دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خلود در جهنم و بهشت

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اهل آتش در آتش جاودانه می مانند؛ چون نیت تبهکاران و دوزخیان این بود که هر اندازه که در دنیا بمانند، گناه کنند...» (اصول کافی، ج 2، ص 85 ، ح 5)
خلود در جهنم و بهشت
خلود در جهنم و بهشت

قال الصادق (علیه السلام):

«اِنّما خُلِّدَ اَهلُ النّار فِی النّارِ لِاَنَّ نِیّاتَهُمْ کانَتْ فِی الدّنیا اِنْ خُلّدوُا فیها اَنْ یَعصُوا الله اَبَداً...»

(اصول کافی، ج 2، ص 85 ، ح 5)

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«اهل آتش در آتش جاودانه می مانند؛ چون نیت تبهکاران و دوزخیان این بود که هر اندازه که در دنیا بمانند، گناه کنند...»

توضیح:

«خلود در جهنم و بهشت»

خدا عده‌ای را به جهت کفر، شرک و نفاق، در دوزخ ابدی و برخی دیگر را به جهت ایمان در بهشت مخلد می‌داند. این اصل قرآنی است و درباره اهل بهشت سوال برانگیز نیست که چگونه انسان مؤمن در مدت کوتاهی در دنیا با ایمان و عمل صالح به سر می‌برد و برای ابد در بهشت خلد، جاودان است. چون بهشت براساس فضل و لطف الهی است و این مشکلی ندارد که ذات اقدس اله تفضل کند و در قبال عمل محدود، پاداش نامحدود عطا کند.

ولی مسئله کیفر سؤال برانگیز است که چگونه انسان کافر، مشرک یا منافقی که در مدت کوتاه عمر دنیایی به تبهکاری تن در دهد، در قیامت برای همیشه و ابد کیفر می‌بیند.

از امام صادق (ع) سوال شد: چگونه مردانی که در دنیا با عمر محدود گناه کردند در دوزخ به شکل نامحدودی کیفر می‌بینند؟ آن حضرت در پاسخ فرمود:

« اِنّما خُلِّدَ اَهلُ النّار فِی النّارِ لِاَنَّ نِیّاتَهُمْ کانَتْ فِی الدّنیا اِنْ خُلّدوُا فیها اَنْ یَعصُوا الله اَبَداً وَانّما خُلّد اَهل الجنّة فی الجَنّةِ لِانّ نِیّاتَهُم کانَت فِی الدّنیا اِن لو بَقوا فیها اَن یُطیعُوا الله اَبَداً، فَبِالنّیّاتِ خُلّدَ هؤلاءِ وَهؤلاءِ. ثُمّ تَلا قَولَهُ تَعالی: قُل کُلٌّ یَعمَلُ عَلی شاکِلَتِهِ قال: عَلی نِیّتِهِ»[1]

چون نیت تبهکاران و دوزخیان این بود که هر اندازه که در دنیا بمانند، گناه کنند و از طرفی خداوند هم براساس نیت، کیفر می‌دهد، نه صرف عمل خارجی. درباره بهشتی‌ها نیز چنین است؛ یعنی درباره بهشتی‌ها فرمود: چون قصد آنان این بود که هر اندازه در دنیا بمانند، اطاعت کنند.

    منبع: جوادی آملی (آیت الله)، عبدالله؛ مبادی اخلاق در قرآن، صص 175-174
  • [1] . کافی، ج 2 ، ص 85 ، حدیث 5 .

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS