دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

درسی از حضرت فاطمه(س)

ثمره عفت و پاکدامنی، ایمن و محفوظ ماندن است.
درسی از حضرت فاطمه(س)
درسی از حضرت فاطمه(س)

درسی از حضرت فاطمه(س)

قال علی(ع): «ثمرهُ العفّهِ الصّیانهُ» (میزان الحکمه، ج7، ص13279)

یکی از چیزهایی که خداوند در قرآن به زنان با ایمان دستور داده است رعایت حیا و عفّت است. خداوند در قرآن می‌فرماید:

«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‌ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْن‌»[1]

اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [روسرى‌هاى بلند] خود را بر خویش، فروافکنند، این کار براى اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است.

در این آیه، خداوند برای مصون ماندن زن از آزار و اذیت دیگران، دستور می‌دهد که خود را از چشم نامحرمان بپوشند و قطعاً چنین حکمی به صلاح و مصلحت زن خواهد بود.

حضرت علی(ع) می‌فرمایند: روزی باگروهی از اصحاب خدمت رسول خدا(ص) بودیم، پس آن حضرت رو به اصحاب کرده و فرمودند: صلاح و مصلحت زن در چیست؟ هیچ کس نتوانست جواب صحیحی بدهد. وقتی اصحاب متفرّق شدند من به خانه رفتم و موضوع سؤال رسول اکرم(ص) را به فاطمه(س) گفتم. فرمود: من جوابش را می‌دانم، صلاح زن در این است که مردان بیگانه را نبیند. مردان بیگانه هم او را نبینند. علی(ع) می‌گوید: هنگامی که خدمت رسول خدا(ص) رسیدم عرض کردم فاطمه(س) در پاسخ سؤال شما چنین فرمود: پیغمبر از سخن او تعجب کرد و فرمود: فاطمه(س) پاره تن من است.[2] آری این یک درس بزرگ برای همه ما است. واقعاً سعادت و ارزش و مصلحت زن در جوامع انسانی در گرو چیست؟ آیا با خودنمایی و ولنگاری و خود را در معرض چشم دیگران قرار دادن و شخصیت خویش را در حدّ یک کالا پایین آوردن، شخصیت زن حفظ خواهد شد؟! و یا نه، زن که مظهر حیاء و عفاف است، هرگاه خود را در برابر چشمان هوس باز دیگران حفظ کند، خود، شخصیت و ارزش خویش را پاسداری کرده است. اسلام هرگز با فعالیّت زنان در عرصه‌های مختلف، مخالف نیست. آنچه اسلام با آن مخالف است، بی‌حیایی و بی‌عفّتی و ترویج چنین فرهنگی در جامعه است.

در روایتی وارد شده است که جدایی حیاء و ایمان از یکدیگر ممکن نیست؛ چراکه این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. روایتی از امام باقر یا امام صادق (ع) نقل شده که می‌فرمایند:

« الحیاءُ و الایمانُ مَقرُونان فی قَرنٍ، فإذا ذَهَبَ أحدُهُما تَبِعَهُ صَاحِبُهُ»[3]

حیا و ایمان همواره با یگدیگر می‌باشند، هرگاه یکی از آنها برود، دیگری نیز با آن خواهد رفت.

حضرت امام خمینی(ره) نیز بارها بر انجام وظایف و مسئولیت‌های اجتماعی بانوان تأکید ورزیده و در عین حال حفظ سایر شؤون دینی را یادآور شده‌اند:

«امروز باید خانم‌ها وظایف اجتماعی خودشان را و وظایف دینی خودشان را باید عمل بکنند و عفّت عمومی را حفظ بکنند و روی آن عفّت عمومی، کارهای اجتماعی و سیاسی را انجام دهند.»[4]

بنابراین اسلام با بی‌بندوباری مخالف است و هرگز گوشه‌نشینی و و انزواطلبی را برای زنان نخواسته؛ بلکه حیاء و عفّت را شرط لازم و اساسی برای حفظ شخصیّت زن دانسته است. فاطمه(س) صلاح و مصلحت زن را در حریم قائل شدنش در روابط با نامحرمان می‌دانست. شایسته است زنان ما نیز با بهره‌گیری از زندگی فاطمه‌ی زهرا او را در تمام عرصه‌های زندگی الگو قرار دهند.

    پی نوشت:
  • 1. احزاب/ 59.
  • 2. امینی، ابراهیم؛ بانوی نمونه اسلام، قم، شفق، ص130.
  • 3. حر عاملی، وسایل الشیعه، قم، موسسه آل البیت، 1409هق ، ج12 ، ص166.
  • 4. مرتضوی، سیدضیاء؛ امام خمینی و الگوهای دین شناختی در مسائل زنان، ر.ک: مجله پیام زن ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1378، ص119 و صحیفة نور، امام خمینی، تهران ، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1371.1361، ج13، ص69.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS