دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راز غدیر ؛ رمز نجات

No image
راز غدیر ؛ رمز نجات در آستانه عید خجسته غدیر هستیم؛ روزی که بزرگترین عید بندگان که نه، عید بزرگ خدا است. روز اتمام نعمت و اکمال دین است و بدون آن رسالت نیز ناتمام و بی ثمر می ماند. اما به راستی رمز بزرگی غدیر چیست و چرا از چنین جایگاهی برخوردار است؟
شناخت این رمز و پاسداری از راز آن می تواند این روز بی نظیر تاریخی را برای ما پربرکت تر سازد و برای این منظور راهی بهتر از مراجعه به متن حادثه و متون پیرامون آن نیست.
شاید بتوان گفت: راز عظمت غدیر ارائه الگو و معیار زندگی است؛ چه در ساحت فردی و چه در ساحت اجتماعی، حرکت افراد و جامعه به سوی سعادت و خوشبختی نیازمند شناخت راه، نیازهای آن و شیوه پیمودن و سرعت مسیر است. کسی که بدون شناخت و معرفت، حتی به خیال خود، راه حق می پیماید، جز حیرت و خستگی نمی اندوزد و مثالش، بنابر آنچه در روایات است، مثال حیوان چشم بسته ای است که با زحمت و دشواری به دور آسیاب می چرخد و باز همان جا است که بود؛ البته همراه با خستگی ، درماندگی و ناامیدی از ادامه راه.
غدیر تنها برای نشان دادن راه هم نبود؛ چرا که این کار مهم را بعثت بر عهده گرفته بود. هدف رسالت راهنمایی بود که آن را به بهترین صورت انجام داد. غدیر آمد تا راهبری کند و شیوه پیمودن راه را به بشر بیاموزد. راه را باید رفت اما آنچنان که رهروان رفتند؛ نه آنگونه که خود می پسندیم و می خواهیم. برای همین است که علی (ع) را "میزان الاعمال" نامیده اند و البته امامان پس از ایشان هم چنین اند؛ مگر نه آنکه در صلوات و سلام بر آنها اعتراف کرده و می گوییم "آنان که بر شما پیشی می گیرند از راه به در می روند (مارقین) و آنان که از شما عقب می افتند نابود می شوند (زاهقین) و تنها کسانی به مقصد می رسند که گام به گام به همراه شما هستند (لاحقین)".
این چنین است که افراط و تفریط، هر دو برخلاف فلسفه غدیر است. چه تندروها و چه کندروها نظم جامعه را بر هم زده و نبض آن را پرتنش می سازند و در هر حال ، با هر نیتی که چنین کنند، امام خویش را از مقصد و مقصود خود مانع می شوند. برای همین است که خود آن حضرت فرمود: دو دسته دشمنان من هستند و همین ها کمر مرا شکستند؛ یکی تفریط کنندگان که معمولا از مدعیان روشنفکری هستند و به بهانه های واهی در هر چیز شک می کنند و اتفاقا از همه مردم عقب ترند ؛ و دیگری افراط کنندگان که عمدتا جاهلان بی خبر از واقعیت ها هستند که از دین جز پوسته ای ، آن هم شکننده ، فهمی و سهمی ندارند. همه را دشمن می پندارند و در آخر حتی بر امام خویش هم خرده می گیرند و شمشیر می کشند. به همین دلیل این فرقه به مراتب خطرناک تر از گروه نخست اند و به گفته حضرت، بیماری آنان هاری است. مگر خ.ارج جز این بودند؟!
درس بزرگ غدیر برای امروز (و البته هر روز ما) همین است که نه ژست های بی مایه و شبه عالمانه و نه عربده های بلند و کاملا جاهلانه، نباید برای کسی جلب توجه کند. راه نجات و سعادت تنها اعتدال و پیروی از معیارها است؛ برای همین است که در آن روز بزرگ باید چنین گفت و خواست: «"خدایا! تو را گواه می گیریم که ما به دین محمد و خاندان او گرویده ایم، سخن ما و آئین ما، سخن و آئین آنهاست. هر چه را ایشان گویند تکرار می کنیم و به هر دینی که آنان دارند می گرویم. هر چه را منکرند، منکر می شویم و هر که را دوست دارند، دوست می داریم. با هر که دشمنی ورزند دشمنی می کنیم و به هر که نفرین کنند، تفرین می کنیم و از هر که بیزاری جویند، بیزاری جوییم و با هر که مهرورزند، ما نیز مهر می ورزیم. ما به آنان ایمان آورده ایم و تسلیم آنان هستیم. به رضای ایشان راضی بوده و از آنان پیروی می کنیم. پس، ای خدای بزرگ، نعمت ایمان را بر ما کامل گردان و مستقر و ثابت نگهدار. آن را عاریتی قرار مده. ما را به ایمان زنده بدار و به آن بمیران. ما به آنان اقتدا کرده و دل بسته ایم ، پس حشر ما را در دنیا و آخرت با ایشان قرار ده و ما را از مقربان درگاهت به شمار آور که ما به این نعمت خشنودیم! ای مهربان ترین مهربانان".»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS