دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دروغ؛ عامل نفاق

No image
دروغ؛ عامل نفاق

از جمله بزرگ‌ترين گناهاني كه در دين اسلام مطرح شده، گناه «دروغ» يا كذب است. اين گناه نيز از جمله گناهاني است که عقلا آن را درك كرده و به عدم جواز و حرمت آن حكم مي‌كنند. به همين جهت است كه اين پديده فردي و اجتماعي مورد مذمت تمامي اهل خرد در تمام دنيا است. دروغ يا كذب در واقع اظهار آن چيزي است كه واقعيت ندارد، خواه يك امر صرفاً فردي باشد و خواه يك مقوله اجتماعي و مربوط به عموم افراد يك جامعه. درباره دروغ و شخص گوينده آن علوم متعدد از جمله روانشناسي، جامعه‌شناسي يا انسان‌شناسي بحث كرده‌اند اما آنچه قرآن بدان اشاره دارد بعد عقيدتي و ديني آن است، يعني قرآن بيان مي‌دارد چه اتفاقي براي يك فرد مي‌افتد كه او زبان كذب مي‌گشايد. گناهان نسبت به يكديگر جنبه تعليلي دارند و هر كدام از آنها محصول عوامل بسيار نفساني است و ريشه در افعال گذشته فرد دارد. درباره اين گناه نيز قرآن مي‌فرمايد كه «كذب» عامل نفاق در فرد مي‌شود، يعني به گفته قرآن عامل اينكه يك فرد دست به نفاق مي‌زند و منافقانه رفتار مي‌نمايد سرپيچي از وعده الهي و دروغ است. از جمله بزرگ‌ترين گناهاني كه در دين اسلام مطرح شده، گناه «دروغ» يا كذب است. در آيه سوم سوره زمر خداوند علت دروغ گفتن را مسأله «شرك» عنوان مي‌كند و اين بدان جهت است كه دروغگو زبان به كذب مي‌گشايد ولي و سرپرستي غير از خدا براي خود اختيار نموده و به خاطر اوست كه لب به كلام ناصواب مي‌گشايد چرا كه خداي متعال را قادر مطلق نمي‌داند. اين مسأله نيز مانند مسائل ديگر اخلاقي نياز به تحقيقات گسترده و مهمي دارد كه نه پهناي قلم نگارنده و نه مجال اين كلام قادر به اين مهم است. از آنجا كه اين مقوله يكي از اساسي‌ترين مشكلات جامعه كنوني ماست و همانطور كه مي‌بينيم متأسفانه برخی به ‌نحو بسيار مشخص و نماياني به آن مبتلا هستند جاي آن دارد كه هر كس در خود كاوش كند و خود را تا حد ممكن از اين بلا نجات دهد تا شايد بتوانيم گامي نو و كوچك در رفع اين رذيله اخلاقي در جامعه برداريم.

از سخنان بيهوده پرهیز کنید

زبان منشأ شكل گيري بسياري از گناهان صغيره و كبيره است. از همين رو، درباره زبان گفته‌اند: «جِرمش اندك و جُرمش بزرگ است.» همچنين برخي از سخنان اگر چه گناه و معصيت به شمار نمي‌آيند، از آنجا كه بيهوده‌اند و هيچ سود دنيوي و اخروي در پي ندارند، سبب كدورت قلب و سنگدلي مي‌شوند. پس مؤمنان هم براي رهايي از گزند گناهان و هم براي در امان ماندن از تيرگي قلب، از سخنان بيهوده و تباه‌كننده مي‌پرهيزند و حتي در برابر سخنان پوچ و بي ارزش ديگران نيز به شايستگي برخورد مي‌كنند. خداوند متعال در توصيف اين گروه از اهل ايمان مي‌فرمايد: «و اِذا سمِعُوا بِاللّغْو أعْرضُوا عنْهُ؛ و هنگامي كه سخن بيهوده‌اي مي‌شنوند، از آن روي برمي‌گردانند.» (قصص: ۵۵) در جاي ديگر مي‌فرمايد: «و ِاذا مرُّوا بِاللّغْوِ مرّوا كراما؛ و هنگامي كه با بيهوده‌اي روبه رو مي‌شوند، با بزرگواري از آن درمي‌گذرند.» (فرقان: ۷۲) پس در سوره مؤمنون، به چنين انسان‌هايي مژده رستگاري داده شده است: قدْ أفْلح الْمُوءْمِنُون ـ و الّذين هُمْ عنِ اللّغْوِ مُعْرِضُون. (مؤمنون: ۱ و ۳) به تحقيق، مؤمنان رستگار شدند ـ آنها كه در نمازشان فروتنند ـ و آنها كه از (كارهاي) بيهوده روي برمي‌گردانند. همان‌گونه كه گاهي يك سخن ناپخته و ناپسند، اسباب بدبختي انسان را فراهم مي‌كند، كنترل زبان نيز مي‌تواند بستر مناسبي را براي رسيدن به رستگاري ابدي آماده سازد. انفاق و دستگيري از محرومان و بيچارگان، يكي از برترين كارهاست كه خير و پاداش فراوان به همراه دارد. خداوند متعال در سوره مباركه «سجده» نماز شب و انفاق در راه خدا را دو عملي مي‌داند كه پاداش آن، از تصور انسان خارج است: تتجافي جُنُوبُهُمْ عنِ الْمضاجِعِ يدْعُون ربّهُمْ خوْفًا و طمعًا و مِمّا رزقْناهُمْ ينْفِقُون ـ فلا تعْلمُ نفْسٌ ما أُخْفِي لهُمْ مِنْ قُرّهِ أعْينٍ جزاءً بِما كانُوا يعْملُون. (سجده: ۱۶ و ۱۷) پهلوهايشان از بسترها جدا شود (و به نيايش شبانه برخيزند) و با بيم و اميد، خداي خويش را مي‌خوانند و از آنچه به آنها روزي كرده‌ايم، انفاق مي‌كنند. هيچ كس نمي‌داند چه بسيار نعمت‌هايي كه روشني بخش چشم است، به عنوان پاداش كارهايشان در عالم غيب برايشان ذخيره شده است. در آيه ۳۸ سوره مباركه روم، نيز به اهل انفاق اينگونه وعده رستگاري داده شده است: فِآتِ ذا الْقُرْبي حقّهُ و الْمِسْكين و ابْن السّبيلِ ذلِك خيرٌ لِلّذين يريدُون وجْه ا... و أُولئِك هُمُ الْمُفْلِحُون. پس حق خويشان خود و بيچارگان و در راه ماندگان را بپرداز كه اين كار براي كساني كه خشنودي خداوند را طلب مي‌كنند، مايه خير و بركت است و آنها، كساني هستند كه رستگار خواهند شد. در اين آيه شريفه، دو نكته قابل تأمل وجود دارد: نكته نخست اينكه انفاقي به رستگاري انسان مي‌انجامد كه از عنصر «اخلاص» برخوردار و تنها براي كسب خشنودي پروردگار صورت گرفته باشد. نكته ديگر در عبارت «فات ذالقربي حقه» و لفظ «حقه» نهفته است و آن اينكه خويشاوندان، در اموال انسان شريكند و اگر انسان مالي به آنها مي‌بخشد، در حقيقت، حق آنان را ادا مي‌كند و منتي بر گردن آنها ندارد».

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS