دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دوست یابی، هنر است

No image
دوست یابی، هنر است

از توانایی‌های انسان، برقراری ارتباط با دیگران یعنی هنر دوست‌یابی است. برخی در این زمینه استعداد فراوانی دارند و به عبارت دیگر از روابط اجتماعی بالایی برخوردار هستند و برخی دیگر روابطشان بسیار محدود بوده و حتی اطرافیان خویش را از خود دور می‌سازند، امام علی(ع) درباره این افراد می‌فرمایند: ناتوان‌ترین مردم کسى است که در دوست یابى ناتوان است، و از او ناتوان‌تر آن که دوستان خود را از دست بدهد. (نهج البلاغه / حکمت 12).

دوستی در راه خدا

بهترین دوستی، دوستی‌ای است که در راه خدا باشد و فضیلت و ثواب آن بسیار است. رسول خدا(ص) فرمود: دوستى مومن با مومن براى خدا از بزرگترین شعبه‌هاى‌ ایمان است، همانا هر که براى خدا دوستى کند و براى خدا دشمنى کند و براى خدا عطا و براى خدا دریغ کند از برگزیدگان خداست. امام‌صادق(ع) می‌فرماید: کسانى که براى خدا با یکدیگر دوستى می‌کنند، روز قیامت بر منبرهاى نور می‌باشند، نور چهره و نور تن و نور منبرهایشان همه چیز را روشن کند، به درجه‌اى که به آن معرفى شوند، و گفته شود: اینان دوستى کنان براى خدایند. (أصول الکافی/ ترجمه مصطفوى/ ج‌3 )

حسن بن على بن فضّال از امام رضا(ع) روایت کرده است که فرمود: کسانى که در راه خدا دوستى کنند، در روز قیامت بر منبرهایى از نور قرار مى‌گیرند که نور رخسار و اندام و منبرهاى آنان همه محشر را منوّر مى‌کند، تا دانسته شود که اینان در راه خدا دوستدار یکدیگرند. (پاداش نیکی‌ها و کیفر گناهان / ترجمه ثواب الأعمال / 389 ).

انتخاب دوست

امام علی(ع) دوستی با چهار کس را نهی نموده و به فرزندش امام حسن(ع) فرمود: پسرم! از دوستى با احمق بپرهیز، چرا که مى‌خواهد به تو نفعى رساند اما دچار زیانت مى‌کند. از دوستى با بخیل بپرهیز، زیرا آنچه را که سخت به آن نیاز دارى از تو دریغ مى‌دارد. و از دوستى با بدکار بپرهیز، که با اندک بهایى تو را مى‌فروشد و از دوستى با دروغگو بپرهیز، که او به سراب ماند: دور را به تو نزدیک، و نزدیک را دور مى‌نمایاند . (نهج‌البلاغه/ حکمت 38) و امام محمد باقر(ع) گفته: به چهار تن نزدیک مشو و برادرى مکن: سبک مغز، تنگ چشم، ترسو و دروغگو. سبک مغز خواهد تو را سود رساند، اما از نادانى تو را گزند رساند. تنگ چشم از تو ستاند اما به تو چیزى ندهد. ترسو هنگام نیاز از تو و از پدر و مادر خویش نیز گریزد. دروغگو بسا که راست گوید اما کسى باور نکند. (الخصال/ ترجمه مدرس گیلانى/ ج‌1 /193) امام صادق (ع) فرمود: دوستى داراى شرایطى است، کسى که تمام یا بعضى از این شرایط را رعایت کند مى‌توان او را دوست دانست، و کسى که این شرایط در او نباشد نمى‌توان او را دوست به حساب آورد. آن شرایط عبارتند از: 1- باطن و ظاهرش یکى باشد.

2- عزت تو را عزت خود و عیب تو را عیب خویش بداند. 3- اگر به مقام یا مالى رسید تغییرى در او ایجاد نشود. 4- قدرت و توانایى او تو را از رسیدن به چیزى باز ندارد. 5- کسى داراى این خصلتهاست که در موقع گرفتارى تو را رها نکند. سیّد رضى در (نهج البلاغه) از امام على(ع) نقل مى‌کند که آن حضرت فرمود: دوست حقیقى آن است که برادرش را در سه موضع حفظ کند: در گرفتارى، در غیاب، و در مرگش. (آداب معاشرت از دیدگاه معصومان علیهم السلام (ترجمه وسائل ) /31)

دوستی ات را اظهار کن

امام موسى کاظم (ع) فرمود: اظهار محبّت و دوستى نسبت به مردم نیمى از عقل است.(همان/50 ) امام صادق(ع) فرمودند: اگر کسى را دوست مى‌دارى، به او اعلام کن که دوستت دارم، تا موجب آگاهى و اطمینان خاطر شود. در این میان باید توجه داشت که محبت ‌ورزیدن، دلیل دوستى و صداقت نیست، زیرا برخى اشخاص با خوى محبت پرورش یافته‌اند و همراه با معاشران خود اظهار محبت مى‌کنند و نیز برخى اشخاص به خاطر منافع مشترک با معاشران خود محبت مى‌ورزند و مثلا هدیه تقدیم مى‌کنند و مکرر به احوال‌پرسى او مى‌روند، برخى درصددند که با جلب توجه و دوستى دیگران کلاهبردارى کنند. اگر انسان با محبت و مرحمت کسى روبه‌رو شود، نمى‌تواند به دوستى و صداقت قلبى او مطلع و آگاه شود، مگر موقعى که طرف مقابل دوستى قلبى خود را اعلام کند و به او اطمینان خاطر ببخشد که من همیشه یار و غمخوار تو خواهم بود. یعنى باید ادعا و عمل با هم قرین باشد تا مایه اطمینان شود.(‌گزیده کافى/ج‌1/ 352) و انسان به واسطه برخی کارها می‌تواند روابط خویش با دوستش را استحکام بخشد. رسول خدا (ص) فرمود: سه چیز است که دوستى انسانى را با برادر مسلمانش صفا دهد: (1) همیشه با خوشروئى با او برخورد کند، (2) هرگاه در مجلسى بر او بنشیند برایش جا باز کند (3) به آن نامى که بیشتر آن را دوست دارد او را بخواند (و صدا کند). (اصول الکافی / ترجمه مصطفوى / ج‌4 ) آنگاه که با رفیق خود دوستى مى‌کنى، دوستى خود را با وى حفظ کن تا همیشه از تو دفاع کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS