دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خوشبختي واقعي

No image
خوشبختي واقعي

آرزوي خوشبختي و تلاش براي به دست آوردن آن خواسته تمامي انسان‌هاست. اما آنچه در اين بين شايان توجه است تفاوت‌ها و تمايزاتي است كه در تعريف خوشبختي ديده مي‌شود. تفاوت در جهان‌بيني افراد و نوع نگرش آنها به زندگي مادي سرچشمه چنين اختلافاتي شده است. هر فرد بنا به تعريفي كه از زندگي دارد خوشبختي را به گونه‌اي تفسير مي‌کند. عده‌اي خوشبختي را در ثروت فراوان، بعضي در عافيت و شماري در سلامتي و... مي‌بينند. تمامي افراد در تلاش‌اند تا آنچه را که موجبات خوشبختي آنها را فراهم مي‌کند به ‌دست آورند. طبعاً تعاريف مختلف در تفسير خوشبختي سبب ايجاد راه‌هايي متفاوت در دستيابي به آن مي‌شود. بي‌شك آنان كه در زندگي خدا را محور مي‌دانند خوشبختي را در غير از مفاهيم دنيايي تفسير مي‌کنند. خوشبختي تنها هنگامي محقق مي‌شود كه رضايت و خشنودي خداوند را به همراه آورد. از اين‌رو توجه به امور معنوي و تلاش براي بهره‌مندي هرچه بيشتر از معنويات زندگي موجبات خوشبختي فرد را فراهم مي‌آورد. تمسك به روايات منقول از ائمه (ع) هدايتگر اعمالي است كه به موجب آن خوشبختي رخ مي‌نمايد. آنچه در روايات به عنوان اسباب خوشبختي افراد معرفي شده، عبارتند از:

عمل به علم

علم بدون عمل اشخاص سبب دوري آنها از انسانيت و اخلاق مي‌شود و آنان را به سوي زندگي ناپاك سوق مي‌دهد. از اين‌رو در روايات به اين مهم توجه داده شده است و عمل به دانسته‌ها سبب خوشبختي فرد خوانده شده است. چنانچه از حضرت علي (ع) روايت شده كه فرموده‌اند: «به علم عمل كنيد، تا خوشبخت شويد.» (?)

دوري از تن‌پروري

آسوده‌خواهي و كسالت فاصله‌اي است ميان انسان و خواسته‌هايش. ويژگي‌هاي اين دنيا به‌گونه‌اي است كه كار و كوشش شرط دستيابي به خواسته‌ها و اهداف تعريف شده افراد است. بدون تلاش اشخاص به آنچه مي‌خواهند دست نمي‌يابند و اين نافرجامي و ناكامي سبب اندوه مي‌شود. آنكه براي خود قله‌اي ترسيم کرده تا بدان دست يابد اما پس از گذشت زمان و فرصت‌ها، بدانچه خواسته دست نيافته، احساس شكست مي‌کند. اين حس تا بدان اندازه در او پررنگ مي‌شود كه از زندگي‌اش لذت نمي‌برد و احساس خوشبختي‌اش از بين مي‌رود. واقعيتي كه امام علي(ع) نيز بدان اشاره کرده‌اند: «چه دور است ميان آسايش و تن پرورى و رسيدن به خوشبختى» (?).

همنشيني با دانشمندان

بهره‌مندي از علم و دانش نيازمند دانش‌اندوزي در محضر دانشمندان است. منش و مرام آنان كه در پي كسب هر چه بيشتر دانش و بهره‌گيري هرچه تمام‌تر از فرصت حياتند؛ متفاوت از آناني است كه غافل از توشه‌اندوزي و سرگرم زرق و برق دنيايند. توجه به قابليت‌هاي شگرف آدمي از يك سو و فرصت كوتاه زندگي دنيايي از سوي ديگر آنان را از پرداختن به امور گذرا و سرگرمي‌هاي موقت دنيا بازداشته است. همنشيني و مجالست با دانشمندان پويايي و تحرك‌آفرين است و به موجب همين پويايي شخص در تلاش است تا از تمامي فرصتش بهره كافي ببرد. دوري از به بطالت گذراندن زمانِ در حال گذر نشاط‌آفرين است. به همين سبب اميرالمؤمنين(ع) فرموده‌اند: با علما همنشين شو تا مبارك و نيكو بخت شوي (?).

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS