دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

درباره فلسفه اخلاق

در مطالعه سیر تمدن بشری، آمیختگی اخلاق و دین آشکارا دیده می‌شود تا آنجا که اخلاق در ادیان یهود، مسیحیت و اسلام به طور کامل جنبه دینی به خود گرفته است.
درباره فلسفه اخلاق
درباره فلسفه اخلاق

نویسنده: مصطفی یاسینی

در مطالعه سیر تمدن بشری، آمیختگی اخلاق و دین آشکارا دیده می‌شود تا آنجا که اخلاق در ادیان یهود، مسیحیت و اسلام به طور کامل جنبه دینی به خود گرفته است. این پیوند در دین اسلام تا بدان اندازه است که تزکیه روحی و به کمال رسانیدن اخلاق نیک به عنوان فلسفه بعثت مطرح گردیده است. با این حال، بسیاری از مکاتب اخلاقی سده‌های اخیر، هر گونه ارتباط میان اخلاق و دین را انکار کرده و چنین پنداشته‌اند که دین، نقشی در معرفت اخلاقی ندارد و حتی دخالت دادن دین در ساخت و پرداخت انگیزشهای اخلاقی ناهمساز با ماهیت اخلاقی است.پس از رنسانس و در عصر روشنگری در مغرب زمین عده‌ای از متفکران که متاثر از قرنها مقابله با دین قرار گرفتند، درصدد برآمدند نظریات اخلاقی را سامان دهند، که بر پایه عقل یا انگیزه‌های تقریبا عمومی انسانها استوار باشد و آنها بر این اعتقاد بودند که هیچ لزومی ندارد معیارهای حاکم بر اخلاق از دین و عقاید دینی گرفته شود و بلکه در نزد آنها مسلم دانسته شد که معیارهای حاکم بر اخلاق و تلاش برای مستدل ساختن یا توجیه آن معیارها، از دین و عقاید دینی جدایی پذیر است. لذا بر این اساس تلاش کردند که اخلاق سکولار را سامان دهند. اخلاق سکولار، به اخلاقی اطلاق می‌شود که به نوعی از پدیده وحی، خدا و دین، فاصله دارد و معتقدان بدان معمولا سعی و تلاش دارند بدون تکیه بر تعالیم وحیانی، آن را مطرح نمایند. البته این به آن معنا نیست که هر کس اخلاق سکولار را مطرح کرد، حتما باید بی دین باشد و هیچ اعتقادی به تعالیم دینی و وحیانی نداشته باشد، بلکه می‌تواند با اعتقاد به آموزه‌های دینی، نظریه سکولاریزه بودن اخلاق را بپذیرد. به بیان دیگر، فرد می‌تواند متدین و در عین حال پایبند به اخلاق سکولار باشد. اکثر اندیشمندان اسلامی این نظریه را نپذیرفته و بلکه معتقدند میان دین و اخلاق ارتباط وثیقی وجود دارد به گونه‌ای که عمده نیازهای اخلاقی از دین گرفته می‌شود و برای رسیدن به یک نظام اخلاقی جامع و کامل بی شک نیازمند به آموزه‌های وحیانی می‌باشیم. این عده از دانشمندان بر این باورند که بهترین شیوه برای رسیدن به نظام اخلاقی این است که از طریق وحی الهی باشد. زیرا انسان که بهترین و برترین موجودات است با توجه به شرایط و استعدادها و ظرفیت‌ها برای رسیدن به کمال نهایی باید از طریق آنچه که خالق او فرموده پیش رود و مراحل کمال را طی نماید. در مقام بیان تفاوت اخلاق سکولار با اخلاق دینی می‌توان گفت: در اخلاق سکولار مرجعیت و وثاقت هیچ منبعی جز خود انسان پذیرفته نیست. عقل خود بنیاد بشر مرجع نهایی ارزشگذاری اخلاقی است. برای شناسایی آرمانها و غایات بشر، همچنین راه رسیدن به آنها، در اخلاق دینی به متون مقدس مراجعه می‌شود، اما در اخلاق سکولار فقط از عقل بشر استفاده می‌شود. سکولارها آدمی را به اخلاقی فرا می‌خوانند که پیوندی با دین، خدا و روز قیامت ندارد به این معنا که هدف در مراعات ضوابط اخلاقی هیچ یک از این امور نیست بنابراین در مقام تضمین درونی رعایت ضوابط اخلاقی و هدفمند کردن و عمل به اخلاق، ناگزیر به دنیا روی آورده و دنیای بهتر را انگیزه اخلاق قرار داده‌اند و همان را ضامن حفظ و رعایت قواعد اخلاقی می‌دانند به این معنا که برای رسیدن به دنیای بهتر است که نباید دروغ گفت، دزدی کرد، قتل نفس انجام داد و در حالی که دین باوران، دین و باورهای دینی را ضامن اعتقاد و اجرای قواعد اخلاقی می‌دانند آنها بر این باورند که اعتقادات دینی انسان را به مسائل اخلاقی پایبند می‌کند و بدون آنها، انسان هیچ محرک جدی برای رعایت اخلاق ندارد.

    روزنامه رسالت، شماره 7107، 24/7/89، صفحه 6

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS