دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دوستان چه حقی بر ما دارند

No image
دوستان چه حقی بر ما دارند
دوستان چه حقی بر ما دارند: 1- عیادت در موقع بیماری 2- شرکت در مجالس جشن و شادی او 3- حضور در تشییع جنازه او 4- کمک مالی در موقع احتیاج 5- استفاده از موقعیت و وجاهت خود برای رها نمودن او از گرفتاری ها 6- تحمل برخوردهای ناراحت کننده او 7- نادیده گرفتن لغزش‌های او. 8- گذشت کردن از او در صورتی که کاری را که لازم بود انجام ندهد. امام صادق (ع) می‌فرماید: «از حقوق مسلمان بر برادران ایمانی و دوستانش این است که: 1. چون با او برخورد کند و ملاقاتش نماید سلام کند. 2. چون بیمار شود عیادتش کند. 3. و چون در غیاب او برای او خیرخواهی نماید. 4. و چون عطسه زند به او بگوید یرحمک اله و اوهم در جواب بگوید یهدیکم اله 5. و چون او را به کاری یا به جائی بخواند (و دعوتش کند) بپذیرد. 6. و چون وفات کند تشییعش نماید.»(1) در میان سخن دوستان سخن گفتن و صحبت آنان را قطع کردن نوعی بی‌ادبی است که باعث رنجش خاطر آنان و کم رنگ‌شدن دوستی و صمیمیت خواهد شد: پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: من عرض لاخیه المسلم فی حدیثه فَکَأَنما خَدَشَ وجهه» «هر کس در میان سخن برادر مسلمانش (که مشغول سخن گفتن است) بدود و سخن او را قطع کند مانند این است که روی او را خراشیده است.»(2) شوخی زیاد و بحث و جدل نیز از استحکام دوستی می‌کاهد و موجب دل‌چرکینی می‌گردد: امام ششم (ع)فرمود: «هر گاه مردی را دوست داشتی پس با او مزاح نکن و ستیزه‌جوئی منما»(3). حضرت علی (ع) نیز فرموده‌اند: مبادا شوخی کنید، چون‌که شوخی کینه می‌آورد، و دشمنی به جای می‌گذارد، و همانند دشنام کوچک است.(4) امامان معصوم در مواقع دوری از دوست هم توصیه‌هایی نموده‌اند چنان‌که امام صادق (ع) می‌فرماید: «پیوند دوستی میان برادران (دینی) آن گاه که پیش هم هستند دیدار و زیارت یکدیگر است و در موقعی که به مسافرت رفتند نامه‌نوشتن به یکدیگر»(5) برگرفته از کتاب آداب النفس 1) کلینی،اصول کافی، ج 1، ص 470، ح 1. 2) همان، ج 4، ص 481، ح 3. 3) همان ، ص 487، ح 9. 4) همان ، ح 12. 5) همان ، ص 495، ح 1
کتاب آداب النفس

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS