دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دنياشناسي مثبت از نگاه امام علي (ع)

No image
دنياشناسي مثبت از نگاه امام علي (ع)

نويسنده: محمدمهدي رشادتي

اميرالمؤمنين علي(ع) شنيد که مردي دنيا را نکوهش مي کند، در پاسخ او فرمود: ان الدنيا دار صدق لمن صدقها و دار عافيةً لمن فهم عنها و دار غني لمن تزود منها و دار موعظةً لمن اتعظ بها. مسجد احباءالله و مصلي ملائکةً الله و مهبط و في الله و متجر اولياءالله، اکتسبوا فيها الرحمةً و ربحوا فيها الجنةً. همانا دنيا، سراي راستي براي راستگويان و خانه تندرستي براي دنياشناسان و خانه بي نيازي براي توشه گيران و خانه پندآموزي براي پندآموزان است. دنيا سجده گاه دوستان خدا، پرستشگاه فرشتگان الهي، فرودگاه وحي و الهام پروردگار، جايگاه تجارت دوستان خداست که در آن رحمت خدا را به دست آوردند و بهشت را به غنيمت بردند. (نهج البلاغه، حکمت 131)

شيخ عطار اين جريان را در مصيبت نامه به شعر درآورده است:

آن يکي در پيش شير دادگر

ذم دنيا کرد بسياري مگر

حيدرش گفتا که دنيا نيست بد

بد تويي زيرا که دوري از خرد

هست دنيا بر مثال کشتزار

هم شب و هم روز بايد کشت و کار

زآنکه عز و دولت دين سر به سر

جمله از دنيا توان برد اي پسر

تخم امروزينه فردا بر دهد

ور نکارد، «اي دريغا» بر دهد

پس نکوتر جاي تو دنياي توست

زآنکه دنيا توشه عقباي توست

تو به دنيا در مشو مشغول خويش

ليک در وي کار عقبا گير پيش

چون چنين کردي تو را دنيا نکوست

پس براي اين تو دنيادار دوست

(سيري در نهج البلاغه، ص267- 268)

دنيا از نظر مکتب اسلام، مدرسه و محل تربيت انسان و جايگاه تکامل اوست. رابطه انسان و جهان از نوع رابطه کشاورز است با مزرعه (فرهنگ سخنان پيامبر اکرم(ص)، ص 453) و يا اسب دونده با ميدان مسابقه(نهج البلاغه، خطبه 28) و يا سوداگر با بازار تجارت (همان، حکمت 131) و يا عابد و معبد است. (همان)

دنياي خوب و دنياي بد

دنيايي که در معارف اسلامي به دنياي منفي و مذموم موسوم است، خود جهان مادي نيست بلکه دنياي خود انسان است. يعني دلبستگي و محبت به دنيا مذموم است. دنياي بد به قلب و دل و توجه و رفتار انسان مربوط مي شود. لذا داشتن دنيا و در دنيا بودن بد نيست بلکه وابستگي و تعلق خاطر به دنيا و ماديات بد است. امام صادق(ع) فرمود: رأس کل خطيئةً حب الدنيا. سرچشمه تمام مفاسد و خطاها دوست داشتن دنياست. (اصول کافي، ج4، ص2) بنابراين براي انسان دو دنيا هست. 1) دنياي خوب: دنيايي است که همچون مزرعه از آن براي آخرت و سعادت ابدي توشه مي گيرد. 2) دنياي بد: دنيايي است که دل و فکر انسان وابسته به آن باشد. هرچه دلبستگي به آن زيادتر باشد حجاب ميان انسان و خدا بيشتر و غليظ تر خواهد شد. (چهل حديث، ص121)

شيخ صدوق از ريان بن صلت روايت کرده که گفت: امام رضا(ع) برايم اين اشعار که از جناب عبدالمطلب است خواند و ترجمه اش چنين است. تمام مردم، روزگار را عيب مي کنند در حالي که براي روزگار جز خودمان عيب و سرزنشي نيست. عيب روزگار، خود ما هستيم. اگر ما نبوديم روزگار عيب نداشت. اگر روزگار مي توانست تکلم کند ما را هجو مي کرد. همانا گرگ، خوردن گوشت گرگ را رها مي کند اما بعضي از ما انسان ها، برخي را آشکارا مي خورند. (منتهي الامال، ج2، ص 426)

روزنامه كيهان، شماره 21594 به تاريخ 20/1/96، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS