دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دفاع فرهنگى

No image
دفاع فرهنگى

دفاع فرهنگى

آیت الله سید عبدالله بلادى در تمام عمر بابرکتش از اسلام و فرهنگ تشیّع دفاع کرد و در مقابل هجوم دشمنان دین علیه مقدّسات اسلامى ایستادگى نمود که به چند نمونه از دفاع فرهنگى وى اشاره مى شود:

در سال 1346 هـ .ق. مخبرالسلطنه نخست وزیر شاه علیه روحانیّت سخنرانى کرد و آن ها را حافظان ارتجاع و کهنه پرست خواند. روزنامه محلّى استخر شیراز، ضمن چاپ سخنرانى وى، حملات شدیدى علیه روحانیت کرده و آنان را عامل انحطاط و عقب ماندگى ایران معرفى نمود و علّت عدم پیشرفت ایران را اعتقاداتى دانست که روحانیت آن را ترویج مى کند. آیت الله بلادى سکوت را جایز ندانسته و رساله اى تند و روشنگر بنام «مقامع حدید» علیه آن ها نوشت و جواب تهمتها و اهانت هاى روزنامه را داد. این رساله چندین بار در زمان خود ایشان در سطح وسیع چاپ و منتشر گردید، در قسمتى از این رساله، آیت الله بلادى در جواب مخبرالسلطنه که گفته بود روحانیّت با ترّقى و پیشرفت مخالفند و عامل عقب ماندگى هستند مى نویسد:

الحال به نظر انصاف ملاحظه کنید، آیا هیچ وقت یکى از علما گفته است در اسلام ترقّیات مادّى و معنوى حرام است؟ مدارس حرام است؟ صنایع حرام است؟ استخراج معادن حرام است؟ تکثیر ثروت و خزانه و قشون حرام است؟ و امثال آن ها.

هرگز یکى از علما تحریم کرده اند تا بگوییم علما مانع پیشرفت و ترقیات ملّت اند؟ بلکه آن ها مجرى قرآن و احکام قرآن و مظهر سنّت و احکام سنّت اند. در صورتى که صریح قرآن است: «واَعدّو لهم مااستطعتم من قوّة» چگونه علما مخالفت قرآن مى کنند؟ همین آیه به تنهایى فتح ابواب ترقیات ملّت را تعلیم مى دهد که بر هیچ صاحب فهمى مخفى نیست... بلى فقط علما مانع اظهار فواحش شما هستند که منکرات را علنى نکنید و مى خواهند عفّت و عصمت مخدّارت و نساء شما محفوظ بماند. دیگر چه امرى را مانع هستند؟!([36])

در همان سالها در راستاى تضعیف فرهنگ تشیّع و ترویج فرقه ضالّه بهائیت به دستور دولت مرکزى یک بهایى به سمت فرماندار بوشهر منصوب شد. این تصمیم با مخالفت آیت الله بلادى رو به رو شد. وى علیه فرقه بهائیت و فرماندار بهایى بوشهر سخنرانى کرد و مردم را به مخالفت با فرماندار فراخواند. مردم هم تظاهرات به راه انداختند و هم صدا با سرودن اشعار طنزآمیزى مخالفت خود را با فرماندار بهایى اعلام کردند به عنوان مثال همگى مى سرودند:

حاکم بابى نمى خواهیم *** دستمال آبى نمى خواهیم([37])

پس از مدّتى با مقاومت مردم، فرماندار بهایى عوض شد.

آیت الله بلادى طبع شعر هم داشته و چندین کتاب و رساله را به صورت منظوم نگاشته اند. این عالم مبارز از قالب شعر هم در مبارزات و دفاع از فرهنگ اسلام استفاده مى کرد مثلاً هنگامى که شوریده شیرازى شعرى سرود و در آن ملکه ویکتوریا، ملکه انگلستان را ستود، حضرت آیت الله بلادى شعرى با همان وزن و قافیه سرود و جواب دندان شکنى به او داد. مطلع شعر این گونه آغاز مى شود:

کى بشمار آید آن چه کرده به اسلام *** ظلم چنین کس ندیده جز که زشدّاد

و پایان شعر این گونه است:

نوبت احرار اگر رسید به دوران *** روح عدو را کنند از جسد آزاد.([38])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS