دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خودشناسی

و هر موجودی، تسبیح و حمد او می‌گوید؛ ولی شما تسبیح آنها را نمی‌فهمید. (نقطه های آغاز در اخلاق علمی ؛آیت الله مهدوی کنی)
خودشناسی
خودشناسی

خودشناسی[1]

قال الله تعالی:«…وَ إِنْ مِنْ شَیْ‌ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ… »(اسراء آیه 44)

ازآنجا که دانشمندان علم اخلاق، هدف نهایی این علم را تهذیب نفس و خوشبختی و سعادت انسان می‌دانند و رسیدن به این هدف امکان ندارد جز از راه خودشناسی، ‌از این رو توجه شما را به اهمیت این موضوع از دیدگاه اسلام جلب می‌کنیم.

نفس انسان از بُعد ملکوتی‌اش نفخه الهیه است که در سیر صعود،‌ به مقام نفس مطمئنه و راضیه و مرضیه می‌رسد و تا آنجا بالا می‌رود که به مرتبه قاب قوسین او ادنی مشرف می‌شود، چنانکه قرآن می‌فرماید:

« ثم دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی »[2]

سپس نزدیک شد و بسیار نزدیک شد تا (درمقام تمثیل) فاصله او به اندازه دو کمان یا کمتر بود[3] و از بُعد ناسوتی‌اش تا آنجا سقوط می‌کند که می‌فرماید: آنها همچون چهار پایانند بلکه گمراه تر …[4]

این مجموعه به ظاهر کوچک بحدی بزرگ و وسیع است که جمیع عوالم وجود را در خود جمع کرده آن گونه که در اشعار منسوب به علی علیه السلام آمده است :

دوای تو در وجودت خودت نهفته است و تو نمی‌فهمی

بیماریت نیز از خودت سرچشمه گرفته و تو نمی‌بینی .

و تو فکر می‌کنی که موجود ضعیفی هستی

در صورتی که جهانی بزرگ در وجود تو پیچیده شده است .

و تو آن کتاب درخشانی هستی

که با حروف آن پنهانها آشکار می گردد.

بنابراین تو نیازی نداری که از بیرون دایره‌ی وجودت، از سرنوشت چیزی بگویند.

همه دردها ازتو و خود نبینی همه نسخه ها در تو و خود ندانی

تو یک لفظی اماطلسم عجایب دریغاکه معنای خود را ندانی

دراین ذره بنهفته کیهان اعظم چودر سیم تار مغنی، اغانی

تویی آن کتاب مقدس که در وی نبشته همه رازها‌ی نهانی

به گنجینه‌ی آفرینش بیندیش کدام است گنجی بدین شایگانی

زمین و زمانی برون از تو ،‌حاشا تو جان جهانستی و جاودان

توانسانی و خود خدا در تو مخفی ملک در تو محو و فلک در تو فانی[5]

با توجه به این عرض عریض و آگاهی از آن همه استعدادهای عیان و نهان می‌توان آئینه‌ی دل را با تزکیه و تصفیه،‌ مظهرجلوات غیب الغیوب نمود و مصداق این آیه کریمه واقع شد که می فرماید:

« ما کذب الفواد ما رای »

دل او: (پیامبر) آنچه را که دید دروغ نپنداشت و در آن تردید نکرد.

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت

انسانها در وجدان ناخودآگاه خویش از این معرفت (خودشناسی ) کم و بیش بی‌بهره نیستند که فرمود فطرة الله التی فطرالناس علیها [6]ولی اکثریت مردم در وجدان خود آگاه از آن غافل‌اند که ولکن اکثر الناس لایعلمون [7]یعنی بیشتر مردم آگاهی به وجدان و احساس فطری خویش ندارند،‌ و به اصطاح علم به علم ندارند. بدیهی است آنچه موضوع تکلیف و منشأ ثواب و عقاب است معرفت تفصیلی و آگاهانه است، ‌و به عبارت دیگر، ‌آنچه مهم است آگاهانه در این راه گام نهادن و خویشتن خویش را باز یافتن است تا از این راه خدا را بشناسی و به مسؤلیتهای انسانی و الهی راه یابی‌. آری، این گونه معرفت است که در آیات و راوایات در تحصیل آن تأکید اکید و غفلت از آن مو جب خسران ابدی شمرده شده است و تنها عبادت مقبول و مفید، عبادتی است که توأم با عرفان و آگاهی باشد و این عبادت است که به انسان و موجودات عاقل اختصاص دارد، اما عبادت تکوینی در همه چیز موجود است که فرمود‌:« و لله یسجد ما فی السموات و ما فی الارض »

    پی نوشت:
  • [1] . مهدوی کنی، محمدرضا، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374، پنجم، ص49
  • [2] .سوره نجم آیات 8-9
  • [3] . این تعبیر از باب تشبیه معقول به محسوس به منظور مجسم کردن نهایت درجه‌ی نزدیکی است، و گرنه خداوند لامکان است و بُعد مکانی برای او وجود ندارد.
  • [4] .سوره تین آیه 5
  • [5] .کلیات دیوان مرحوم شهریار ، کج 5 ص 246
  • [6] .سوره روم آیه 30
  • [7] .سوره اعراف آیه 187

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS