دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دام شیطان

خواهش های نفسانی [گناهان]، دام های شیطان است.(برگرفته از تفسیر موضوعی قرآن کریم، آیت الله جوادی آملی)
دام شیطان
دام شیطان

دام شیطان

قال علی(ع): «الشّهواتُ مصائدُ الشَّیطانِ»(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ، ص6937)

در روایات تعلقات مادّی به عنوان دام و وسیله صید و از بسیاری از گناهان به عنوان مصائد یا حبال شیطان یاد شده است؛ یعنی گناهان دامهایی است که شیطان به وسیله آنها انسانها را شکار می‌کند و بندها و طنابهایی است که با آنها انسانها را به بند می‌کشد و البته طنابها هم رنگارنگ و ضخیم و نازک است و شیطان هر کسی را با نوع خاصی فریب می‌دهد؛ اگر ایمان کسی قوی باشد با طناب ضخیم و اگر ضعیف باشد با طناب باریک، او را به بند می‌کشد. در روایات وارد شده «حفّت النّار بالشّهوات»[1] آتش جهنم با لذّتها و شهوتها پیچیده و در هم آمیخته است؛ به این معنی که درون دام، آتش و بیرون، جام شهوت است انسان به طمع جام شهوت به دام شعله می‌افتد. چنانکه: «حفت الجنه بالمکاره»[2] بهشت با سختی‌ها پیچیده شده است، یعنی بهشت در درون سختی‌ها و محنت‌ها وجود دارد. درون، دام محبت و بیرون، جام محنت و سختی است.[3] در بسیاری از روایات، انسان، از دامهای شیطان برحذر داشته شده، امام صادق(ع) به یکی از اصحاب خود می‌فرمایند:

«یا ابن جندب! إنّ للشیطان مصائد یصطاد بها، فتحاموا شباکه و مصائده...»

اى عبد اللَّه بن جندب! شیطان را دامهایى است که با آنها شکار مى‌کند، پس خود را از دامها و تله‌هاى او نگاه دارید.[4]

امام سجّاد در صحیفه سجّادیّه از دامهای و فریبهای شیطان به خداوند پناه برده و می‌فرمایند:

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِکَ مِنْ نَزَغَاتِ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ وَ کَیْدِهِ وَ مَکَایِدِهِ، وَ مِنَ الثِّقَةِ بِأَمَانِیِّهِ وَ مَوَاعِیدِهِ وَ غُرُورِهِ وَ مَصَایِدِهِ»

خدایا! ما از وسوسه‌های شیطان رانده شده و حیله و نیرنگ‌ها و دلبستگی به آرزوها و نویدها و فریب‌ها و دامهای او به تو پناه می‌بریم.[5]

برخی از چیزها در روایات به عنوان دام شیطان معرفی شده است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

1-خواهشهای نفسانی و تعلّقات مادّی

حضرت علی (ع) می‌فرمایند:

«الشَّهَوَاتُ مَصَایِدُ الشَّیْطَانِ»[6]

خواهشهای نفسانی، دامهای شیطان است.

2-نگاه‌های ناپاک و آلوده

«الْعُیُونُ مَصَائِدُ الشَّیْطَانِ»[7]

چشم‌های آلوده، دامهای شیطان است.

3-کبر و خود پسندی

«الْکِبْرُ مَصْیَدَةُ إِبْلِیسَ الْعُظْمَى»[8]

کبر و تکبر، دام بزگ شیطان است.

4-اعتماد و اطمینان به نفس

«إِیَّاکَ وَ الثِّقَةَ بِنَفْسِکَ فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ أَکْبَرِ مَصَایِدِ الشَّیْطَانِ»[9]

بپرهیز از اعتماد و تکیه به خودت، به درستی که اطمینان و اعتماد به نفس از بزرگترین دامهای شیطان است.

5-گفتگو با زنان نامحرم

امام صادق (ع) می‌فرمایند:

«مُحَادَثَةُ النِّسَاءِ مِنْ مَصَائِدِ الشَّیْطَانِ»[10]

گفتگو با زنان نامحرم، از دامهای شیطان است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
Powered by TayaCMS