دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دنیا محل فتنه و آزمایش

آیا آنها نمی بینند که در هر سال، یک یا دو بار آزمایش می شوند؟!باز توبه نمی کنند، و متذکر نمی گردند. (سوره توبه،آیه 126)
دنیا محل فتنه و آزمایش
دنیا محل فتنه و آزمایش

دنیا محل فتنه و آزمایش

قال الله تعالی:أَوَلا یَرَوْنَ أَنَّهُمْ یُفْتَنُونَ فی‌ کُلِّ عام مَرَّةً أَوْ مَرَّتَیْن ثُمَّ لا یَتُوبُونَ وَ لا هُمْ یَذَّکَّرُون‌

با نگاهی به آیات قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام) به خوبی روشن می‌شود که انسانها همیشه در حال امتحان شدن هستند، گویی دنیا مخلوطی از حق و باطل است و شبهه در جای جای دنیا رخنه نموده است. دنیا با چنین طبیعتی، همواره انسان را در دو راهی‌ها‌ی حق و باطل و نور و ظلمت قرار می‌دهد و تنها با انتخاب آگاهانه، می‌توان راه صحیح را برگزید. هوای نفس دائما با نیروی عقل و بینش آدمی ستیز می‌کند، پیروزی هریک از این دو به این امربستگی دارد که انسان از کدامیک ازاینها پیروی می‌نماید.

جهاد نفس، تمام اعمال انسان را در برمی‌گیرد. نماز، جهاد با نفس محسوب می‌شود و سایراعمال هم هر کدام نوعی از جهاد با نفس به حساب می‌آید. البته هر نماز و عبادتی این خاصیت را ندارد. باید انسان اراده جد‌ی و آگاهانه داشته باشدکه به وسیله این اعمال، با نفس خویش جهاد نماید.

در باره محل آزمایش بودن دنیا از امیرالمؤمنین علی علیه السلام روایت شده است که فرمود:

خداوند، ابتدا بهشت را خلق کرد و بعد جهنم را، بعد مقداری از بهشت را با مقداری از جهنم تلفیق کرد و دنیا را خلق نمود.

امتحان در جایی معنا دارد که حق و باطل به طور نامشخص در کنار هم باشد و امتحان شونده مجبور باشد باعقل و اراده خود یکی را انتخاب کند.

وقتی استاد، شاگرد خویش را مورد آزمایش قرار می‌دهد، هیچگاه پاسخ سؤالات را به او نمی‌گوید؛ بلکه رسیدن به جواب را به عهده شاگرد می‌گذارد و اوست که با آمادگی قبلی می‌تواند پاسخ یکایک پرسشها را بگوید. اگر شاگرد آمادگی نداشته باشد، قطعا ازعهده پاسخگویی برنخواهد آمد.

انسان هم اگر این آمادگی را در خود به وجود نیاورد، بی‌شک از امتحانها و ابتلاءات سربلند بیرون نخواهد آمد.[1]

گاهی امتحان در لباس شهرت است و گاه در لباس مقام. هر چه انسان بالاتر برود، آزمایش‌ها سنگین تر و دشوارتر می‌شود؛تا جایی که امتحان های انبیا و اولیا مطرح می‌گرددکه خارج از توان انسان‌های معمولی است.

نفس هیچگاه انسان را راحت نمی‌گذارد و دائما در کمین انسان بوده،در مواقع حساس خود را نشان می‌دهد و وارد عمل می‌شود.

    پی نوشت:
  • [1] .مدرسی؛محمد تقی ،معراج روح در مکتب اهل بیت علیهم السلام،تهران،محبان الحسین علیه السلام،1381، اول،ص 19-20

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS