دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

درخت عجب

امام صادق (علیه السلام)فرمودند: «عجب گیاهی است که، دانه اش کفر، زمینش نفاق، و آب آن سرکشی و تجاوز، جوانه اش جهل، برگش گمراهی و ثمره اش لعنت و خلود در آتش است.» (مصباح الشریعة، باب عجب)
درخت عجب
درخت عجب

قال الصادق (علیه السلام):

«العُجبُ نَباتٌ، حَبَّهُ الکفر واَرضُهُ النِّفاق وَمائُهُ البَغی وَاِغْصانُه الجَهل وَوَرَقُه الضَّلال وثَمَرُه اللّعنَة وَالخُلُودُ فِی النّار» (مصباح الشریعة، باب عجب)

امام صادق (علیه السلام)فرمودند:

«عجب گیاهی است که، دانه‌اش کفر، زمینش نفاق، و آب آن سرکشی و تجاوز، جوانه‌اش جهل، برگش گمراهی و ثمره‌اش لعنت و خلود در آتش است.»

توضیح:

«درخت عجب»

گاهی انسان با انجام بعضی معاصی کوچک و در نظر نیاوردن آنها قدم به گناهان بزرگتر می‌گذارد، لذا عجب یکی از مهلکات ایمان و اعمال انسان است و باعث می‌شود به مردم به دیده حقارت بنگرد و دچار ریا شود و به ورطه کبر داخل گردد و باعث هلاکت ابدی و عقوبت الهی می‌گردد. ریشه همه اینها از حب نفس است و باید از ریشه به علاج این رذیله پرداخت.

امام خمینی (ره) مراتب عجب را این گونه بیان می‌دارد:

در مرتبه اول این که انسان در قلب خود بر ولی نعمت خود به ایمان یا خصال دیگرش منت گذارد. و فکر کند بواسطه ایمان وی رونقی در دین یا شریعت بوجود می‌آید.

در مرتبه بعد اینکه فرد بواسطه ایمان خویش خود را محبوب خدا بداند و در سلک مقربین بشمارد.

و در درجه بعد اینکه بواسطه ایمان یا اعمال و ملکاتش خود را طلبکار و مستحق ثواب بداند و لازم بداند که خدا او را صاحب مقامات نماید.

و در مرتبه آخر خود را از مردم ممتاز بداند، بواسطه عمل نمودن به مستحبات و مواظبت بر واجبات و به خود و اعمال خود اعتماد کند و به این ترتیب از عیوب خویش غافل شود.[1]

    منبع: بی‌کران تسبیح، دکتر بتول خسروی، صص 204 – 203.
  • [1] . چهل حدیث، صص54-53.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS