دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رابطه خردورزی با نقادی و نقدپذیری

مسئولیت حکومت و دولت اسلامی در فضاسازی‌های مناسب برای تضارب افکار و تبادل اندیشه‌ها تبادل افکار و تضارب اندیشه‌ها، یکی از نیازهای اساسی جامعه اسلامی به شمار می‌رود و باید به صورت یک "اصل" و "ضرورت حیاتی" مورد توجه همه محافل علمی و صاحبان فکر و نظر در آید و در ایجاد فضای مناسب برای حضور اندیشه‌وران و نظریه پردازان و مطرح کردن دیدگاه‌های خود به منظور بهره‌وری از نظرات صائب و افکار برتر، تلاش شود.
No image
رابطه خردورزی با نقادی و نقدپذیری

مسئولیت حکومت و دولت اسلامی در فضاسازی‌های مناسب برای تضارب افکار و تبادل اندیشه‌ها تبادل افکار و تضارب اندیشه‌ها، یکی از نیازهای اساسی جامعه اسلامی به شمار می‌رود و باید به صورت یک "اصل" و "ضرورت حیاتی" مورد توجه همه محافل علمی و صاحبان فکر و نظر در آید و در ایجاد فضای مناسب برای حضور اندیشه‌وران و نظریه پردازان و مطرح کردن دیدگاه‌های خود به منظور بهره‌وری از نظرات صائب و افکار برتر، تلاش شود.

در این میان نباید و نمی‌توان ایجاد این فضا برای تضارب و تبادل افکار را وظیفه انحصاری اندیشه وران دانست و از وظایف حکومت و دولت اسلامی در این زمینه غفلت ورزید.

وظیفه و مسئولیت حکومت دینی در ایجاد بسترهای مناسب به منظور تحرک و فعالیت مستمر صاحب نظران در علوم و دانش‌های مختلف، به گونه‌ای حائز اهمیت است که اگر دولت اسلامی با فضاسازی‌های لازم تجمع و تضارب افکار اندیشمندان را ایجاد کند، به طور روزافزون و در سطحی وسیع این اصل و ضرورت بزرگ جامه عمل به خود می‌پوشد و با تشکیل محافل علمی و تبادل افکار صاحبان علوم و دانش‌های گوناگون، رشد و پیشرفت کشور شتاب می‌گیرد و با نقادی‌هایی که انجام می‌شود نواقص و کاستی‌ها چهره می‌نمایند و مرتفع می‌شوند و بازدهی طرح‌ها و برنامه‌ها فزونی می‌گیرد. البته این فضاسازی‌ها نباید به محافل علمی محدود شود، بلکه باید در رسانه‌های سمعی و بصری و نوشتاری - یعنی صدا و سیما و مطبوعات - نیز گسترش یابد و نویسندگان فهیم و پژوهندگان بصیر و صاحبان نظرات بکر و نوین در مسائل فرهنگی، ادبی، هنری، اقتصادی، قضایی، اجتماعی و سیاسی با مقالات و تحلیل‌ها و بررسی‌های خود در نمایاندن معایب و محاسن، راه عبور از مشکلات و دست یابی به موفقیت‌ها را صاف و هموار کنند، و بدیهی است که برای نیل به این هدف، حاکمان و دولتمردان باید دارای سعه صدر در مراتب بالا باشند و روحیه "انتقادپذیری" را در خود تقویت کنند و با شنیدن و خواندن هر نظر مخالف و متضاد باافکار و برنامه‌های خویش بر آشفته نشوند و به نفی اندیشه‌ها و طرد دانشمندان نپردازند.

باید اذعان داشت که تضارب افکار و تبادل اندیشه ها، اصل و ضرورتی است که در فرهنگ و معارف اسلامی مورد توجه خاص واقع شده است و از آنجا که قوانین شرع دارای پیوند ناگسستنی با عقل سالم می‌باشد، برخورد اندیشه‌ها و رد وبدل کردن افکار و دیدگاه ها، از ضرورت‌های عقلانی و از مشخصه‌های انسان‌ها عاقل و خردورز معرفی شده است.

کلام گهربار ذیل از حضرت امام علی بن ابیطالب(ع)، نمونه‌ای از روایاتی است که به این موضوع توجه و نظر خاص دارد:

"الا و ان البیب من استقبل وجوه الآراء بفکر صائب و نظر فی العواقب"

"آگاه باشید که به راستی خردمند فرزانه کسی است که به اندیشه‌ها و نظرات مختلف روی آورد، با فکری درست و نگرشی در عواقب و سرانجام کارها"(1)

حضرت علی(ع) در این روایت عمیق، عاقل و خردمندی را که در اوج فرزانگی و دانایی و اندیشه ورزی قرار دارد، بسیار متمایل و مشتاق به مواجهه با نظرات و دیدگاه‌های مختلف می‌داند، چنین کسی نه تنها از تضارب افکار و نقادی و نقدپذیری بیم و هراس ندارد، که آن را بسیار ضروری می‌داند و به استقبال از نظرات و رد و بدل کردن افکار گوناگون می‌رود.

عاقل فرزانه، درصورتی به تبادل و تضارب اندیشه‌ها می‌رود که دارای فکری صحیح و درست می‌باشد، زیرا یکی از شرایط اساسی برای حضور در محافل علمی و تبادل نظرات این است که طرف‌های مقابل هرکدام دارای فکر و نظر باشند و این فکر و نظر باید صائب ودرست باشد، نه مغشوش و درهم و ضعیف و سطحی.

نکته دیگر این که خردمند فرزانه در رویکرد به تضارب افکار و تبادل اندیشه ها، به سرانجام امور نظر می‌گسترد و در نتیجه نهایی آنها می‌اندیشد و اگر آنچه درباره هر کار و فعالیت مطرح می‌کند و نظر می‌دهد، از ابتدا نتیجه‌ای نامفید و حاصلی معیوب یا ضعیف داشته و از هم اکنون چشم انداز آن مشخص باشد، از ابراز آن خودداری می‌کند، و این جاست که یکی دیگر از نشانه‌های عاقلان فرزانه رخ می‌نمایاند و آنان به هیچ وجه در مطرح کردن نظری که عمل به آن ثمره‌ای بزرگ به بار نمی‌آورد، اصرار نمی‌ورزند، و به نفس و خواهش درونی خود نظر نمی‌گسترند، بلکه به فرجام جامعه و رشد و سعادتمندی مردم می‌اندیشند، بنابر این همواره به این نکته نظر دارند که آیا نظراتی که می‌دهند راه به جایی می‌برد یا نه و رشد و پیشرفتی می‌آفریند یا این که اثر آن ضعیف می‌باشد.

این اصل را نیز نباید فراموش کنیم که در تضارب افکار و تبادل اندیشه‌ها امکان ضعف و کاستی در برخی از دیدگاه‌ها وجود دارد و این واقعیتی اجتناب ناپذیر می‌باشد و در فرهنگ اسلامی نیز به آن توجه شده است. زیرا تا افکار و دیدگاه‌های مختلف - اگر چه برخی هم دارای ضعف باشند - مطرح نشوند، نواقص و کاستی‌ها شناسایی نمی‌شود تا مرتفع شود و نظر و اندیشه برتر و صحیح‌تر انتخاب گردد(2)ولی در عین حال، عاقل فرزانه سعی وافر دارد که عواقب کارها را در نظر بیاورد و به حاصل نهایی آنچه می‌اندیشد و ارائه می‌دهد فکر کند و مراقب باشد که اولاً با فکر صائب و درست در مناظرات علمی و تبادل اندیشه‌ها وارد شود و همیشه پشتوانه‌هایی ارزشمند از دانش و بینش را به صورت "ذخیره" و "گنجینه" در نهانخانه عقل و فکر خود برای این گونه محافل علمی و نیز برای نگارش مقالات و کتب آماده کند. ثانیاً هر فکر و دیدگاهی که مطرح می‌کند، نقطه پایانی و نهایی آن را در آثار و ثمرات و راهگشایی‌ها و مقصدرسانی‌ها بنگرد.

با توجه به آنچه توضیح داده شد، از کلام گهربار حضرت علی(ع) این نتایج پنجگانه به دست می‌آید:

1- روی آوردن به اندیشه‌ها و نظرات مختلف یک "اصل" و "ارزش" است که به صورت تضارب افکار و تبادل اندیشه‌ها رخ می‌نمایاند و محافل علمی و رسانه‌های جمعی را رونق و رشد و بالندگی می‌دهد.

2 - اگر می‌خواهیم انسان متفکر و خردمند فرزانه را بشناسیم، بدانیم که او صفات و ویژگی‌هایی دارد که یکی از مهم‌ترین آنها علاقه و اشتیاق به آشنایی و شناسایی نظرات و اندیشه‌های مختلف است.

3 - خردمند فرزانه مشخصه‌ای دیگر نیز دارد و آن اینکه در محافل علمی و مناظرات، و نیز در نگارش مقالات و تحقیق و تألیف کتب، با فکر صائب و درست و متقن و استوار وارد می‌شود و او کسی است که از افکار ضعیف و سست و مغشوش به دور می‌باشد.

4 - خصلت دیگر فرزانه خردمند این است که در عواقب و فرجام کارها می‌اندیشد و سعی وافر دارد هر نظر و دیدگاهی که ارائه می‌دهد، به اموری موفق ختم شود، و به طور کلی او در هر کاری که انجام می‌دهد نیز چنین است، یعنی به آینده آن و آثار و ثمرات مفید و یا ضعیف و زیانمند آن نظر می‌گسترد و مراقب است به اموری اهتمام ورزد که انجام و فرجام آن، ارزشمند و پربار باشد.

5 - دقت عاقلان فرزانه در ارائه فکر و نظر صائب، نافی تشکیل محافل و تضارب افکار و نظرات نمی‌باشد، و نباید از این مراقبت، هراس از ارائه اندیشه و دیدگاه‌ها و نظریه پردازی‌ها برداشت شود، زیرا در تضارب و تبادل افکار، نظرات ضعیف نیز راه می‌یابند و اجتناب ناپذیر می‌باشد و راه حل اساسی این است که در مناظرات و نظریه پردازی ها، ضعف نظرات مزبور به طور مستدل و علمی شناسایی شود و از گردونه خارج گردند. بنابر این دقت عاقلان فرزانه در ارائه فکر صائب یعنی مراقبت آنان در تقویت فکر و کنکاش و پژوهش‌های علمی برای اتقان و استحکام در اندیشه‌ها و رفع کاستی‌ها و راه گشا کردن آنها می‌باشد.

* پاورقی:

1 - غررالحکم، تنظیم موضوعی، ج 2، باب العقل، ص 145، روایت 76

2- در متون فرهنگ اسلامی آمده است: "نظرها و اندیشه‌ها را به تضارب و رویارویی در آورید، زیرا دیدگاه و نظر صحیح و برتر این گونه ظاهر می‌شود." این توصیه به وضوح این واقعیت را به اثبات می‌رساند که تا نظرات گوناگون و ضعیف و قوی مطرح نشوند و به مناظره و تضارب و تبادل در نیایند، نظر صائب رخ نمی‌نمایاند. بنابر این وجود نظرات مختلف که حتی برخی از ضعف برخوردار باشند، ضروری است و آنچه مهم است حاصل و ثمره این تبادل افکار است که کنار رفتن دیدگاه‌های ضعیف و تثبیت نظرات برتر می‌باشد.

* حاکمان و دولتمردان باید دارای "سعه صدر" باشند وروحیه "انتقادپذیری" را در خود تقویت کنند و با شنیدن و خواندن هر نظر مخالف و متضاد با افکار و برنامه‌های خویش برآشفته نشوند و به نفی اندیشه‌ها و طرد اندیشمندان نپردازند

* خردمند فرزانه با فکر صائب در مناظرات علمی برای تبادل اندیشه‌ها وارد می‌شود و همیشه پشتوانه‌هایی ارزشمند از دانش و بینش را به صورت "ذخیره" و "گنجینه" در نهانخانه عقل و فکر خود برای تضارب افکار و نیز برای نگارش مقالات و کتب آماده می‌کند

* تضارب افکار و تبادل اندیشه‌ها نباید به محافل علمی محدود شود، بلکه باید به رسانه‌های سمعی و بصری و نوشتاری یعنی صدا و سیما و مطبوعات نیز راه یابد. همچنین قبل از تلاش اندیشه وران برای ایجاد بستر و فضای مناسب برای تحقق تضارب و تبادل افکار، باید حکومت دینی و مسئولان و زمامداران به فراهم شدن این فضا تلاش کنند

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS