم آن مقرّر کرده‌اند.[1]

از همین رو ازدواج و تشکیل خانواده از جمله مسائلی است که در اسلام مورد تأکید و توجّه جدّی قرار گرفته و در این خصوص روایات فراوانی وارد شده است. پیامبر اسلام(ص) می‌فرمایند:

«لَوْ خَرَجَ الْعُزَّابُ مِنْ مَوْتَاکُمْ إِلَی‌الدُّنْیَا لَتَزَوَّجُوا»[2]

اگر کسانی که در دنیا عَزَب و مجرّد بودند و از دنیا رفته‌اند، دوباره به دنیا برگردند حتما ازدواج می‌کنند.

حضرت علی(ع) فرموده‌اند:

«افضلُ الشَّفاعات أن تَشفَعَ بینَ إثنین فی نکاح حتّی یَجمَع اللَّه بینهما»[3]

بالاترین واسطه و میانجی‌گری، واسطه شدن بین دو نفر در امر ازدواج است؛ تا  اینکه خداوند بین آنها جمع کند و آن‌دو را به یکدیگر برساند.

در قرآن نیز آیاتی از آن به امر ازدواج و تشکیل خانواده اختصاص یافته که به‌خاطر انگیزه‌های واهی این امر مقدّس را ترک نکنند:

«وَ أَنْکِحُوا الْأَیامی‌ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ»[4]

مردان و زنان بی‌همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درست‌کارتان را. اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود، آنان را بی‌نیاز می‌سازد؛ خداوند گشایش‌دهنده و آگاه است.

از آنجایی که مسئله فقر و نداشتن امکانات مالی، تقریباً یک عذر عمومی و بهانه همگانی برای فرار از زیر بار ازدواج و تشکیل خانواده است، قرآن به پاسخ آن پرداخته، می‌فرماید: از فقر و تنگدستی آنها نگران نباشید و در ازدواجشان بکوشید؛ چرا که"اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند آنها را از فضل خود بی‌نیاز می‌سازد." (إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ) و خداوند قادر بر چنین کاری هست؛ چراکه خداوند واسع و علیم است. قدرتش آن‌چنان وسیع است که پهنه عالم هستی را فرامی‌گیرد و علم او، چنان گسترده است که از نیّت هرکسی مخصوصاً آنها که به نیّت حفظ عفّت و پاکدامنی اقدام به ازدواج می‌کنند، آگاه است و همه را مشمول فضل و کرم خود قرار خواهد داد.[5]

خداوند عذر فقر و عدم امکانات مالی را برای فرار از زیر بار این مسئولیّت الهی و انسانی، ردّ کرده در قرآن صریحاً اعلام می‌کند که فقر نمی‌تواند مانع راه ازدواج گردد؛ بلکه چه بسا ازدواج سبب غنا و بی نیازی می‌شود.[6] در روایات نیز به این نکته اشاره شده که زن و فرزند و تشکیل خانواده، رزق و روزی را در پی دارد. امام صادق(ع) در این رابطه می‌فرمایند:

«الرزق مع النساء و العیال»[7]

رزق و روزی با زن و فرزند و تشکیل خانواده است.

    پی نوشت:
  • [1]. طاهری، حبیب‌الله؛ سیری در مسائل خانواده، تهران، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، 1381، چاپ اول، ص22 و 23.
  • [2]. نوری، میرزا حسین؛ مستدرک الوسائل، قم، موسسة آل البیت، 1408هق، چاپ اول، ج14، ص157.
  • [3]. کلینی، محمد بن یعقوب؛ کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج5، ص231.
  • [4]. نور/32.
  • [5]. مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، 1374، ج14، ص459.
  • [6]. همان، ص466.
  • [7]. کلینی، محمد بن یعقوب؛ پیشین، ج5، ص330.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS