دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

در مکتب اقتصادی ثامن الائمه(ع)

واژه یا ترکیب «اقتصاد اسلامی» یک لفظ مشترک است که دارای ابعاد مختلفی است.
در مکتب اقتصادی ثامن الائمه(ع)
در مکتب اقتصادی ثامن الائمه(ع)
نویسنده: محمد داوود محمدی

ریشه یابی مبانی نظام اقتصاد اسلامی

واژه یا ترکیب «اقتصاد اسلامی» یک لفظ مشترک است که دارای ابعاد مختلفی است. هر یک از صاحب نظران و متفکران مرتبط با این حوزه دینی و فکری بر اساس بینش و گرایشهایی که داشته اند به نحوی بر دامنه ابعاد آن افزوده اند. اگر چه بیان مکتب و سیستم اقتصادی اسلام دارای اهمیت والایی است و حتی با وجود تحقیقات گسترده در این زمینه هنوز از ضعف‌های بنیادین رنج می‌برد، اما این مهم نباید ما را از مطالعه و بررسی ابعاد دیگر اقتصاد اسلامی بویژه در عرصه تطبیق و اجرا باز بدارد. یکی از مهم ترین هدفهای اقتصاد اسلامی به تعبیر مرحوم شهید آیت الله صدر تغییر واقع فاسد در جهت نیل به واقع سالم و مطلوب اسلامی است ولیکن این مهم روشها و سازوکارهای خود را نیاز دارد. اقتصاد اسلامی چگونه می‌تواند بدون توجه به واقعیت‌های اقتصادی و شناخت دقیق آن نسخه عملی برای تغییر ارائه دهد‌.‌

بررسی سیره اقتصادی و اندیشه‌های معصومین(ع) یکی از بهترین روشهای الگوسازی مطلوب در تحقق اقتصاد اسلامی در جامعه ما می‌باشد. وجود مبارک ثامن الائمه (ع) و اندیشه‌های مکتب اقتصادی وی شالوده‌های نظام اقتصادی اسلام می‌باشد. در ذیل به سه رکن اساسی یعنی تولید، توزیع و مصرف به طور مختصر اشاره خواهد شد:

تولید

اسلام تولید را عامل بقاء اقتصاد و تنها کلید پویایی سالم اقتصادی می‌داند و رشد و بهره برداری از طبیعت را تا حداکثر ممکن مجاز می‌داند که البته از حدود نیز تجاوز نباید کرد. برای اقتصاد یک کشور، مهمترین بخشی که می‌تواند یک شکوفایی پایدار را به وجود بیاورد، تولید است؛ بخصوص آن بخش اقتصاد تولیدی که متکی است به دانش، متکی است به علم.

همچنین مکتب اسلام هزینه‌های تولیدی و سرمایه گذاری را بر هزینه‌های مصرفی مقدم می‌داند و به منظور تشویق مردم به تولید و افزایش کمی و کیفی کالاها و خدمات اقتصادی، افزون بر ابزارهای فرهنگی، مجموعه ای از مقررات شرعی را نیز استفاده نموده است. برخی از آنها عبارتند از: تحریم اسراف و تبذیر، قانون ارث، غیر قانونی نمودن حمی، تحریم درآمدهای ناشی از کارهای غیر مفید اقتصادی( مانند قمار، رشوه و...)، تحریم ثروت اندوزی، تحریم تمرکز ثروت در دست عده ای و....

در این مجال به سه رکن مهم سرمایه انسانی، مدیریت کسب و کار و بهره وری اشاره خواهیم کرد.‌

1- سرمایه‌ انسانی و کسب دانش:‌ انسان به عنوان یکی از عوامل تولید همواره مورد توجه عاملین تولید بوده است. سرمایه‌های انسانی و ارتقای مهارتها و دانش آنها از برترین ویژگیهای نیروی انسانی است. آموزش عمومی آنها از طریق دولت اسلامی است ولی آموزشهای تخصصی آنها گاهاً از سوی مراکز اقتصادی صورت می‌گیرد.

امام رضا(ع) به کسب علم و دانش اهمیت زیادی می‌دهند به نحوی که یکی از القاب مشهور حضرت «عالم آل محمد» است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام می‌دادند و از این طریق زمینه گسترش فضای علمی کشور و رشد سرمایه‌های انسانی را به عنوان پایه‌های مکتب و نظام اسلامی به طور عملی گوشزد می‌نمود.

ایشان می‌فرمایند: برنامه آموزشی داشته باشید در غیر این صورت‌‌ ‌بادیه نشین و نادان محسوب می‌شوید در تفسیر این حدیث باید گفت که اگر فرد برنامه آموزشی نداشته باشد نمی‌تواند به کسب علم به صورت تخصصی بپردازد و همچنین هم خود و هم جامعه از وجود اثرات علمی وی محروم می‌ماند. لذا هم فرد و هم جامعه هر دو متضرر خواهند شد و باعث عقب ماندگی خود و جامعه خویش خواهند شد. ‌

همچنین عبدالسلام هروی می‌گوید: از امام رضا(ع) شنیدم می‌فرمود: خدا رحمت کند کسی را که آرمان ما را زنده کند. گفتم: چگونه این کار را بکند؟‌‌ ‌فرمود: آموزشهای ما را یاد بگیرد و به مردم بیاموزد.

همچنین از این امام همام نقل می‌کنند: «علم و دانش همانند گنجی می‌ماند که کلید آن سئوال است، پس بپرسید. خداوند شما را رحمت کند زیرا در این امر چهار طایفه دارای اجر می‌باشند: 1- سئوال کننده 2- آموزنده 3- شنونده 4- پاسخ دهنده.»

‌‌2- کار و مدیریت کسب و کار:‌ کار و مدیریت هر دو تلاش بشری است که در تولید به کار گرفته می‌شود. کار هر تلاش بدنی یا ذهنی انسان در مسیر تولید می‌باشد. کار بر فعالیت انسانی اطلاق می‌شود که فاقد ریسک است. ولی مدیریت، ذکاوت و تیز هوشی خاصی می‌خواهد و نیاز به ریسک پذیر بودن مدیر هم است. مدیر، موسسه تولیدی را ساماندهی، هدایت واداره می‌کند که ذکاوت ویژه ای را می‌طلبد.

در قرآن کریم حرفه‌ها و فعالیتهای اقتصادی زیادی مانند کشاورزی، دامپروری،کشتیرانی، جهانگردی و... را بر شمرده است. بیان این نوع فعالیتها، راهنمایی برای شروع خلاقیت و استعداد انسانها در ایجاد کسب و کار و کسب روزی حلال مبتنی بر تولید کالا و خدمات است. ‌

امام هشتم (ع) بر انجام کار و تلاش و اداره کسب و کار که پایه‌های اقتصاد سالم را می‌سازد و عامل تولید است توجه خاصی نموده است. حدیثی از امام رضا (علیه السلام) وارد شده که می‌فرماید:...

ان الذی یطلب من فضل یکف به عیاله، اعظم اجراً من المجاهد فی سبیل الله

آن کس که (با کار و عمل) در جستجوی مواهب زندگی برای تامین خانواده خویش است، پاداشی بزرگتر از مجاهدان راه خدا دارد.‌

همچنین آمده است که مردی به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: چنین درک کرده‌ام که میانه روی و تدبیر نیمی از کسب و کار است، امام فرمودند: نه (چنین نیست) بلکه تدبیر تمام کسب و کار خواهد بود.

مقاله

نویسنده محمد داوود محمدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS