دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خير و بركت

No image
خير و بركت

بركت چيست و چگونه مي‌شود چيزي اعم از مادي و معنوي داراي بركت شود؟ و اگر چيزي داراي بركت شود چه اتفاقي مي‌افتد؟ بركت به معناي پايداري خير الهي در چيزي و رشد و افزايش آن و درخواستي است كه هر انسان مؤمن از خدا دارد. بار‌ها يكي از دعاهايي كه در حق شما شده يا شما در حق ديگري كرده‌ايد، اين بوده است: خدا به زندگي شما بركت دهد، خدا در مالت بركت دهد. خدايا در زندگي و مالم بركت ده. اما اينكه چگونه مي‌توان به زندگي و چيزي بركت داد، مسأله اي است كه هر مؤمني دوست دارد تا علل و عوامل آن را بشناسد؛ زيرا مي‌داند بركت در هر چيز به معناي پايداري خير و رشد و بهره گيري بهينه و كامل از آن است. خداوند علاوه بر آنكه بسياري از نعمات خود را با تعبير «مبارك» در قرآن كريم ياد كرده، به زيبايي به اصل بركت اشاره كرده و مي‌فرمايد: و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتي از آسمان و زمين بر ايشان مي‌گشوديم. علامه طبرسي در تفسير اين آيه مي‌نويسد، خداوند مي‌فرمايد: از شرك و گناهان بپرهيزيد تا ما درهاي بركات و خيرات تكامل بخش را، از آسمان به وسيله آمدن باران و از زمين به خاطر روييدن گياهان و به وجود آمدن ميوه‌ها نازل گردانيم. در بركت، جنبه الهي و معنوي هم بسيار تأثيرگذار است و به فزوني، تعالي و ماندگاري نعمت كمك كرده و در نهايت، انسان را به سلامت دنيوي و سعادت اخروي نزديك مي‌سازد. اين موضوع در بيانات امام رضا (ع) هم از جهات گوناگوني مطرح شده و آن حضرت در بيانات مختلفي اين اصل مهم زندگي اجتماعي بشر را يادآور شده‌اند. در اين مجال مي‌خواهيم بررسي كنيم كه آموزه‌هاي ديني چه چيزهايي را موجب بركت در زندگي مي‌دانند؟

عوامل خير و بركت در زندگی

برخي از عوامل خير و بركت در زندگي فردي و اجتماعي عبارت است از:

ايمان و تقوا

«و اگر اهل شهرها و آبادي‌ها ايمان مي‌آوردند و پرهيزكارى پيشه مي‌كردند، يقيناً [درهاىِ] بركاتى از آسمان و زمين را بر آنان مي‌گشوديم، ولى [آيات الهى و پيامبران را] تكذيب كردند، ما هم آنان را به كيفر اعمالى كه همواره مرتكب مي‌شدند [به عذابى سخت] گرفتيم». (اعراف، 96) امام على (ع): «شما را به تقواي الهي، سفارش مي‌كنم، زيرا هركس تقوا پيشه كند، سختي‌ها، پس از آنكه نزديك شده‌اند، از او دور مي‌شوند و رحمت، پس از آن كه رميده است، به او مهربان مي‌شود و [چشمه] نعمت‌ها، پس از آن كه خشكيده، بر او جوشان مي‌شود و [بارانِ ] بركت، پس از آن كه نم نم گشته است، بر او سيل آسا مي‌شود».

عدالت ورزی

امام على (ع) مي‌فرمايند: «به سبب عدالت، بركت‌ها افزونى مي‌شود» (ليثي واسطي، علي، عيون الحكم و المواعظ، ص 188) امام صادق(ع) نيز مي‌فرمايند: «اگر ميان مردم دادگرى شود، همه بي‌نياز مي‌شوند، آسمان روزى خود را فرو مي‌ريزد، و زمين به اذن پروردگار متعال، بركت خويش را بيرون مي‌آورد».

صله رحم

پيامبر خدا (ص) نيز مي‌فرمايند: «هر كس خوش دارد كه عمرش طولانى و روزي اش فراوان شود، تقواي الهي پيشه كند و صله رحم نمايد».

سلام دادن به هنگام ورود به خانه

پيامبر خدا (ص) مي‌فرمايند: «هر گاه يكى از شما به خانه خود وارد مي‌شود، سلام كند؛ چرا كه بركت مي‌آورد و فرشتگان با آن، مأنوس مي‌شوند.»

راستگويی در معامله

پيامبر خدا (ص) مي‌فرمايند: «هرگاه دو معامله گر راست بگويند، به هر دوى آنها، بركت داده مي‌شود. و هر گاه دروغ بگويند و خيانت كنند، به هيچ كدامشان بركت داده نخواهد شد.»

قناعت

پيامبر خدا (ص) مي‌فرمايند: «قناعت، بركت است.»

راضى بودن انسان از تقدير خداوند

پيامبر خدا (ص) مي‌فرمايند: «هر كسى روزي‌اى دارد كه ناچار به او خواهد رسيد. پس هر كس به آن راضى شود، برايش پربركت و كافي خواهد بود و هر كس به آن راضى نباشد، نه بركت خواهد يافت و نه او را بس خواهد بود. روزى، در پى انسان است، آنگونه كه اجلش در پى او است».

رابطه معنويت و بركت

آن گاه كه در سايه سار معنويت و تقوا، بركات معنوي بر مردم باريدن گيرد، بركت‌هاي مادي نيز كم‌كم رخ مي‌نمايند و در اينگونه موارد ظاهر مي‌شوند:

فزوني در نان و غذا: رسول خدا(ص) مي‌فرمايد: «گرده‌ها و قرص‌هاي نان خود را كوچك بگيريد؛ زيرا با هر قرص كوچك ناني، بركت وجود دارد.»

بركت در مال: با بخشش و انفاق مال، بركت مال فزوني مي‌يابد.

فرزند صالح: داشتن فرزندان صالح، از مظاهر خير و بركت است. اين بركت‌ها در سايه عبادت و حق گرايي و وظيفه‌شناسي تداوم مي‌يابد. دعا و ارتباط با خداوند، بركت‌هاي زندگي را زياد مي‌كند. احترام به بزرگ ترها نيز در افزايش رزق و روزي تأثيرگذار است. در برخي روايت‌ها نيز آمده است: «سه چيز است كه در آن بركت وجود دارد: معامله مدت دار، قرض به هم دادن و مخلوط كردن گندم و جو براي مصرف خانه، نه براي فروش.»

تحمل ناسازگاری

در يك زندگی جمعی، آيا چاره‌ای جز حسن سلوك و مدارا وجود دارد؟ «گذشت»، يكی ديگر از جلوه‌های «مدارا» است. اگر بنا باشد در مقابل هر مسأله انسان حساسيت و سرسختی نشان دهد و هر حرف را به دل بگيرد و از هيچ چيز نگذرد، پديد آمدن ناهنجاری در زندگی جمعی، حتمی است. تحمل كردن ناسازگاری ديگران، پديدآورنده‌ سازگاری است. اگر بدی را با بدی و تندی را با تندی جواب دهيم، مشكلات بالا می‌گيرد. گاهی بايد چشم را بست و بعضی رفتارهای آزاردهنده و ناراحت‌كننده‌ ديگران را ناديده گرفت، يا درگذشت و بخشود، تا ريشه‌ بحران در روابط بخشكد. در تفسير آيه‌ «يدرءون بالحسنه السيئه»؛ بدی را با نيكی رفع می‌كنند، آمده است كه به وسيله‌ حلم، جهل و نابخردی جاهل را دفع می‌كنند و به وسيله‌ مدارا با مردم، اذيت و آزار آنان را از خودشان دور می‌سازند. بالاتر از اين چشم‌پوشی، آن است كه بدرفتاري‌های ديگران را با خوش‌رفتاری مقابله كنيم، نه مقابله به مثل.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS